صفیه رضایی: برای ترغیب واحدهای صنعتی در بخش تولید باید شاخص سنجش نوآوری برای آنها تعریف شود. این شاخص میتواند متناسب با شرایط واحدهای صنعتی از سوی یک مرکز مشخص از جانب سازمان صنایع کوچک یا نهادی فراسازمانی تعیین شود که مدیریت نوآوری را برعهده داشته باشد.
کارشناسان معتقدند که درحالحاضر بررسی نوآوری تنها برای واحدهای دانشبنیان است و باید برای دیگر واحدهای صنعتی نیز چارچوبی تعیین شود تا سطح خلاقیت تولیدی آنها سنجش و ارزیابی شود. ارتقای رتبه ۲۸ پلهای ایران در شاخص نوآوری مقدمه خوبی بود تا به این موضوع بپردازیم که از اساس این شاخص برای تمامی واحدهای تولیدکننده از فکری و کالایی گرفته تا خدماتی صدق میکند یا اینکه دربرگیرنده تعداد محدودی از صاحبان ایده و دانش است؛ زیرا زمانی که از نوآوری سخن گفته میشود به یاد جشنوارههای خوارزمی و تعداد مقالات چاپ شده میافتیم. بگذریم از اینکه کلیت جامعه نگرش خوشایندی به آمار و ارقام ندارد و حتی آن را انکار میکنند و مشکلات را به شرایط کسبوکار نسبت میدهند. یکی از دلایل این سردرگمی که حتی بین مسئولان هم دیده میشود این است که چه میزان آمار و ارقام اعلامی با شرایط کشور ما تناسب دارد و چقدر واحدهای تولیدکننده کالا در کنار تولیدکنندگان فکر قرار میگیرند. برای تشریح این موضوع اندکی از شاخص نوآوری جهانی میگوییم؛ شاخصهای جهانی نوآوری براساس ۷ رکن اصلی ارزیابی و وضعیت کشورها در حوزه نوآوری اعلام و به دو دسته ورودی و خروجی تقسیم میشود. شاخصهای ورودی شامل چارچوب نهادی، سرمایه انسانی و پرورشها، زیرساختها، پیچیدگی بازار و کسبوکار و شاخصهای خروجی شامل بروندادهای خلاقانه و بروندادهای دانش و فناوری است. این معیارها از سوی سازمان جهانی داراییهای فکری و مدرسه کسبوکار مورد بررسی قرار میگیرد و برای هر کشوری متناسب با شاخصها امتیازی درنظر گرفته و این امتیازها ردهبندی و هر سال اعلام میشود. بعد از بررسی این شاخص جهانی ممکن است به این فکر بیفتیم که چرا برای واحدهای تولیدکننده یا همان واحدهای صنعتی خود شاخص سنجش نوآوری نداریم؟ حتی ممکن است این سوال ایجاد شود که چرا فقط واحدهای دانشبنیان در رده نوآوران قرار میگیرند و گویی دیگر واحدهای صنعتی از نوآوری سهمی ندارند؛ آن هم در دنیایی که همگان سخن از نوآوری و خلاقیت میگویند.
نوآوری تنها در سبد دانشبنیانها
سیدمهدی صفوی، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی استان بوشهر هم این گفته ما را تایید کرد. وی در توضیحات بیشتری به گسترش صنعت گفت: در زمینه صنایع کوچک یک سرفصل شناسایی برای شرکت دانشبنیان تعیین شده است. این واحدها با استفاده از مشاوران مراکز کسب و کار میتوانند تخصص و قابلیت خود را ثبت کنند. همچنین با معرفی به حوزه علم و فناوری ریاستجمهوری میتوانند از امتیازها و مشوقهای لازم برخوردار شوند.
صفوی افزود: وجود واحدهای دانشبنیان به این معنی نیست که واحدهای قدیمی صنعتی نمیتوانند نوآوری کنند بلکه هر واحد صنعتی که بتواند ایده خود را تجاری کند، خواهد توانست از مزایای آن استفاده کند به ویژه اینکه واحدهای صنعتی که واحد تحقیق و توسعه دارند یا محصول جدید در خط تولید قرار میدهند میتوانند در زمره واحدهای صنعتی نوآور قرار گیرند. با این حال، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی استان بوشهر معتقد است که پارکهای علم و فناوری مراکز خوبی برای جانمایی نوآوران و دانشبنیانها هستند. این واحدها میتوانند ایدههای خود را تجاریسازی کنند. سخنان صفوی اما این ایده را بدون پاسخ و واکنش قرار داد که چرا ما در کشور برای واحدهای صنعتی شاخص سنجش نوآوری نداریم؛ آن هم نهتنها برای دانشبنیانها بلکه برای تمامی واحدهای صنعتی که هرسال معرفی شوند بهویژه اینکه طرح این موضوع در سازمان صنایع کوچک بیشتر موثر است. سیدمسعود عظیمی، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی استان یزد اما نظر متفاوتی دارد. وی معتقد است که باید همچون HSEE که شیوهنامه آن در سازمان صنایع کوچک برای واحدهای صنعتی ایجاد شده شاخص سنجش نوآوری یا مدلی که بتواند دربرگیرنده تمامی واحدهای صنعتی باشد، به وجود آید.
جای خالی مدیریت نوآوری
عظیمی در توضیحات بیشتری به گسترش صنعت گفت: نوآوری شاخصی است که سطوح و تناسبهای آن در مراکز نوآوری یا مرکز نخبگان یا پارکهای علم و فناوری تعیین میشود. از اینرو مدیریت نوآوری نیز در چارچوب همین سازمانها میتواند مفهوم پیدا کند تا جایی که در شهرکهای صنعتی این شاخص تنها واحدهای دانشبنیان را شامل میشود. واقعیت این است که مدیریت نوآوری موضوع مهمی است که برای تحرک در آن به ایدههای خوب نیاز داریم؛ آن هم در دنیایی که استارتآپها و پارکهای علم و فناوری شکل میگیرند. مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی استان یزد تاکید کرد: باید نهاد یا مرکزی در سازمان صنایع کوچک نیز ایجاد شود تا بهعنوان موتور محرکه ایدههای خوب برای صنایع فعالیت کند. به عبارتی، مدیریت نوآوری واحدهای صنعتی را پوشش دهد.
وی گفت: نوآوری موضوعی است که باید به آن نگاه همهجانبه وجود داشته باشد در غیر این صورت پیشرفت نمیکنیم. از اینرو باید جایی باشد که ایدههای خوب را بگیرد و بعد از پردازش و تکمیل، تجاری کند. این موضوع میتواند در کنار تقاضای بازار و نیازهای مشتری نیز مطرح شود. عظیمی به این نکته نیز اشاره کرد که نباید متولی مدیریت نوآوری، سازمان یا بخشی دولتی باشد بلکه اگر یک نهاد فراسازمانی نیز باشد بهتر میتواند روند را سازماندهی کند.
چند نکته
در بررسی خلأهای سنجش نوآوری برای تمامی واحدهای صنعتی میتوان گفت در عصر نوآوری باید مراکز یا سازمانهایی ایجاد شود که بیوزن باشند و در انحصار دولت قرار نگیرند. این مراکز بهطور معمول بینرشتهای هستند و میتوانند افراد بااستعداد را جذب کنند. به عبارتی، نیاز نیست میزان نوآوری و سطح خلاقیت واحدهای صنعتی در بطن سازمان صنایع کوچک رصد یا به مرکز علم و فناوری ریاستجمهوری سپرده شود بلکه باید متناسب با واحدهای صنعتی میزان خلاقیت آنها در تولید و رشد ایدههای تجاری رصد شود. پیشنهاد میکنیم که نام این مرکز، سیاستگذاری صنعتی یا خطمشیگذاری نوآوری گذاشته شود. دلیل این همه تاکید این است که واحدهای دیگر صنعتی به غیر از دانشبنیانها در محور نوآوری و خلاقیت گاهی به حاشیه میروند. شاید هم این نکته مطرح شود که اولویت بررسیهای اقتصادی درحالحاضر کسب و کار و نقدینگی است و جا برای نوآوری وجود ندارد. اما باید گفت مدیران صنعتی در شرایط سخت نوآوری پیشه میکنند و چه خوب است حالا که از رقابتپذیری و ایجاد انگیزه برای تولید بیشتر سخن گفته میشود هر اقدام واحدهای صنعتی را در زمره مدیریت نوآوری رصد کنیم تا ما هم شاخص سنجش نوآوری را در سال تعیین کنیم و برای آن جایزه درنظر بگیریم. این اقدام تشویقی گاهی از معافیتهای مالیاتی نیز خوشحالکنندهتر خواهد بود. امیدواریم این مرکز یا نهاد بهصورت یکپارچه برای تمامی واحدهای صنعتی لحاظ شود.