نمی توانیم با اطمینان بگوییم که مهندسان، پزشکان یا معلمان یا هر صنف دیگری به تنهایی میتوانند مسیر توسعه را پیشبینی کنند بلکه هماهنگی در مسیر تعالی از گذر دریچههایی معنا میشود که بهطور قطع تمامی متخصصان در هر رشته و بخشی حضور دارند.
حالا افرادی نیز پیدا میشوند که چارچوب توسعه را تنظیم میکنند. اینها در ذات سیاستمدار نیستند بلکه خط مشیگذارانی هستند که سیاست علم و فناوری را میدانند. توسعه را معنا میکنند و به طور حتم و صد البته که میتوانند تقارن و هماهنگی ویژه بین پزشکان، مهندسان و معلمان ایجاد کنند. یک مهندس هیچگاه نمیتواند توسعه فناوری را پیشبینی کند او میتواند اختراع کند اما الگوی توسعه و فناوری را سیاستگذارانی تنظیم میکنند که به طور حتم نباید از فرمول و شاخه تخصصی مهندسان سر درآورند بلکه سیاست علم او را میدانند. اینگونه است که باید در جهانی زندگی کنیم که دپارتمانهای تخصصی سیاستگذاری باید تقویت شوند. باید نخبگان در چارچوب آنها قرار گیرد. نخبگانی که به دولت کمک میکنند نه فقط اپوزیسیونی باشند که نقد سازنده نمیکنند بلکه کمک حال دولت باشند. این الگوی آرمانی برای توسعه علم و فناوری است. بیدلیل نیست که میگویند دنیا در دست بین رشتهایهاست. بینرشتهایها همانهایی هستند که سیاستگذاری و خط مشیگذاری میکنند آنهایی که سیاست میدانند و آن را در جهت رشتهها و بخشهای علمی دیگر جایگذاری و هدفگذاری میکنند.
صفیه رضایی - روزنامهنگار
