رشد بخش خصوصی راهکار نجات اقتصاد دانسته شده است. نمیتوان به صراحت گفت که این ایده چقدر میتواند در کشور ما به خوبی و با ضوابط پیش رود اما بهتدریج این توسعه بخش خصوصی به جایی میرود که فعالان اقتصادی میخواهند دولت در کار آنها دخالت نکند.
بسیاری از آنها معتقدند که نه کمک میخواهند نه دخالت؛ این ادبیات هرچند به طور کلی عملی نمیشود و همواره به صورت گلایه مطرح میشود اما درباره کسبوکارهای فناورانه میتواند صدق کند. آن هم به چند دلیل که نخستین آن به شبکهای بودن این کسبوکارها برمیگردد. دنیای ارتباطات به بروکراسی طویل و عریض پشت میکند و چقدر هم خوب پیش میرود. شبکهبندی بین اعضای کسبوکارهای نو همچون وجود مراکز رشد یا شتابدهندهها یا شرکتهای ریسکپذیر و سرمایهگذار میتواند در آینده نزدیک نوعی جامعه فعال بخش خصوصی ایجاد کند که اتفاقا دور از چشم دولت کار میکنند حال چرا دور از چشم؟ به این دلیل که قانونمندی مناسبی ندارد و به احتمال در آینده نخواهد داشت چراکه تغییرات در عرصه کسبوکارهای نو تا آنجا پیش میرود که چندان قانونگذاری سهم موثری ندارد. به این دلیل میتوان ادعا کرد که در آینده این همه توقعی که اکنون از دولت هست، وجود نخواهد داشت. این امیدواری وجود دارد به شرط اینکه دولت نیز خود را چندان مجازی نکند که دنیای دیگری را بتوان تصور کرد. دلیل دیگر اینکه عصر آینده عصر ایدهپردازانی است که خود فکر میکنند، خود سرمایهگذاری میکنند و خود پول درمیآورند. به نظر میرسد میزان وابستگی استارتآپها یا کسبوکارهای نو به شرکتها کمتر میشود زیرا تنها داشتن پول و سرمایه هدف پیوستن آنها به این شرکتها نیست بلکه بحران دانش باعث میشود دیگر آنها دور و بر این شرکتها نروند.
صفیه رضایی - روزنامهنگار
