فاطمه امیراحمدی: در کنار همکاریهای مشارکتی قطعهسازان برخی کارشناسان عنوان میکنند ضرورت دارد واحدهای کوچک در واحدهای بزرگتر ادغام شوند تا ضمن روزآمدی و توان رقابتی، سرمایهگذاران خارجی ترغیب به مشارکت شوند اما در این زمینه برخی از کارشناسان معتقدند این اتفاق در ایران نمیافتد زیرا مجموعههای بزرگتر به دنبال افزایش سهم خود، واحدهای کوچک را از میدان رقابت و تولید حذف میکنند.
همچنین یکی از مخالفتها این است که بستر این امر مهم در این صنعت هنوز فراهم نیست، به طور نمونه رضا هاشمی، عضو هیاتمدیره انجمن سازندگان قطعات و مجموعههای خودرویی یکی از مخالفان ادغام است. وی معتقد است با توجه به شرایط و موقعیتی که صنعت قطعه ایران دارد این امر بیشتر از مزیت، چالشهایی برای صنعت خودروی کشور به همراه دارد زیرا توان تولید و نیز در بحث اشتغالزایی صنعت تضعیف خواهد شد.
نظر شما درباره ادغام واحدهای کوچک در واحدهای بزرگتر چیست؟
مسئله ادغام و مجموعهسازی نزدیک به یک دهه است در صنعت قطعه کشور مطرح میشود و قرار شد واحدهای کوچک در واحدهای بزرگتر ادغام شوند اما با توجه به تجربهای که در این زمینه دارم با چنین امری مخالف هستم و در تمام نشستها نیز این را اعلام کردهام زیرا واحدهای کوچک از بین میروند.اما امر ادغام به طور آرام و در پشت صحنه در حال اتفاق است و زمانی که در شروع کار برای تامین قطعات خودرو نزدیک به ۸۰۰ واحد تولیدی فعالیت داشتند امروز به همچنین یکی از مخالفتها این است که بستر این امر مهم در این صنعت هنوز فراهم نیست، به طور نمونه رضا هاشمی، عضو هیاتمدیره انجمن سازندگان قطعات و مجموعههای خودرویی یکی از مخالفان ادغام است. وی معتقد است با توجه به شرایط و موقعیتی که صنعت قطعه ایران دارد این امر بیشتر از مزیت، چالشهایی برای صنعت خودروی کشور به همراه دارد زیرا توان تولید و نیز در بحث اشتغالزایی صنعت تضعیف خواهد شد.
نظر شما درباره ادغام واحدهای کوچک در واحدهای بزرگتر چیست؟
مسئله ادغام و مجموعهسازی نزدیک به یک دهه است در صنعت قطعه کشور مطرح میشود و قرار شد واحدهای کوچک در واحدهای بزرگتر ادغام شوند اما با توجه به تجربهای که در این زمینه دارم با چنین امری مخالف هستم و در تمام نشستها نیز این را اعلام کردهام زیرا واحدهای کوچک از بین میروند.اما امر ادغام به طور آرام و در پشت صحنه در حال اتفاق است و زمانی که در شروع کار برای تامین قطعات خودرو نزدیک به ۸۰۰ واحد تولیدی فعالیت داشتند امروز بهاگرچه کوچک به شکل تخصصی بخشی از این صنعت را بهعهده گیرد. بهطور نمونه سامانه ترمز خود دارای قطعاتی چون فنر، لاستیک، پلاستیک و.... است؛ اگر هر بخش کار خود را به بهترین شکل و تخصصی انجام دهد به سایر واحدهای بزرگ کمک میشود تا یک قطعه کامل را به شکل مطلوب برای خط تولید آماده کنند. هنوز شرایط کشور به آنجا نرسیده که ادغام در صنعت قطعه کشور محقق شود. امروز بیکاری یکی از معضلات اصلی کشور است که با ادغام به این مسئله بیشتر دامن زده میشود و این بزرگترین اشتباهی است که در این صنعت میتواند رخ دهد.یکی از دلایل ادغام که از سوی برخی کارشناسان مطرح میشود پایین بودن تیراژ این واحدها است که صرفه اقتصادی برای آنها نداشته و در ادامه نمیتوانند در بخش تحقیق و توسعه و نیز انتقال فناوری فعالیت لازم را داشته باشند.اینگونه نیست، این سخنان بیشتر به توجیه شبیه است؛ کسانی که چنین منطقی دارند خود مشکلاتی دارند. اگر صحبت از کارآمدی و روزآمد شدن است باید این افراد کمک کنند تا این واحدهای کوچک به سطح مطلوب برسند. امروز شرکت تولیدی ما حدود ۱۳۰ سازنده دارد و هر یک از واحدها اگرچه کوچک اما در حال انجام امور مرتبط با خود هستند و اگر کمک شود تا این واحدهای کوچک لیسانس بگیرند و کار را ادامه دهند به کل مجموع صنعت قطعه و خودروی کشور کمک شده است.
اگر بحث حمایت است باید کمک کرد تا آنها خود را به سطح مطلوب برسانند نه آنکه صورت مسئله را پاک کنیم. سخنان رئیسجمهوری کشور نیز همین است که تاکید دارند هر کجا قدرت، سیاست و پول متمرکز شد تولید با چالش روبهرو میشود. تقسیم کار در صنعت و تولید مهم است؛ باید سخنان و توصیههایی که رئیسجمهور دارد به تولید تسری پیدا کند. همچنین اگر بررسی شود این واحدهای کوچک هستند که صنعت کشور را تا امروز نگه داشتهاند.اگر این استدلال پذیرفته شود که ادغام در شرایط فعلی صنعت قطعه کشور محلی از اعراب ندارد، آیا نباید در بحث ساماندهی واحدهای کوچک برنامهای داشت؟ اینکه بهطور نمونه برای تولید یک قطعه خاص تعداد زیادی سازنده متمرکز آن نباشند و به اندازه نیاز واحدهای تولیدی فعال شوند؟
بله، این موضوعی دیگر است. امروز اگر صنعت قطعه برای هر قطعهای ۳ تامینکننده داشته باشد کار را میتوان تخصصیتر پیش برد. این امر نیز شدنی است؛ اگر شرکت سایپا و گروه صنعتی ایرانخودرو بخواهند این برنامه قابل اجراست. امروز خودروسازان به راحتی میتوانند تامینکنندگان خود را مدیریت و به کشورهای مختلف دنیا معرفی کنند تا صاحب فناوری شوند. این برنامهها امروز از ضرورتهای صنعت قطعه است تا به این ترتیب تمام قطعهسازان فعال کشور بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند.
امروز در دنیا این بحث مطرح است که تیروانها در حال بزرگتر شدن و تبدیل به تیرنیم هستند. پرسش این است که آیا شرایط صنعت این کشورها آنها را به این سمت هدایت کرده و صنعت قطعه ایران این شرایط را در اختیار ندارد؟ یا اینکه این تیروانها و تیرنیمها در آینده در این کشورها نیز با چالش روبهرو خواهند شد؟
بخش نخست پرسش درست است، زیرا این شیوه برای این کشورها کارآمد و پاسخگوست چون از شرایط آنها بیرون آمده است. این کشورها هر سال مدلی جدید به بازار خودرو معرفی میکنند و زمانی که محصولات جدید را تولید میکنند با ساپلایرهای جدیدی که ایجاد کردند با وجود از رده خارج کردن خودروهای قدیمی همچنان قطعه تولید دارند و به سایر کشورها صادر میکنند.
برای کشوری که صنعت خودرو و قطعه آن هنوز به موقعیت آن دست نیفتاده است چنین شیوهای مفید نخواهد بود و نیاز نیست در مقام مقایسه، خود را با این بخش از شیوه تولید قیاس کنیم. باید شرایط خود را ابتدا بسنجیم و با توجه به موقعیت برنامه توسعه داشته باشیم.بهطور قطع مسائل و دغدغههای آنها با موضوعهای ضروری صنعت قطعه ایران متفاوت و مسئله کشور ما امر دیگری است. امروز کشور بیکار تحصیلکرده زیاد دارد و تمام این نیروهای جوان جزو سرمایهها و ثروت این کشور بهشمار میروند، باید برای آنها اشتغالزایی داشت.امروز خودروسازان ما حاضر نیستند به کمک واحدهای کوچک بیایند و همکاری آنها با قطعهسازانی است که بتوانند تولید موردنظر آنها را به سرانجام برساند. بنابراین تمرکز خودروسازی کشور روی واحدهایی است که خودروسازان از آن بهرهمند شوند و برنامهای برای توسعه واحدهای قطعهسازی در برنامههای آنها دیده نمیشود.البته باید واحدهای کوچک جذب شرکتهایی شوند که آرامآرام رشد کنند زیرا نمیتوان به تکتک آنها سرویسدهی داشت اما میتواند در قالب کمک برای توسعه آنها باشد.این صنعت واحدهای کوچکی دارد که هر کدام خود به تنهایی قدر و بزرگ هستند و نباید تنها واحدهای بزرگ را برجسته و بزرگ کرد. امروز واحدهای کوچکی در صنعت قطعه داریم که بسیار کارآمد بوده و باید به آنها بها داده شود.
در توضیحهای خود اشاره کردید که برای روزآمد شدن و توسعه واحدهای کوچک نیاز به کمک و حمایت است. این حمایت باید از سوی چه گروه و نهادی باشد؛ خود صنعت قطعه، خودروسازان، دولت و... که هر یک خود به نوعی درگیر مشکلاتی دیگر هستند؟
پیشتر درباره «مهر عدم ساخت» صحبت کردهام. اگر دولت و وزارت صنعت، معدن و تجارت این مسئله را دوباره فعال کنند خود به خود واحدهای تولیدی راه میافتند، باید مانع واردات قطعاتی شد که ساخت داخل داریم و این امر باید به طور جدی در گمرک کشور دنبال شود.
پیشنهاد داده بودم مهر «عدم ساخت» به انجمن سازندگان قطعات و مجموعههای خودرویی داده شود. نیاز به تقسیم کار داریم و نباید تمام امور یکجا متمرکز شود. پرسش این است که چرا وقتی سیستم ترمز در کشور تولید میشود دوباره باید وارد کنیم. توجیه واردات قطعاتی که در داخل تولید و یا توان تولید داریم، چیست؟
سازندگان خوبی در کشور فعالیت دارند. حمایت نمیشود و محصولات از چین، کره و... که کیفیت خوبی نیز ندارند وارد میشود. چرا تلاش نمیشود تا داخلیسازی شوند؟
اگر در کشور تولید به اندازه کافی وجود ندارد باید زمانی تعیین شود؛ بهطور نمونه ۲ سال، که در این مدت قطعاتی که وارد میشود داخلیسازی شوند.باید خود را موظف به داخلیسازی کنیم. اگر این قطعات داخلیسازی شوند واحدهای کوچک ما راه میافتند.
زمانی وارد میشود که نیاز بازار تامین نشود و سخن شما این است که در این امر صنعت قطعه به خودکفایی صددرصدی برسد؟
بله، حتی جرایمی نیز در نظر گرفته شود و اگر افراد واردکننده به تعهد خود برای داخلیسازی عمل نکردند موظف هستند تمام کمکهای ارزی که برای واردات به آنها شده را با نرخ جدید برگردانند. چون این افراد به وسیله واردات سود بردهاند و بنابراین باید اصل پول برگردد.باید در خوف و رجا باشیم. صنعتی که خوف و رجا در آن نباشد نمیتواند توسعه پیدا کند. این عملکرد برای صنعت دارای مزیت است. فرد میداند باید به تعهد خود عمل کند و میداند اگر عمل نکند این خوف وجود دارد که جریمه شود؛ رجا نیز حمایت و کمک دولت است.راه را گم کردهایم. سیاستمداران باید سیاستهای کلی را برنامهریزی کنند که وقتی در صنعت وارد و اجرا میشود، تولید راه بیفتد و رونق اقتصادی اتفاق بیفتد.اگر تنها تکیه به فروش نفت و واردات کالا از کشورهایی چون چین داشته باشیم همیشه باید واردکننده باشیم.
این شرکت نزدیک به ۷ سال است که تحقیق روی ترمز ایبیاس داشته و بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه واردات این ترمز به کشور میشود.نزدیک به ۳میلیون دلار برای این تحقیق هزینه شد. باید کمک شود تا این تحقیق به مرحله اجرا درآید و سیستم ترمز بهطورکامل داخلیسازی شود و آن هزینه ۵۰۰میلیارد تومانی واردات چرا برای داخلیسازی هزینه نمیشود، چون ۱۰درصد آن سود است که البته معتقدیم بیشتر است.فرض ۱۰درصد سود باشد که میشود ۵۰میلیارد تومان، این کدام فردی را ترغیب میکند ۵۰میلیارد سود را ترک کند که گرفتار داخلیسازی با مشکلات مالیات و دارایی، بیمه و... شود.ترجیح میدهند وارد کنند و امروز ۷ سال است که وارد میشود و سالهای بعد نیز وارد خواهد شد چون سود زیادی دارد و سود در واردات است نه تولید در داخل.
پس معتقد هستید قانون نیز باید بازنگری شود؟
بله، باید متولی آن که وزارت صنعت، معدن و تجارت است فعالانه برخورد کند. این امر نباید تنها برای صنعت قطعه باشد بلکه برای کل صنایع کشور باید اتفاق بیفتد. این حجم بیکاری به این دلیل است که صنعت به معنای واقعی راه نیفتاده است. باید فراتر از شعار عمل کرد و به جای قفل به در بانکها این قفل به گمرک زده شود که قطعات بیکیفیت وارد نشود؛ محصولاتی با کیفیت پایین و هزینههای چند برابر.
