بهرام عکاشه - پدرعلم زلزلهشناسی ایران: در سال ۱۹۲۳میلادی پایتخت ژاپن در ۳ روز به طور کامل سوخت.
ژاپنیها از این اتفاق عبرت گرفتند و در حال حاضر توکیو از زلزله مصون است. با این حال در سال ۱۳۳۰میلادی در شرق تهران زلزلهای به بزرگی ۷ ریشتر اتفاق افتاد که بر اثر آن ۴۵ هزار نفر کشته شدند. آیا ما عبرت گرفتیم؟به تازگی سیل خسارتهای زیادی به جای گذاشته است. آیا عبرت گرفتهایم یا فقط آن را بلای آسمانی دانستهایم؟ موضوع مهم این است که آمادگی برای تمامی حوادث ناگهانی چون سیل، زلزله، خاموشی شهر و... ممکن است هفتهها طول بکشد. هرچند خطر سیل به نسبت زلزله هنوز احساس نمیشود در حالی که شایعه در زمینه وقوع زلزله ممکن است شهر را به تعطیلی بکشاند. این موضوع در حالی است که سیل همواره مسئلهساز است از این نظر خطر وقوع سیل با زلزله یکسان است بنابراین شهرداری باید مراقب این مسئله باشد نه اینکه بعد از وقوع سیل دچار غافلگیری شوند. هر چند متاسفانه زمانی ما به دنبال راهحل میگردیم که حادثه روی داده است. این غافلگیری درباره زلزله نیز وجود دارد. به عنوان نمونه، سال ۱۳۴۸ آییننامه ساختمانسازی در ایران تدوین شد و حتی سازمان متولی سازهها نیز به وجود آمد. با این همه آنچنان که باید و شاید روی اصول و قوانین ساختمانسازی نمیشود و هنوز سازههای پایتخت روی گسل یا در حریم آن ساخته میشوند. البته به این موضوع اصلی باید جنس مصالح، مهندسی سازهها و داشتن وجدان و تعهد کاری را نیز اضافه کرد. این درحالی است که کلانشهرهای ایران آسیبپذیرترین شهرها در مقابل زلزله و خسارتهای احتمالی آن هستند. براساس مطالعاتی که انجام دادهام، ۸۳ درصد شهرهای ایران در معرض خطر بسیار زیاد زلزله، ۱۶ درصد در معرض خطر متوسط زلزله و فقط یک درصد از شهرها همچون خرمشهر، آبادان و خوزستان امن هستند. از این رو لازم است که در ساخت تاسیسات کلیدی و زیربنایی توجه بسیاری بر وجود گسلها شود. ایران زلزلهخیز است و زلزلهخیز خواهد ماند و همواره ۷۵ درصد جمعیت کشور در معرض خطر زلزله هستند. از این رو غیرعاقلانه است که به ستاد بحران و امداد و نجات خوشبین باشیم و دل خوش کنیم؛ چرا که اگر در شهری مانند تهران زلزله رخ دهد، با توجه به نوع سازههای این شهر و شرایط قرار گرفتن تاسیسات، لولههای انتقال آب و گاز و... هیچ نیروی امدادی نمیتواند به این شهر کمک کند.
