دانشگاه و صنعت در هر کشوری به عنوان دو بال اقتصاد تولیدمحور میتوانند در پیشرفت آن کشور سهم بسزایی داشته باشند اما در ایران اینگونه نیست. نه صنعت خیری از دانشگاه دیده و نه دانشگاه خروجیاش اعم از دانشآموختگان و فناوری را با افتخار به سمت صنعت گسیل داشته است.
همواره داستان تکراری ارتباط صنعت با دانشگاه به پاسداشت آن در یک یا چند روز در سال و چندین سخنرانی کلیشهای ختم شده و تا سال بعد این موضوع فراموش شده است. ریشهیابی این موضوع زمان زیادی میبرد اما اگر به ورود صنعت مدرن و علوم جدید دانشگاهی به کشور نگاه کنیم، متوجه میشویم که این دو ریشه مشترکی نداشته و به همین دلیل درحالی که دانشگاه فارغ از نیاز صنعت به سرعت درحال تولید مقاله در مرزهای دانش است، صنعت با فاصله زمانی ۲۰ سال عقبتر در مشکلاتی که در آن غوطهور است سیر میکند و هیچکدام نیاز خاصی به دیگری احساس نمیکنند اما در این میان پیدا کردن حلقههای گمشده ارتباط بین صنعت و دانشگاه خیلی کار سختی نیست و بهطور قطع هماهنگی کامل میان وزارت علوم و وزارت صنعت، معدن و تجارت را میطلبد و اگر وزیر صنعت در سالهای آینده بخواهد قدمی اساسی در زمینه حل مشکلات صنعت، معدن و تجارت بردارد باید به وزارت علوم به عنوان جایگاهی که در آن نیروهای صنعتی پرورش داده میشود نگاه جدیتری کند و حتی بازخوردها و تجربههای صنعتی این وزارتخانه باید سالانه در اختیار وزارت علوم قرار داده شود تا این وزارتخانه بتواند پژوهشها و دانشجویانش را در جهت نیازهای صنعت کشور همراستا کند. از برنامههای خوبی که در این زمینه درحال اجراست و امید است فقط بعد تبلیغاتی نداشته باشد و به طور جدی به آن پرداخته شود، برنامه کارورزی دولت هست و میتوان به عنوان یکی از حلقههای گمشده به آن دل خوش کرد. این برنامه برای آن دسته از دانشآموختگان که به دنبال محلی برای نشان دادن قابلیتهای خود و در عین حال تجربهآموزی میگردند، بسیار مناسب بوده و بهطور قطع تعداد زیادی از این افراد میتوانند با دانشی که در دانشگاه آموختهاند با هنرمندی و ارزشافزودهای که ایجاد میکنند، خود را به کارفرما تحمیل کنند. هرچند امید است این برنامه به محلی برای سوءاستفاده برخی از کارفرماها تبدیل نشده و راهکارهای لازم در این زمینه اندیشیده شود.از برنامههای دیگر، برگزاری فستیوالها و جشنوارههای منطقهای در زمینه کشف استعدادها و نخبگان سراسر کشور در نوآوریهای فنی است. این برنامه در دنیا به عنوان یک الگو در راستای حمایت از ایدههای صنعتی و استعدادیابی پذیرفته شده و اغلب کشورها به صورت جدی به آن پرداختهاند. در ایران هنوز برنامه مدونی برای حمایت از ایدهها وجود ندارد و در خوشبینانهترین حالت تسهیلات به آن تعلق میگیرد و در بیشتر این موارد به دلیل کمتجربگی و خام بودن ایدهها با شکست تجاری سنگینی روبهرو شدهاند. در این موارد باید سطح توقع خود از این ایدهها را مشخص کنیم و باید بدانیم انتظار چندانی در این زمینه در قدم نخست از جوانان جویای نام نمیرود. در دنیا برای صنعتی شدن ایدهها ابتدا به صورت آزمایشی و نیمه صنعتی، طرحهای منتخب مورد حمایت قرار گرفته و حتی برای بازاریابی، محصولات تولیدی به صورت نیمه صنعتی و هر چند اندک در این بخش به بازار فرستاده شده و در صورت تایید همه جوانب برای صنعتی شدن طرح قدمهای صنعتی برداشته میشود. از امتیازات دیگری که میتوان برای این دسته از نخبگان در نظر گرفت این است که امکان پرورش ایده خود در صورت تایید در یک محیط آموزشی یا پژوهشی مرتبط را داشته باشند و مطابق با استانداردهای جهانی و به طور پلکانی از آنها حمایت شود تا حداقل ما نیز بتوانیم با استفاده از تجربه سایر کشورها در این زمینه در پرورش استعدادهای بالقوه و موجود خود و شکوفا کردن آنها موثر باشیم.از بخشهای بعدی این فستیوالها و جشنوارهها که باید موردتوجه قرار بگیرد استفاده از داوران متخصص مرتبط در آن زمینه است تا بتوان ارزیابی دقیقتری از طرحهای ارائهشده داشت. متاسفانه در اغلب جشنوارهها داورانی که به این امر اختصاص داده میشوند، اشراف چندانی بر طرحها نداشته و این موضوع میتواند از توانمندی این جشنوارهها بکاهد و حتی دیده شده که برخی طرحهای ارزشمند کنار گذاشته شده و حمایتها از طرحهای با اهمیت کمتر شده است. در برخی موارد حتی طرحهایی به رویت ریاستجمهور در ادوار گذشته رسیده که به دلیل داوری اشتباه، این طرحها بسیار سطحی بوده و ارزش علمی و صنعتی چندانی نداشته است. با در نظر گرفتن بحث کارورزی و فستیوالهای نوآوری به نظر میرسد اگر ارتباط جدیتری بین وزارت علوم و وزارت صنعت، معدن و تجارت وجود داشته باشد، ارگانهای پاییندستی مانند پژوهشگاهها و دانشگاهها از یک طرف و شرکت شهرکهای صنعتی و سازمان صنعت، معدن و تجارت از طرف دیگر میتوانند همکاری موثرتری داشته باشند.
مهرداد سیفعلی - سرپرست واحد غرب کشور پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران
