فناوری نقطه واصل بین اندیشه فردی و جامعه است. گاهی عجیب به نظر میرسد که وقتی از فناوری سخن میگوییم، گویی از موضوعی جدید و تازه حرف میزنیم.
فناوری از شکل بدویاش که هزاران سال پیش نمود داشته تا امروز که شاخههای فراوانی دارد، همواره همراه انسان بوده است. اگر این موضوع را بپذیریم که فناوری، یک مقوله قدیم است، آنگاه حادث بودن آن، خود به خود نفی میشود. در نتیجه میتوان فناوری را امری الهی و طبیعی دانست که همیشه وجود داشته و انسان به واسطه ویژگی خلاقانه و اشرفیت خود، آن را از طریق طبیعت کسب کرده است. پس اگر بخواهیم موضوع فناوری را در وادی انسانی تعریف کنیم، به جاهای والا و حیرتانگیزی میرسیم. آنچه در کره زمین امروز قابل مشاهده است، حاصل چیزی است که هویتش در ذهن انسانها شکل گرفته است. خرد جمعی -خوب یا بد- آن را به شکل امروز رسانده و البته در تسخیر خود قرار داده است. گر چه همچنان طبیعت استیلایش را بر انسان دارد و جبرهای عمده و پرزورش را حفظ کرده اما انسان توانسته است با تبدیل ایدهها و اندیشههایش به فناوری، نشانههای بارز اشرفیتش را نمایان کند. اما امروز زیستن بدون اینترنت، تلفن همراه، رایانه و خبر، ناممکن است. یکی از استادان بنام تعریف میکرد که یکی از شرکتهای خودروسازی فرانسوی، پس از جهش تولید، به رکود فروش رسیده بود. محصولاتش در بازار فرانسه و اروپا اشباع شده بود و فروش آن به حداقل رسیده بود. جامعهشناسی را استخدام میکنند تا بازار افریقا را برای فروش محصولاتشان بررسی کند. با اطلاعاتی که آن جامعهشناس از زندگی قبایلی برخی از کشورهای افریقایی کسب کرده بود، شرایطی را برای آن شرکت خودروسازی فراهم کرد که بتوانند خودرویشان را به قبیلههای بدوی افریقایی بفروشند. آنها (اهالی قبیلههای خریدار خودروی فرانسوی) محصول خریداری شده را بالای تپه مقدسشان گذاشته بودند و کارکردی جدید از آن در زندگیشان اعمال میکردند. در نبود جادههای مناسب راندن اتومبیل، اهالی قبیله از خودروها به عنوان نمادی از قدرت فراانسانی بهره میبردند و به گونهای آن را عبادت میکردند. اما، آن شرکت فرانسوی به دنبال سودش بود و مهم نبود که مشتریاناش از محصولات او چه استفادههایی میکنند. میبینیم که فکر و اندیشه، در هر شرایطی، از صنعت جلوتر است. پس آیا میتوانیم فناوریهایی را که ارتباط مستقیم با فکر و اندیشه دارند نادیده بگیریم؟ صنایع خلاق و فرهنگی، موضوعی است که این روزها در دنیا و البته در کشور عزیزمان، جدیتر از قبلدیده میشود. صنایع، بدون خلاقیت فردی، معنا و مفهوم امروزیاش را هیچگاه نمیتوانست داشته باشد اما آن زمان که خلاقیت فردی بدون واسطه، به محصول تبدیل شود، ارزشی به مراتب فراتر از صنعت به معنای کلاسیکاش خواهد داشت. استارتآپهای مهمی همچون مایکروسافت، گوگل، فیسبوک، توییتر، اپل، آمازون و... دنیا را در تسخیر خود دارند. دنیای امروز را بدون این مفاهیم دیگر نمیشود تصور کرد. در نتیجه ضرورت امروز جامعه ما بها دادن به اندیشه و فکری است که به خلاقیت منتهی میشود. ایجاد توفانهای فکری در میان مستعدان و متخصصان رشتههای مختلف، البته با ایجاد نظامهای کارآمد، ما را به سمتی روشن هدایت خواهد کرد؛ به سمت شکوفایی. البته دستیابی به این روشنایی، لازمه یافتن چیزی است که در تاریکیهای ذهن و روح والای انسان نهفته است. خلاقیت، در حقیقت بروز چیزی است که در این فضای ابهام و پر از ایهام وجود دارد با جدیتر گرفتن صنایع خلاق و فرهنگی، میتوانیم سری میان سرها در آوریم و بیرق فکر و اندیشه انسان ایرانی مسلمان را بالاتر بگیریم. فراموش نکنیم که فناوری به انسان متکی است و انسان نیز به فناوری. فناوری در این میان میتواند برای احیا و بازآفرینی و نوسازی این ثروتهای عظیم که پر از خلاقیتهای درخشان است، به کمک ما بشتابد. پس فناوری را در هر شرایطی باید کنار دستمان داشته باشیم و رمز عبور از مشکلات و دشواریها بدانیم.
پرویز کرمی - دبیر ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانشبنیان
