گاهی فکر میکنیم چگونه تغییرات فناورانه میتواند تعریف و ساختار جدیدی از اقتصاد را به وجود آرود که خودمان تا دیروز باور نداشتیم؟ روی یکی از تابلوهای تبلیغاتی نوشته شده بود «به جای وقتگذرانی در فضای مجازی ماهیانه ۴ میلیون درآمد کسب کنید.»
هرچند این ادعای تبلیغاتی بیش نیست اما میتواند قدرت درآمدزایی در فضای مجازی را نشان دهد. قدرتی که دیروز نبود و امروز میتواند معادلات اشتغالزایی را به هم بزند. اما نکتهای که در این فعل و انفعالات وجود دارد این است که سهم اشتغالزایی فناورانه در فضای مجازی در چه رسته و دسته شغلی قرار میگیرد که بتواند بر میزان رشد اقتصادی موثر باشد چراکه هرگونه خدمات یا کسبوکارهای مجازی که امروزه میشناسیم به نوعی در دسته خدمات جای دارند و کمتر به تولید یا صنعت تنه میزنند. شاهد هستیم که درصد بیشتر اشتغالزایی در اقتصادی کشور در قسمت خدمات قرار دارد و در این میان سهم صنعت و کشاورزی کمتر است. از اینرو، با توجه به گسترش فضای مجازی و رونق کسبوکارهای نوین، احتمال هست که درصد بیشتری از فارغالتحصیلان به این عرصه مهاجرت کنند! علاوهبر آن، در سالهای گذشته طبقات متوسط روبه بالا و متوسط نیز به سمت طبقات پایین نزول کردهاند. این نکته آنچنان از دید جامعهشناسان درباره پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن دور نیست. این فقر لایهای در میان افراد تحصیلکرده بیشتر شده است در مقابل فضای تولیدی نیز زمینه جذب برای افراد را پیدا نمیکند چرا که نبود نقدینگی و سرمایه مورد نیاز یکی از دلایل بیمیلی برای کارآفرینی و ایجاد اشتغال است و باز هم این قشر تا حدی جذب کارهای خدماتی میشوند یا مهاجرت میکنند. گزینه دیگر همین عرصه کسب و کارهای نوین است. به علاوه اینکه مشاغلی همچون دستفروشی و به تعبیری اقتصاد خیابانزده بهتدریج وارد عرصه مجازی میشوند و از آن پس است که به جای سیاستهای خیابانی برای اقتصاد باید سیاستهای مجازی بیشتر وضع شود. همین گردشها و تغییرات که طبقه متوسط و حتی روبه فقر و پایین را به خود جذب میکند باعث همسان کردن طبقات جامعه در طول دهههای آینده خواهد شد. این یک پیشبینی است اما به نظر میرسد به کمک فناوریهای روز نوعی شکست طبقاتی داشته باشیم که نهتنها ذائقه اقتصاد را تحتتاثیر قرار میدهد بلکه نوع و نگرش فرهنگی و اجتماعی را نیز دستخوش تغییر قرار میدهد.
صفیه رضایی - روزنامهنگار
