کدخبر: 1382

از موانع بهره‌وری تا عوامل خام‌فروشی

اگر پای صحبت خیلی از مردم عادی بنشینید، ایران را کشوری غنی از منابع نفت و گاز و معادن می‌دانند که این نوع نگاه عامه مردم، فشار افکار عمومی بر مسئولان کشور را بیشتر می‌کند. اما در حقیقت ما کشور ثروتمندی نیستیم بلکه کشوری مستعد و بالقوه ثروتمند شدن هستیم.

ثروت واقعی هر کشور در اصل مجموعه‌ها و گروه‌های کارآمد و مجربی است که توانایی تبدیل مواد اولیه به اجناس با ارزش‌افزوده بالاتر را دارند. البته با وجود جمعیت مستعد کشور به دلیل موانع مختلف در شکل‌گیری این مجموعه‌ها چندان موفق نبوده‌ایم و همچنان به خام‌فروشی ادامه می‌دهیم. تا زمانی که خام‌فروشی ادامه دارد و حتی مواد اولیه پلاستیک‌ها و بیش از ۹۰درصد محصولات پتروشیمی صادر می‌شود که تفاوت زیادی با خام‌فروشی ندارد، در حقیقت ما نقش خیلی پررنگی در اقتصاد کشور خود نداریم. هرچند براساس ماده ۳۷ قانون رفع موانع تولید سعی شده است تا حدودی از خام‌فروشی جلوگیری شود اما در بیشتر صنایع، واحدهای تولیدی پایین‌دستی مرتبط یا وجود ندارد یا اگر وجود دارد آنقدر درگیر مسائل جانبی شده‌اند که نه‌تنها توانایی حل بخشی از معضلات کشور را ندارند بلکه خود به بخشی از معضلات کشور تبدیل شده‌اند. از این‌رو برای خروج صنایع پایین‌دستی و تولیدی از بحران به عزم جدی ملی نیاز است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.
به جرات می‌توان گفت دانشگاه‌ها به طور تقریبی هیچ نقشی در تولید فناوری و به عبارتی تبدیل علم به ثروت و تقویت صنایع پایین‌دستی ندارند و اگر نمونه‌هایی نیز در این زمینه دیده می‌شود به‌صورت موردی بوده و براساس برنامه مدون نبوده است. تنها دانشگاه‌هایی که نقش‌آفرینی آنها در بطن جامعه پذیرفته شده، دانشگاه‌های علوم پزشکی بوده که می‌توان گفت درحال‌حاضر موفق‌ترین دانشگاه‌ها از لحاظ کاربردی در کشور هستند. وزارت بهداشت به‌عنوان متولی این دانشگاه‌ها با بکارگیری دانشجویان مرتبط در بیمارستان‌ها از آنها افرادی مجرب می‌سازد که در سال‌های گذشته توانسته‌اند از حکیمان و پزشکان تجربی عبور کرده و به‌طور تقریبی عامه مردم، فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در زمینه پزشکی را باور کرده‌اند. در طرف مقابل، بیشتر زمین‌های کشاورزی در ایران به صورت سنتی اداره می‌شود و روش مدیریت آب و تولید تغییر زیادی نسبت به گذشته نکرده است، اما به واسطه آمار بالای بیکاری فارغ‌التحصیلان رشته‌های کشاورزی، به طور تقریبی دانشکده‌های کشاورزی در حال خالی شدن از دانشجو هستند. آیا اگر کشاورزان به این باور می‌رسیدند که با حضور مهندسان کشاورزی تولید آنها با جهش قابل توجه روبه‌رو می‌شد، حاضر نبودند به هر قیمتی مقدمات حضور آنها در دیار خود را فراهم کنند؟ در جایی که وزارت جهاد کشاورزی باید متولی دانشکده‌های کشاورزی باشد و تسهیلاتی برای حضور این دانشجویان به‌ویژه دانشجویان روستایی در زمین‌های کشاورزی را فراهم کند یا حتی با کمک این دانشجویان و تبدیل زمین‌های بایر به قابل کشت و تضمین درآمدزایی آنها علاوه‌بر بالا بردن بهره‌وری آبیاری و تولید به ایجاد اشتغال موثر کمک کند. وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز می‌تواند دانشکده‌های فنی و مهندسی مرتبط را به‌عنوان متولی مورد حمایت قرار دهد. در جایی که صنایع پایین‌دستی به دلیل فقر اطلاعات فنی و تجربی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و بهره‌وری پایین آنها به ویژه در سال‌های اولیه پس از اتمام تحصیل به نیروهای تجربی روی آورده است، وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌تواند با کمک سازمان صنعت، معدن و تجارت و نیز شرکت شهرک‌های صنعتی و ایجاد تسهیلات مناسب، دانشجویان فنی را به این واحدها گسیل دهد و علاوه بر اینکه تجربه آنها به‌طور قطع بالا خواهد رفت و به اصطلاح صنعتی‌ها آچار به‌دست گرفتن را یاد می‌گیرند، با مقرری اندکی که از این واحدها دریافت می‌کنند به‌عنوان یک نیرویی که واحد مربوط می‌تواند از ابتدا به این دانشجوها اعتماد کند، به یک بازی برد-برد برای همه تبدیل شود. با این تفاسیر وزارت، مسکن راه و شهرسازی با حمایت از دانشکده عمران و معماری، وزارت نفت با حمایت از دانشکده‌های نفت و مهندسی شیمی و به‌طور مثال وزارت فرهنگ و قوه قضاییه با حمایت از فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی مرتبط علاوه‌بر حل بخشی از مشکل کمبود نیروی انسانی خود می‌توانند نیروهای زبده و امتحان پس داده را جذب پست‌های حساس خود کنند.


آمار اقتصاد کشور به‌ویژه در ۴دهه گذشته نشان می‌دهد که تورم بخش جدایی‌ناپذیر اقتصاد ما بوده است. وجود تورم در اقتصاد باعث شده بود که بخش عمده سرمایه‌ها به سمت مسکن کشیده شود. در سال‌های اخیر به دلیل کاهش رشد جمعیت و ساخت‌وساز بی‌رویه در دولت قبلی، مسکن با رکود سنگینی روبه‌رو شد. اگرچه قیمت‌ها در این بخش به سمت واقعی شدن پیش می‌رود، اما با توجه به اینکه در تمام دنیا مسکن یک عامل محرک سایر صنایع بوده، بنابراین بی‌تحرکی بر این بخش در رکود سایر بخش‌ها بی‌تاثیر نبوده است. انتظار می‌رفت با توجه به رکود در بخش مسکن و ضررده بودن این بخش، سرمایه‌ها به سمت تولید کشیده شود، اما در عمل چنین نشد. در حالی که تورم در کشور تک‌رقمی شده، نرخ بهره برخی بانک‌ها تا دو برابر نرخ تورم است که نشان از عزم جدی آنها برای جذب سرمایه‌ها دارد. از طرف دیگر بیشتر افراد جامعه تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری در زمینه تولید ندارند اما با کاهش نرخ بهره بانکی و حمایت دولت از تولید با برنامه‌هایی شبیه بیمه سرمایه‌گذاری در تولید به جای اعطای تسهیلات، باید مردم را به سرمایه‌گذاری در این زمینه تشویق کرد. به صورت کلی باید خود را برای اقتصاد با تورم پایین آماده کنیم و یاد بگیریم که تورم که یک محرک کاذب بازار است، در طولانی‌مدت عایدی نخواهد داشت. ایجاد قوانینی برای جلوگیری از خام‌فروشی در کنار برنامه‌ریزی صحیح کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت در سایه کاهش قابل توجه نرخ بهره بانکی و متناسب با نرخ تورم و ایجاد بیمه هوشمند سرمایه‌گذاری می‌تواند افراد زیادی را به سرمایه‌گذاری در زمینه تولید و ایجاد صنایع تولیدی ترغیب کند. درحال‌حاضر یکی از بزرگترین معضلات واحدهای تولیدی و صنایع کوچک، ناآگاهی در زمینه‌های فنی، حقوقی، بازرگانی و حتی تبلیغات است. با توجه به کوچک بودن این واحدها و پایین بودن توان مالی آنها، استخدام نیروی مجرب در تمامی این زمینه‌ها به‌طور تقریبی غیرممکن است و بی‌توجهی به این عوامل باعث ورشکستگی اغلب این واحدها در چند سال نخست می‌شود. بدین منظور گسترش واحدهای مشاوره و مورد حمایت وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر وزارتخانه‌های مرتبط می‌تواند در پاگرفتن این واحدها و گذشتن از سال‌های اولیه و دشوار تولید بسیار تاثیرگذار باشد.
مهرداد سیفعلی - سرپرست واحد غرب کشور پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران

 

1000 کاراکتر باقیمانده است


روزنامه امروز