آرمان خالقی - کارشناس خودرو: خودروی ایران از نظر جذب نیروی متخصص یکی از صنایعی است که توانسته بهترین نیروهای متخصص را جذب کند و چون برخی استانداردها و آموزشهای ضمن خدمت بهخوبی برای این نیروها پیشبینی شده، خودروسازی از عهده آن برآمده و نیروهای خوبی نسبت به سایر صنایع تربیت کرده است. صنعت خودروی ایران همچنین تلاش کرده این افراد را از نظر کیفیت آموزش و روزآمدی در سطح قابلقبول نگه دارد.
از نظر کافی بودن نیرویانسانی نیز هماکنون به بازبینی و بازمهندسی نیاز است و لازم است در تعداد و توزیع شغلی کارکنان در صنعت خودرو بازنگری شود زیرا باتوجه به اظهارنظر مدیران صنعت خودروی کشور، این صنعت با مازاد نیرو روبهرو است که ضرورت بازنگری را بیش از پیش فراهم میسازد چراکه مازاد نیرو باعث افزایش هزینهها و نرخ تمامشده محصول میشود.
هماکنون بسیاری از صنایعی که دولتی بودند و واگذار شدند و صنایعی که همچنان دولتی هستند با مشکل اساسی روبهرو هستند زیرا به دلیل سفارشها، فشارها و آمد و شد مدیران دولتی که به طور معمول با فاصله زمانی کمی اتفاق افتاده، این مدیران تعداد افرادی را با خود وارد صنعت زیردست خود کرده یا از چرخه خارج کردهاند بنابراین مشکل کلی این نوع شرکتها بار اضافی کارکنان است که افزایش هزینه و نرخ و نیز کاهش بازده کاری را درپی دارد. این وضعیت در صنعت خودرو نیز دیده میشود.
ازاینرو با توجه به ظرفیت صنایع خودروسازی اگر بتوان تمهیدی اندیشید که نیروهای متخصص در صنعت خودرو بتوانند با توجه به مهارت و توانایی خود به عنوان افراد متخصص به جای دیگری بروند که مربوط به توانایی آنها باشد هم بار شرکتهای خودروساز سبکتر شده و هم شرکتهایی مانند قطعهسازها که پشتیبان و دنبالهرو این لکوموتیو اقتصادی هستند، از وجود نیروهای متخصص بهرهمند میشوند.
اگر قبول کنیم که این مشکل مزمن در این شرکتها وجود دارد و هرچه ادامه یابد حلوفصل آن سختتر خواهد بود، باید هزینههای درمان را نیز بپذیریم. از جمله هزینههایی که برای بهبود این بیماری باید پرداخت، دادن امتیاز به این افراد است به این شرط که بپذیرند از شرکت دارای مازاد نیرو جدا شوند. شرکتها نیز باید بپذیرند کسانی را حذف کنند که در طول حضور در شرکت، خدمات کمتری دادهاند. به زبان دیگر مدیران باید شایستهها و کارآمدها را حفظ کنند نه آنها را که با رابطه و بدون ضابطه به شرکت وارد شدهاند. برای دستیابی به این هدف برنامه بلندمدتی نیاز است که براساس خدمات نیرویانسانی درباره آن تصمیم گرفته شود.
از سویی، برای شرکتی که این نیروی انسانی را جذب میکند باید بخشودگیها و امتیازاتی مانند خرید خدمت و پرداخت یک تا دو سال از حق بیمه آنها درنظر گرفته شود. این روند کمک میکند که این شرکتها راحتتر بتوانند نیروی مازاد صنعت خودرو را جذب کنند و افراد نیز برای تغییر کار خود رغبت پیدا میکنند.
ورود هر کارمند به یک شرکت با این ذهنیت است که تا پایان عمر در آنجا بماند و با این هدف جایگاه خوبی بهدست آورد، حقوق همیشگی داشته و از حقوق بازنشستگی خوبی برخوردار باشد.
راغب کردن افراد سخت است و بهکار فرهنگی، مشوق، همت و اراده نیاز دارد. در این کار باید نقطه شروع و پایان وجود داشته باشد. اما پیش از این موارد شرکت باید بداند که اگر برای نمونه اکنون با ۱۰هزار نفر نیرویکار فعالیت میکند آیا میتواند با ۶هزار نفر ادامه دهد و برای پاسخ به این پرسش به اولویتبندی نیاز
دارد.
از نظر آموزش در شرکتهایی که فناوری در آنها اهمیت داشته و دستگاه به کاربر نیاز دارد چه در بخش تولید و چه کنترل کیفیت، وقتی پستها تعریف داشته باشند، آموزشها داده میشود. در صنایع خودروسازی این آموزشها بهطور معمول چه در خود شرکتها و چه به شکل برونسپاری انجام میشود. خودروسازی نمیتواند جز این باشد و بدون آموزش کسی را وارد چرخه کند ازاینرو، به سرمایهگذاری روی تکتک افراد ناچار است.
از دست دادن این نیروها برای این شرکتها هزینهبر است اما آنچه نیاز دارد تحقیق و توسعه است که در بخش منابع انسانی، سرمایهگذاری لازم است. این درنهایت به طراحی قطعات، خطوط، خودرو و ملزومات دیگر منجر میشود.
نظام ارزشگذاری بهکار گروهی و سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد. این کار همچنین امکانات و افراد علاقهمند میخواهد. در صورت فراهم بودن همه این موارد، صنعت خودروی ایران میتواند در قامت یک خودروساز بینالمللی دیده شود. اما اگر در تحقیق و توسعه بخش نیرویانسانی سرمایهگذاری نشود، خبری از نوآوری و در نتیجه، جهانی شدن نخواهد بود.




