کدخبر: 2141

سنجش بازار و مزیت تولید

به طور طبیعی در آغاز هر فعالیت تولیدی، مطالعه بازار نقش کلیدی دارد.

در دنیای امروز شروع فعالیت تولیدی بدون مطالعه جامعه بازار (داخلی و خارجی) کار را بی‌نتیجه می‌گذارد و احتمال موفقیت را کاهش می‌دهد بنابراین بر اساس روش‌های نوین علمی فعالیت‌های تولیدی باید با مطالعه بازار آغاز شود. در ادامه پس از شناخت نیاز بازار و این موضوع که آیا ما می‌توانیم آن نیازها را به روش مناسب در مقایسه با بقیه رقبا پوشش دهیم اینکه چه محصولی را تولید کنیم کمک در تصمیم‌گیری می‌کند.در گذشته شروع فعالیت‌های تولیدی با بررسی امکان‌سنجی حدود عوامل آن بود اما در عصر حاضر، مشکل عوامل تولید نیست بلکه شناخت و درک نیاز مشتری، نکته کلیدی است و اینکه آیا می‌توانیم نیاز متقاضی را به روشی مناسب‌تر از دیگران پاسخ دهیم و امتیازی را برای خود در بازار هدف کسب کنیم؟ به‌طور طبیعی پس از بررسی و امکان‌سنجی نحوه برآوردن نیاز بازار، ما را راهنمایی می‌کند اینکه چه محصولی را باید تولید کنیم و در کدام کالا می‌توانیم مزیت نسبی داشته باشیم. در واقع مقدمه و شروع هر فعالیت تولیدی باید مطالعه بازار باشد.وقتی سخن از مطالعه بازار می‌شود مراد بازار محدود و منطقه‌ای یک کشور نیست بلکه بازار داخل و خارج است. گاهی ممکن است با تمرکز در بازار داخل نتوانیم آن نیاز را به روش سودمند تامین کنیم اما با مطالعه بازارهای خارجی و با افزایش دامنه فعالیت می‌توانیم به سودآوری بیشتر آن فعالیت کمک کنیم.همچنین برای شناساندن محصول خود زمانی که کالا ساخته و آماده شده سیاست ما در معرفی باید به نحوی باشد که بتوانیم مزیت‌های رقابتی آن کالا را در مقایسه با سایر تولیدکنندگان به وسیله ابزارهای ترویج از جمله تبلیغ و نیز سایر ابزار ترویجی به مشتری معرفی کنیم و مشتری متقاعد شود محصول ما برای او مفیدتر خواهد بود.اما در مرحله آغازین کار زمانی که هنوز محصولی ساخته نشده باید نخست بازار مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و سپس براساس نیاز بازار کالای موردنظر تولید شود و این دو مسئله به طور کامل منفک از یکدیگر است. تفاوت این است که در یکی محصول آماده شده و در جست‌وجوی بازار مناسب برای فروش آن هستیم که امروز خیلی پاسخگو نیست و دیگری اینکه تولیدکننده ابتدا بازار خود را مطالعه می‌کند و نیازهای بازارش را می‌سنجد، سطح و قدرت بازار برای خرید محصول موردنظر محاسبه و سپس کالای موردنظر تولید می‌شود که این رویکرد بسیار پاسخگوتر از شیوه نخست است. در رویکرد دوم احتمال اینکه منابع خود را در تولید محصولاتی که در بازار نتواند موفق شوند به شدت کاهش می‌یابد و خطرپذیری فعالیت‌ها نیز کمتر می‌شود.


رضا توفیقی - کارشناس تجارت خارجی

 

1000 کاراکتر باقیمانده است