باید دانشجو یا دانشآموخته فنی و مهندسی بود تا بتوان طعم نبود پول و سرمایه برای ارائه ایدهها و نظرهای خود را درک کرد. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی و اقتصادی حمایت ویژهای از نخبگان یا حتی پژوهشگران عرصه صنعت و فناوری میشود.
شاید همین عامل باعث میشود بسیاری از دانشجویان ایدهپرداز و خلاق کشورمان ترجیح دهند مهاجرت کنند تا از مزایایی که در کشورهای دیگر وجود دارد، استفاده کنند. اما به راستی چرا تامین مالی و حمایت جهتدهی شده از نخبگان علمی در کشور ما چندان جایگاه ویژهای ندارد یا اینکه بسیاری ترجیح میدهند بر آن سرپوشگذارند؟ به نظر میرسد دلیل این موضوع به کماهمیتی سرمایه انسانی در کشورهای توسعهیافته برگردد؛ کشورهایی که با فوران نیروی کار جوان روبهرو هستند و کمتر وقت میکنند برای نبوغ و خلاقیت آنها وقت بگذارند. بسیاری از نخبگان علمی در چنین شرایطی نه تنها سرمایه اولیه برای کارآفرینی و خلق اثر ندارند بلکه دچار سرخوردگی میشوند. البته این گفته سیاهنمایی نیست بلکه طرح موضوعی است که باید برای آن علتیابی و چارهیابی کنیم. سالها است مسئولان از اهمیت مهاجرت معکوس و بازگشت نخبگان به کشور میگویند و از حجم دانش فنی که آنها میتوانند با خود به داخل آورند اما کسی بر این نکته تاکید نمیکند که آن تعداد از سرمایه انسانی که در کشو وجود دارد به توجه نیاز دارد و البته کم نیستند. اگر این باور در بین جامعه سرمایهگذار به وجود آید، کمتر به تمرکز نخبگان در داخل فکر میکنند و بیشتر سعی میکنند جلوی پراکندگی ایدهها و افکار را بگیرند. یکی از نقاطی نیز که میتواند در این راستا موثر باشد در کنار اعطای وام یا حمایت مالی پیوند دادن قشر نخبه کشور با تولیدکنندگان در قالب مجموعههای صنعتی و فناورانه است. باید کاری کرد که سرمایه انسانی کشور شناخته شود قبل از آنکه جذب کشورهای دیگر شوند.
امید افخمی - مدرس دانشگاه
