مشکل اصلی اقتصاد کشور بزرگ بودن بدنه دولت و اقتصاد دولتی است. جوانان ما بیشتر به سمت مدرکگرایی سوق پیدا کردهاند و باید تلاش کرد با کارآفرینی علم را به ثروت تبدیل کرد.
بنابراین اولویت اقتصادی کشور، رفع مسئله بیکاری است که در این زمینه حمایت از صنایع کوچک و متوسط برای ایجاد اشتغال پایدار ضروری است. درحالحاضر ۴۲درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی ما بیکار هستند و تعداد بیکاران باسواد ۳ برابر تعداد بیکاران بیسواد کشور است ضمن اینکه از زمان اشتغال و ازدواجشان هم گذشته است. دانشگاههای کشور و سازمان آموزش فنی و حرفهای باید کارآموزان را به گونهای آموزش دهند که فرد با تواناییها و مهارتهایی که آموخته است، وارد بازار کار شود. کارآفرینی و مهارتآموزی باید اولویت اشتغال باشد. در بحث مهارتآموزی، تلاش واحدهای صنفی در شاگردپروری (نظام استاد – شاگردی) از اهمیت بسیاری برخوردار است که این مسئله باید تقویت شود. در ژاپن تنها ۱۰درصد بودجه عمومی کشور صرف پرداخت حقوقها میشود و ۹۰درصد بودجه صرف کارهای زیرساختی، زیربنایی و عمرانی کشور میشود اما این موضوع در ایران برعکس است که لازم است بسیاری از امور دولتی به بخش خصوصی دارای شرایط واگذار شود. در سالهای ۸۴ و ۸۵ وامهای زودبازدهی را به صنایع دادند که با واحدها متناسب نبود و باعث ضرر و زیان واحدهای تولیدی شد. اکنون اگر دولت در بحث پرداخت وامها تدابیر درستی اتخاذ نکند، واحدهای تولیدی آسیب جدی خواهند دید؛ باید نرخ سود تسهیلات بانکی برای تولید کاهش یابد تا بتوانیم افزایش اشتغال داشته باشیم. کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی برای تولید بهطور قطع به نفع اشتغال و اقتصاد کشور است. نمونه بارز این مسئله، چین است که برای حمایت از صنایع خود وامهایی با نرخ سود صفر میدهد در حالی که در ایران نرخ سود تسهیلات بانکی دو رقمی است.
رسول خضری - عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی
