گروه صنعت زیر ساخت: روگذرها و زیرگذرها، پروژههای مربوط به شهرهای اقماری، جادههایی که نیمهکاره ساخته شدهاند و... نمونههایی از کندروی در اجرای پروژههای عمرانی هستند.
در آمدوشدهای دولتهای پیشین، بسیاری از پروژههای عمرانی با تاخیر در عملیات اجرایی مواجه شدند. تاخیرهایی که پروژهها را با افزایش هزینه و کاهش کیفیت مواجه کرد. سید احسن علوی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی درباره آثار مخرب این تاخیرها به گسترش صنعت توضیح میدهد:
بالا رفتن طول عمر پروژههای عمرانی چه مشکلاتی به وجود میآورد؟
نرسیدن به برنامهها در ایران یکی از مشکلات اصلی است. بالا رفتن طول عمر پروژهها ۳ نوع آسیب دارد. نخست اینکه هزینهها را بالا میبرد بهطوریکه معادل اعتباراتی که برای پروژههای عمرانی اختصاص داده میشود برای دیرکردها در نظر میگیریم. از سوی دیگر توقف موقت یا تاخیر در مراحل اجرا، کیفیت را کاهش میدهد چراکه دچار استهلاک میشویم و مصالح از بین میرود و سوم آنکه اگر با تغییر آییننامهها نیز مواجه شویم، ممکن است کل پروژه با تهدید مواجه شود.
برای اینکه دچار تاخیر در مراحل اجرایی نشویم باید چه کرد؟
این تاخیرها بهدلیل غفلت از مهندسی ارزش در تعریف پروژههاست. بسیاری از پروژههای عمرانی با شکست مواجه میشوند. شهرهای جدید نیز یکی از این پروژهها هستند و در حالی احداث میشوند که به علت مطالعات ناکافی پیش از اجرای پروژهها، به محلی شبیه خوابگاه تبدیل شدهاند. در کشورهای پیشرفته ممکن است دو سال روی طرحی کار کرده و در ۶ماه آن را اجرا کنند اما در ایران بیشتر اتفاق میافتد که دو ماه برای برنامهریزی یک طرح زمان میگذارند و بعد در ۱۰سال اجرا میکنند. ما در برنامهریزیها مشکل داریم. ابتدا بودجهها را تعیین کرده و بعد برنامهریزی میکنیم.
همانطور که اشاره کردید شهرهای اقماری نیز با تاخیر در مراحل اجرایی مواجه هستند. این تاخیرها چه تاثیری در کیفیت زندگی ساکنان این منطقه داشته است؟
شهرهای نزدیک کلانشهرها دچار برجسازی و ساختمانسازی میشوند و مهاجرتپذیری بالایی دارند و هر روز به ساکنانشان افزوده میشود اما از امکانات کافی برخوردار نیستند. بهعنوان نمونه شهر تهران حدود ۱۲میلیون و ۸۰۰هزار شهروند دارد و مرکز تمام سیاستگذاریها و تصمیمگیریهاست. استان تهران نیز به لحاظ نزدیکی به پایتخت، دارای شرایط ویژه و برتریهایی است ازاینرو دچار مهاجرانی شده است که باید میزبان آنها باشد اما امکاناتی برایشان درنظر نگرفته است. بیشتر شهرها و روستاهای اطراف تهران و همچنین سایر کلانشهرها دچار محرومیتهایی در تامین انرژی، خدمات و رفاه شدهاند. این شهرها با مشکل نبود زیرساختهای کافی خطوط لوله گاز و آب، زیرساختهای برق و حملونقل مواجهاند و از نظر ارائه خدمات ضعف دارند. به این علت، ساکنان شهرهای جدید برای رفع نیازهای شهروندی یا اشتغال و تحصیل مجبور به سفرهای روزانه به نزدیکترین شهر هستند. ازاینرو به شهرهایی غیرقابل سکونت تبدیل شدهاند. برنامهریزی درباره احداث شهرها، روندی پیچیده دارد که باید در مدت زمانی مناسب انجام شود. این پروژهها با بودجه کلانی اجرایی میشوند که در شرایط سخت اقتصادی امروز نیاز است تا اجازه هدررفت منابع مالی به دلیل کیفیت پایین برنامهها را ندهیم. با این وجود، آنچه انجام شده با آنچه انتظار میرود فاصله زیادی دارد. دستگاههای اجرایی از مهندسی ارزش غافل ماندهاند. از نظرات کارشناسان زبده استفاده کافی نمیکنند و نیازسنجی و مکانیابیهای مناسبی در احداث شهرهای جدید ندارند.