کار و درآمد در ایران بر مبنای ساعت-مزدی محاسبه میشود و این ساختار در بطن خود بهرهوری را از بین میرود.
برای رفع این مشکل باید به سمت نظام کارمزدی حرکت کنیم. در شرایط کارمزدی بعد از مدتی که کار در آن بازه تعریف شده فرد باید دستمزدش را بگیرد و کار را انجام دهد. این سیاست امروزه در کشورهای توسعهیافته اجرا میشود و بهرهوری بسیار بالاتری نسبت به کشورهای درحال توسعه و جهان سوم دارند.در کشور تناسبی بین دستمزد و بهرهوری وجود ندارد و باید در نظر داشته باشیم، زمانی میتوان از بهرهوری صحبت کرد که اقتصاد کشور مولد باشد. اکنون عمده سرمایهگذاران به دنبال فعالیتهای خدماتی هستند. در اقتصادی که بازار سیاه در آن وجود دارد و اطلاعات شفاف هم وجود ندارد، نمیتوانیم توقع افزایش بهرهوری نیروی کار را داشته باشیم. اقتصادی که دلالی در آن نقش بسیار مهمی دارد، مبهم میشود و این موضوع بهرهوری نیروی کار و سرمایه را کاهش میدهد.
بر اساس آمارهای رسمی سال گذشته در کشور ۱۱ درصد رشد اقتصادی داشتیم. این در حالی است که آمار اشتغال نسبت به ۲ سال پیش وضعیت مشابهی دارد. بر این اساس نتیجه گرفته میشود که بهرهوری اقتصادی ایران رو به رشد است اما به ازای آن اشتغال ایجاد نمیشود. اقتصاد ایران به سمت تولید حرکت بسیار کندی دارد و زمانی میتوان بهرهوری سرمایه و کار را به طور دقیق محاسبه کرد که اقتصاد کشور به سمت تولید حرکت کند. ارزیابیهایی که تاکنون انجام شده برمبنای نظام ساعت-مزدی، نظام دلالی و نظام اقتصاد غیرمولد است. بر این اساس رشد ۱۱ درصدی اقتصاد ایران نمیتواند منجر به کاهش سطح بحران بیکاری شود. این رشد برمبنای نفت و نظامهای ناسالم اقتصاد ایران است که تولید در آن نسبت به باقی بخشها نقش چندان موثری ندارد.
حمید حاجاسماعیلی - کارشناس بازار کار
