امیر مهرزاد: نبود دانش فنی و مهندسی کافی یکی از عواملی است که باعث شده روند توسعه صنعتی در ایران آهسته طی شود. این اتفاق درحالی رخ داده که در ایران سازمانها و نهادهای آموزشدهنده بسیاری در حوزه صنعت وجود دارد اما با توجه به ضرباهنگ توسعه در کشور به نظر میرسد این سازمانها از توان کافی در آموزش دادن برخوردار نیستند.
آنچه محمدعلی محمدی، رئیس سازمان مدیریت صنعتی در گفتوگو با گسترش صنعت مطرح میکند مربوط به آموزش واقعی و آموزش غیرواقعی است. او معتقد است بخشی از اطلاعاتی که امروز به مدیران صنعتی در قالب آموزش داده میشود در اداره بنگاهها بدون کارکرد بوده و تاثیری ندارند. این شیوه آموزش از نظر او غیرواقعی است. از دیگر موضوعاتی که در این گفتوگو به آن پرداخته شده، سیاستگذاری نامناسب در عرصه آموزش و مدیریت جزیرهای بسیاری از سازمانهای آموزشدهنده در ایران است. سازمانها و نهادهای آموزشدهنده به گفته رئیس سازمان مدیریت صنعتی ارتباط بسیار خفیفی با یکدیگر دارند و این موضوع باعثشده تا توان آموزشی کشور کاهش یابد. محمدی در گفتوگو با گسترش صنعت به پرسشهایی از این قبیل پاسخ داده و توضیح میدهد که میپذیرد از سازمان مدیریت صنعتی توقع میرود بخشی از این مشکلات را جبران کند. مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است.
یکی از مشکلاتی که در حوزه آموزش مدیریت صنعتی در کشور وجود دارد، غیرکاربردی بودن بسیاری از آموزشهاست، برای این موضوع چه راهکاری در نظر دارید؟
در کشور فضاهای آموزشی که به بخش صنعتی کمک کند، زیاد نیست و این مشکل وجود دارد. بر این اساس یکی از اقداماتی که در این زمینه باید هرچه سریعتر انجام شود، راهاندازی مراکز آموزشی کاربردی است. اکنون چند نمونه در کشور وجود دارد اما تعداد مجموعههایی که کارکرد مناسبی ندارند بیش از مجموعههایی است که ممکن است در بخش صنعت مفید باشند. سازمان مدیریت صنعتی همیشه پیشنهاد همکاری داده و گرفته اما آنچه در این زمینه اهمیت دارد این است که چنین موضوعاتی نباید محدود به یک سازمان یا نهاد باشد. امروزه مراکز آموزشی بسیاری وجود دارد اما بخش قابلتوجهی از آنها بر مبنای آموزش واقعی فعالیت نمیکنند.
درباره تفاوت آموزش واقعی و غیرواقعی توضیح دهید. آیا میتوان اینطور برداشت کرد که آموزش واقعی برمبنای مشکلات بنگاههاست و آموزش غیرواقعی برعکس؟
بله. همینطور است. آموزش واقعی مبتنی بر مسائل روز بنگاههای صنعتی است. یکی از نیازهایی که امروزه در ایران وجود دارد توسعه مدیران بخش صنعت است. متاسفانه در دورههای گذشته به این موضوع پرداخته نشد و مشکلاتی که امروز با آن روبهرو هستیم به دلیل سهلانگاریهایی است که کشور چند سال با آنها درگیر بود. سازمان مدیریت صنعتی با دانشگاه صنایع و معادن در این زمینه همکاریهای مشترکی داشته و سعی کردیم در این زمینه ارتباط مناسبی برقرار کنیم تا مشکلاتی که امروزه به دلیل نبود دانش کافی در بخش مدیریت صنعتی وجود دارد، برطرف شود. باید آموزشهای صنعتی به سمت کاربردی شدن هدایت شود. به نظر میرسد بخشی از این مشکل به دلیل جزیرهای بودن سازمانها و نهادهای آموزش دهنده است. آیا میتوان اینطور برداشت کرد که اگر سازمانها و نهادهای آموزشدهنده با هم در ارتباط باشند بخشی از این مشکلات برطرف خواهد شد؟
بدون تردید ارتباط مراکز آموزشی با رویکرد مشابه، همافزایی بالایی ایجاد میکند. با اینکه مراکز بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد اما شاهد اقدام مشترک نیستیم. تنها برخی از نهادها یا سازمانهای آموزشی آن هم بهطور مقطعی با یکدیگر همکاریهایی دارند. یکی از دلایلی که آموزشها واقعی نیستند و کمکی به مدیران در بنگاههای صنعتی نمیکنند، همین موضوع است. باید بپذیریم که وجود خط ارتباطی بین واحدهای و سازمانهای آموزشی باعث میشود سطح آموزش صنعتی در کشور ارتقا یابد. در این صورت میتوان به رشد بیشتر بخش صنعت در کشور امیدوار بود.
آیا در زمینه آموزشهای صنعتی اکنون سیاستگذاری وجود دارد؟
بیتردید دوری این نهادها و سازمانها در کشور ظرفیت استفاده از فرصتهای بزرگ را کاهش میدهد. یکی از نیازهایی که اکنون در کشور وجود دارد، سیاستگذاری در بخش آموزشهای مدیریتی و صنعتی است. باید در این زمینه سیاستهای یکپارچه وجود داشته باشد تا ارتباط نهادهای آموزشی نیز بر مبنای مشخصی باشد. اگر این مراکز آموزشی در کنار هم نباشند، کار بزرگ انجام نمیشود. تمام موفقیتهای بزرگ در دنیا نتیجه استفاده از فرصتهای بزرگ بوده و قدرت استفاده از فرصتهای بزرگ در اختیار سازمانهای بزرگ است. با این حال باید در نظر داشته باشیم که سازمانهای بزرگ فقط خودشان بزرگ نیستند و میتوانند در یک شبکه باشند. در این صورت میتوان به شبکه بزرگی دست یافت و از فرصتهای بزرگ در قالب این شبکه استفاده کرد.
با توجه به اینکه سازمان مدیریت صنعتی در کشور بزرگترین سازمانی است که در زمینه آموزش صنعتی فعالیت میکند، توقع میرود این سازمان تاکنون در زمینهای که به آن اشاره کردید اقدام میکرد. ما در حوزه مشاوره این کار را انجام دادیم. در شبکه تامینکنندگان خدمات مشاوره بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی حضور دارند. در برخی از موارد پروژههایی که به سازمان مدیریت صنعتی داده میشود از طریق ما به مجموعههای دیگر واگذار میشود. با این سیاست توانمندی بخش خصوصی نیز افزایش مییابد و میتوانیم کمک کنیم تا بخش خصوصی در این حوزه نیز فعالیتهای بیشتری داشته باشد. در زمینه مراکز آموزشی نیز اقداماتی انجام شده است. در برخی از موارد پروژههای بزرگی وجود داشت که سازمان مدیریت صنعتی به تنهایی نمیتوانست مسئولیت آن را قبول کند. در این زمینه اقدامی که انجام شد این بود که با توجه به شبکه سازمانهای آموزشی که با سازمان کار میکردند، پروژه گرفته شد و بعد تقسیم کار در شبکه فعالان آموزشی باعث شد پروژه به مرحله نهایی برسد. برخی از پروژهها در سازمان مدیریت صنعتی به کمک مراکز پژوهشی و آموزشی بیرونی انجام میشود. مراکز آموزشی و پژوهشی بیرونی که با سازمان مدیریت صنعتی در ارتباط هستند بهطور معمول به عنوان تامینکننده خدمات یا شریک فعالیت میکنند. قابلیتهای سازمان محدود به بخشی که سازمان بر آن مالکیت داشته باشد نیست. جامعه ما نیازمند یک تدبیر مشخص با هدفی که گفتید هست و با توجه به سابقه، تجربه و قدمتی که سازمان مدیریت صنعتی دارد بدون تردید این توقع درستی است و امیدواریم این توقع را بتوانیم در جامعه محقق کنیم.
