کدخبر: 3009

از وابستگی تا خوداتکایی

یکی از صاحبنظران حوزه اقتصاد می‌گفت در دنیای امروز مرز بین خودکفایی و وابستگی آنچنان در هم تنیده شده که نمی‌توان تعریف روشنی از آن ارائه کرد، به این معنی که در دنیای امروز سطوح تعاملات به نحوی است که هیچ کشوری نمی‌تواند بگوید من جدا از کشور دیگر هستم.

با وجود این اعتقاد همچنان دیده می‌شود که اختراع، ابداع یا کشف یک ایده جدید می‌تواند مرزهای دانش را به سمت کشوری خاص هموار کند یا کشورهای دیگر را به آن کشور محتاج؛ به عبارتی ما نمی‌توانیم بگوییم که وابستگی در دنیای امروز معنایی ندارد یا خودکفایی بی‌معنی است، به‌ویژه که این دو مقوله را اگر در زمینه کالاهای راهبردی همچون نان، شکر یا دارو لحاظ کنیم، آن زمان دنیای ما دقیقا مشابه دنیای پیشینیان ما است. ازاین‌رو کسانی که مفهوم خودکفایی یا خوداتکایی را طرد می‌کنند یا حتی گفته می‌شود که وابستگی معنی خود را از دست داده و می‌دهد راه را به بیراهه می‌روند. اینها یا تمایل به یکسان‌سازی نوع بشریت دارند یا اینکه پیشرفت و توسعه در نظر آنها بی‌معنی است یا آن را در گرو کشورهای توسعه‌یافته می‌بینند.
بنابراین هنوز مفهوم خودکفایی یا خوداتکایی برای دوام استقلال اقتصادی و سیاسی یک کشور معنا پیدا می‌کند. اگر هم در دورانی برخی سیاست‌های خوداتکایی به درستی اجرایی نشده است، دلیلی برای نقص مجموعه مفهوم آن نیست. باید دانست که مفاهیم طی دوران دستخوش تغییر می‌شوند اما نابود نمی‌شوند.
صفیه رضایی - روزنامه‌نگار

1000 کاراکتر باقیمانده است