یکی از صاحبنظران و مسئولان به تازگی گفته است که با وجود صرف هزینه بسیار برای پژوهش، ۹۰درصد پژوهش کشور خاک میخورد زیرا کاربردی نیستند.
این مسئول با طرح این سوال که چرا کسانی که آموزش میدهیم نباید کاربلد باشند؟ باید به آنچه تولید میکنیم دانش فنی تزریق کنیم. دانشگاهها باید علمی، کاربردی و تحقیقاتی باشند. دانشجوی ما باید مهارت پیدا کند نکتهای را به ذهن میرساند؛ اینکه همواره نباید دانشگاه و دانشجویان را متهم به کمکاری کرد بلکه دانشجو در یک دانشگاه معتبر اتفاقا کار خود را به خوبی انجام میدهد. هم استاد هم دانشجو صاحبنظر است و البته برای جامعه موثر. چنانکه میبینیم بسیاری از دانشجویان در دانشگاههای معتبر اثرات بیبدیلی خلق کردهاند. با این حال بازار علم و فناوری را دانشگاههایی خراب کردهاند که برای جذب دانشجو خلق و ایجاد شدهاند و جامعه پژوهشی را با مشکل روبه رو کردهاند تا جایی که دانشجویان آنها همتراز دانشگاههای معتبر نیستند و میتوان گفت سطح علمی آنها متناسب نیست. در کنار آن همواره مسئله فرار مغزها مطرح میشود که در حقیقت چندان بحران نیست و نوعی دادوستد علمی بین کشورها است. حالا چه شده است که پیوسته بر استاد و دانشجو خرده گرفته میشود، خدا میداند. خرده در ابتدا بر پایههایی که معتقد به ایجاد دانشگاه با هر عنوانی در هر منطقهای هستند گرفته شود، طبیعی است که هیچگاه نمیتوان سطوح علمی دانشگاهها را با هم سنجید. در این بازار آشوب، تر و خشک با هم سوختند و هیچ فرقی بین دانشآموخته یک دانشگاه معتبر و غیرمعتبر نبود که هیچ، مدام بر طبل مهارت کوبیده شد. در حالی که باید گفت راه را از ابتدا اشتباه رفتهایم. دانشگاه محل آموختن است و پژوهش در وهله نخست و زمانی ارتباط این بستر با صنعت کمرنگ میشود که وفور دانشگاهها مانع از همگرایی بین صنایع و دانشگاهها شود. پس بین دانشگاههایی که میتوانند با صنعت پیوند بخورند و بقیه که نمیتوانند، تفکیک قائل شویم. آن زمان این همه آشوب در جامعه پژوهشی به وجود نمیآید.
صفیه رضایی - روزنامهنگار
