عمده مشکل اصلی اقتصاد کشور این است که ابزارهای اقتصادی در آن به هدف تبدیل شده است. نرخ سود، مالیات، بودجه، هزینهکرد دولت، تخصیص اعتبارات، تعرفههای گمرکی، نرخ ارز و... ابزارهای اقتصاد است اما اکنون تغییر در این نرخها به هدف اصلی تبدیل شده است.
متاسفانه هدف اصلی توسعه اقتصاد کشور ناپیداست و به جای اینکه به تعریف اهداف در برنامههایمان بپردازیم و ابزارها را متناسب با هدفهایمان انتخاب کنیم بهطور مداوم با این ابزارها بازی میکنیم. تاکید رهبر معظم انقلاب بر اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال حاکی از آن است که موضوع اقتصاد اولویت نخست کشور است؛ تاکید ایشان بر موضوع تولید نیز نشاندهنده این است که تحول اساسی در اقتصاد کشور بیش از هر چیز با تولید و شیوههای آن در ارتباط است و جامعه همگام و متناسب با ریتم تولید در مسیر دگرگونی قرار میگیرد. مهمترین نکته این است که با وجود اجماعی که در توجه به اقتصاد مقاومتی وجود دارد متاسفانه درک درستی از مفهوم اقتصاد مقاومتی هنوز به وجود نیامده و این مفهوم با برداشتهایی متفاوت روبهرو است. تعیین کانونهای آسیبپذیری، شناسایی و اولویتبندی ریسک و خطرات پیش رو گام نخست در دسترسی به اقتصاد مقاومتی است. در این مسیر مسائلی که ما را با مخاطره روبهرو میکند را باید شناسایی کنیم؛ برای نمونه در شرایطی که تولید و صادرات رونق نگرفته و اقتصاد به درآمدهای نفتی وابستگی شدید دارد به محض کوچکترین شوک با بحران مواجه خواهیم شد. در شرایط موجود نباید نقطه حرکت کشور تکرار فعالیتهای گذشته باشد و همه بخشها باید توجه داشته باشند که رشد تنها راهکار دستیابی به توسعه قلمداد نمیشود؛ چراکه امروزه روشن است رشد بیکیفیت و بدون برنامه منسجم، ارزشآفرین نیست و نمیتواند نوید خوبی برای توسعه پایدار کشور باشد.
غلامحسین شافعی - رئیس اتاق بازرگانی ایران
