سارا گلچین: کارلوس گون بهتازگی اعلام کرده که از نیسان میرود.
این خبر از این جهت اهمیت دارد که نیسان حیات دوباره خود را بدونشک مدیون این مدیر فرانسوی است. وقتی او در سال ۱۳۷۸ به نیسان رفت، ژاپنیها تاب دیدن این مدیر خارجی را نداشتند و همکارانش را تهدید به مرگ کردند. اما او ماند و با داروهای تلخ و در عین حال شفابخش نیسان را در چند سال از فرش ضرر به عرش سود رساند.
باب لوتز هیچگاه تصور نمیکرد بتوان نیسان را نجات داد. لوتز اواخر دهه ۹۰م (دهه ۷۰) مدیرعامل شرکت امریکایی سازنده باتری «اکساید» Exide بود. او پس از کار در شرکت کرایسلر و پیش از پیوستن به جنرالموتورز مدیرعامل شرکت باتریساز بود. در آن زمان، نیسان در آستانه شکست و ازهمپاشیدگی قرار داشت. در آن اوضاع زمزمههایی به گوش میرسید که شرکت پیشین لوتز که اکنون با نام دایملر کرایسلر شناخته میشود، علاقهمند به مالکیت نیسان است.
از لوتز خواسته شد نظر خود را درباره این ایده بدهد و پاسخ او به این درخواست آینه تمامنمای نگرشهای متداول آن زمان بود.
او گفته بود: بهتر است ۵میلیارد دلار را در جایی بگذارید که نامش «نیسان» نباشد و این کشتی به گل نشسته را به اقیانوس آرام بیندازید.
در میانه حال و روز ناخوش شرکت ژاپنی بود که سروکله لوئیس سوئیتز، مدیرعامل وقت رنو پیدا شد. سوئیتزر یکی از امیدوارترین مدیران جوان خود را به ژاپن فرستاد تا تلاش برای نجات فوری شرکت ژاپنی را آغاز کند. آن مدیر جوان امیدوار کسی نبود جز کارلوس گون (Canos Chosn).
یک ماه بیشتر از مسئولیت جدید گون نگذشته بود که قول داد ورق را خیلی زود به نفع نیسان برگردانده و این شرکت را به سوددهی برساند. پس از ۷ بار زیاندهی در ۸سال، دیگر نشان چندانی از غوطهور بودن نیسان در بحران نبود. ۳ماه بعد گون در هتلی در توکیو یک طرح دقیق برای بازسازی و بازیابی نیسان برنامهریزی کرد.
صحبت کردن به زبان بیگانه سخت است اما سختتر از صحبت کردن برقراری ارتباط با مخاطبانی است که زبانی دور از شما دارند. این کار بهویژه برای گون که یک فرانسوی متولد برزیل و لبنانیتبار است، بسیار سختتر بود؛ کسی که قرار بود نشان ژاپنی را نجات دهد. با این اوصاف این کار برای گون فراتر از یک کسبوکار بود.
کار به اندازهای سخت بود که حتی موضوع تهدید به مرگ هم برای جیسون واینز که مدیر روابط عمومی گون بود، پیش آمد. ازاینرو به کارهای بیشتری برای حفظ جان و امنیت گون در ژاپن نیاز بود که به همین دلیل در اکتبر همان سال (مهر و آبان ۷۸) افرادی با این هدف استخدام شدند.
همانطور که ژاپنیها اطمینان داشتند، داروی گون برای شرکت در آستانه ناکامی کشورشان تلخ بود. کم کردن نیروی انسانی، تعطیلی کارخانهها، حذف تامینکنندگان و پایین کشیدن کرکره برخی نمایندگیهای فروش بخشی از داروهای درمانی گون برای نیسان آن زمان بود.
در سوی دیگر این راهبرد قول افزایش هزینهکرد در بخش تحقیق و توسعه و نیز بازسازی با محوریت تولید از سوی گون داده شده بود.
عملکرد گون همچنان برای برخی از ژاپنیهای مشکوک به اوضاع، قانعکننده نبود اما وقتی گون گفت که در نمایشگاه خودروی ژاپن شرکت میکند، بسیاری از ژاپنیها قانع شدند که نسخه شفابخش این فرانسوی لبنانیتبار زاده برزیل، درد شرکتشان را دوا میکند.
راز گون چیست؟
واینز درباره راز موفقیت گون میگوید: «او فرهنگ بیگانه را در آغوش گرفت و ژاپنیها را درک کرد. »
این کاملا درست است اما حتی همان کسانی که آن زمان گون را بهعنوان یک ناجی پذیرفتند هرگز فکر نمیکردند که او امروز همچنان هدایت نیسان را به عهده داشته باشد. او تا پایان مارس (اواسط فروردین) مدیرعامل نیسان خواهد بود و پس از آن از اول آوریل (۱۳ فروردین) مدیریت نیسان برای نخستینبار پس از ۱۸ سال به یک مدیر ژاپنی خواهد رسید.
او جای خود را به «هیروتو سایکاوا» میدهد که ۶۳سال سن دارد و ۴۰سال است در نیسان کار میکند. گون البته همچنان رییس هیات مدیره نیسان خواهد ماند اما برای اینکه فرصت بیشتری داشته باشد تا به اتحاد جدید خودروییاش رسیدگی کند، مدیرعاملی نیسان را به مدیر ژاپنی واگذار کرد. او در آخرین اقدام خود عمده سهام میتسوبیشی را خرید تا گروه خودروسازی فرانسوی ژاپنی را گسترش دهد.
یکی از بزرگترین ویژگیهای کارلوس گون، کاهش هزینههاست. او که به قاتل هزینهها معروف است، در سال ۲۰۰۱م (۸۰-۷۹) مدیرعامل نیسان شد و در ۲۰۰۳ (۸۲-۸۱) توانست شرکت نیسان را به سوددهی برساند.
او در تمام این سالها توانست میلیاردها دلار صرف اهداف خود کرده و از فناوریهای گوناگون از خودروهای الکتریکی گرفته تا فناوری رانندگی مستقل و فناوری ارتباط خودرویی استفاده کند.
یکی از دلایل گون برای خروج از نیسان بهعنوان مدیرعامل حضور پررنگتر در رنو است. او میخواهد به همان روشی که در آن تخصص دارد یعنی صرفهجویی در هزینههای اضافی حال رنو را بهتر کند. او همچنین در توضیح اینکه چرا دیگر مدیرعامل نیسان نخواهد بود، گفت: «با گرفتن مسئولیتهای جدید در شرکت میتسوبیشی موتورز و با توجه به ملاقات با سهامداران نیسان به این نتیجه رسیدم که اکنون بهترین زمان برای سپردن کارها به هیروتو سایکاوا است. »
او در سال ۲۰۰۴ (۸۳-۸۲) رنو را به اتحاد خودروسازی زیرنظر خود اضافه کرد و در سال ۲۰۱۶م (آذر ۹۵) نیز شرکت میتسوبیشی را که دچار مشکلات مالی و دردسرهای مدیریتی بود به این اتحاد راه داد.
گون از ابتدا تا امروز
گون در سال ۱۹۵۴م (۱۳۳۲) بهدنیا آمد. اصالت پدر و مادرش لبنانی است. اما او در برزیل به دنیا آمد و بعد ازگذاران دوره تحصیل که با بازگشت پدر و مادرش به زادگاهشان در لبنان گذشت به فرانسه مهاجرت کرد. او به شرکت لاستیکسازی میشلن فرانسه رفت و با مدیریت خوب و مهندسی دقیق توانست مدیران خود را متقاعد کند که مسئولیتهای بزرگتری به او بدهند.
شرکت لاستیکسازی میشلن با توجه به سرمایهگذاری ۳۰۰میلیون دلاری که در سال ۱۹۸۰م (۵۹-۵۸) در امریکای جنوبی انجام داده، نتوانسته بود با گذشت ۵سال کارخانه را به سودآوری از پیش تعیینشده نزدیک کند. از اینجا بود که وظیفههای سنگین کارلوس در کارخانه لاستیکسازی میشلن آغاز شد و به دستور مدیران میشلن او راهی برزیل شد تا فکری برای این کارخانه کند. یکی از مشکلاتی که کارلوس در چند روز نخست حضور خود به آن پی برد، تضاد فرهنگی بین فرانسویها و برزیلیها و همکاری نکردن آنها با یکدیگر بود. کارلوس با شناختی که نسبت به برزیلیها داشت، درگذر زمان این مشکل را رفع کرد و بعد از دو سال کارخانه را از زیان خارج کرد و به سودآوری رساند. این باعث شد ارتقای درجه بگیرد و به سمت مدیرعاملی میشلن در امریکای جنوبی منصوب شود. موفقیتهای گون ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۶م (۷۵-۷۴) یک پیشنهاد کاری از سوی خودروسازی رنو دریافت کرد و عضو خانواده رنو شد. این آغاز راه او در رنو بود؛ راهی که همچنان ادامه دارد و مدیر ۶۲ساله میخواهد با رها کردن نیسان تمرکز بیشتری روی آن بگذارد.
گون در سال ۲۰۱۶م (۹۵ - ۹۴) یک اظهارنظر جالب داشت که اوایل سال ۲۰۱۷م (۹۶ - ۹۵) از سوی وبسایت «اتوموتیو نیوز» Automotive News یکی از اظهارنظرهای جالب سال عنوان شد.
او اینطور گفته بود: «شبها در برزیل خودروها پشت چراغ قرمز توقف نمیکنند. هیچ کس نمیایستد. اگر شما تنها خودرویی باشید که پشت چراغ قرمز ترمز میزنید، خود را برای تصادف آماده کنید. » گون این صحبت را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد که چرا کشورش، برزیل، بیشتر از کشورهایی چون امریکا، ژاپن و اروپا که رانندگانش «بینظمتر» هستند، باید برای خودروهای خودران انتظار بکشد.
منبع: Automotive News
