خلأ بزرگ صنایع داخلی، ارتباط نداشتن با مراکز دانشگاهی و علمی است. در جامعه بهطور عموم در سازمانها توجه کمتری به رویکردهای علمی میشود اما وضعیت صنعت در اینباره بهتر از سایر بخشها بوده و در حوزه روابط عمومی نیز بهتر از سایر نهادها عمل شده است.
اگر روابط عمومی را توسعه ارتباطات سازمانی بدانیم و بخش برونسازمانی را برجسته کنیم طبیعی است روابط عمومیها در این ارتباطگیری نقش بسیار مهمی دارند. در این زمینه نمیتوان مدعی بود که روابط عمومیها قوی عمل کردهاند اما بهطور عموم در صنعت، سازمانها و دانشگاهها تمایل به برقراری ارتباط با یکدیگر دارند اما موانع سازمانی بسیار بیشتر از عوامل حمایتکننده است تا دانشگاه وارد صنعت شود. به جز افرادی که در صنعت استخدام یا بهعنوان مشاور بهکار گرفته میشوند رابطه معنادار و قوی وجود ندارد به این معنی که برنامههای راهبردی در صنایع وجود داشته باشد تا این ارتباط را تقویت کنند. همچنین زمانی که برنامهها در حوزه روابط عمومی مورد بررسی قرار میگیرد با یک خلأ بزرگ در این زمینه روبهرو میشویم. چالش اصلی به این برمیگردد که افراد فعال در این بخشها برنامه راهبردی تدوین شده ندارند ازاینرو مشغول کارهای روزمره زیادی میشوند که تاثیر مورد انتظار را ندارند و تا زمانی که سازمانها برنامهریزیها، ارزیابیها و پژوهشها را جدی نگیرند نمیتوان انتظار روابط عمومی هوشمند و حرفهای داشت.اگر روابط عمومیها به طور بنیادی رویکرد علمی داشته باشند جدا از اینکه خود افراد حرفهای باید روابط عمومیها را اداره کنند باید به بخش علمی آن که شامل پژوهشهاست توجه بیشتری شود. بنابراین باید از کارهای حجمی و گسترده خودداری کرد؛ کارهای حجمی بسیاری که در روابط عمومیهای صنعتی انجام میشود اما بهلحاظ کیفی در سطح نازلی قرار دارند. دلیل این امر نیز روشن است، ارتباط با حوزههای علمی ضعیف است. بنیاد علمی هنوز در این بخش شکل نگرفته و روابط عمومی صنعتی نیز به این درک نرسیده که مهمترین وظیفه آن ارتباط دادن صنعت و دانشگاه است. معتقدم در بحث ارتباط، روابط عمومیهای صنعتی باید نسبت به مراکز علمی و دانشگاهی پیشگامتر باشند زیرا بخش صنعت به دلیل نیازهایی که به این مراکز دارد و نیز وضعیت بهتری که از نظر توانایی مالی دارد میتواند برای این ارتباط پیشقدم شود. روابط عمومیهای صنعتی باید استفاده از خدمات و امکانات دانشگاهی را در تمام رشتههایی که مرتبط با تولیدات و محصولات آنهاست بهعنوان نقطه اصلی و استراتژیکی خود تلقی کنند و برای تقویت این ارتباط برنامههای راهبردی ضروری است. ارزیابی نتایج نشان میدهد که این مسئله از سوی روابط عمومیها جدی گرفته نمیشود ازاینرو رابطه بین علم و عمل ضعیف است و بهطور قطع این وظیفه روابط عمومیهاست که این ارتباط را ایجاد و برای آن برنامههای راهبردی طراحی و تدوین کنند. همچنین باید رابطه چهره به چهره با کارشناسان دانشگاهی وجود داشته باشد. همچنین باید ارتباط مدیران عالیرتبه و مدیران شرکتها را با مراکز علمی برقرار کرد و این از وظایف روابط عمومیهاست. بازدیدها، ملاقات، جلسات، نمایشگاهها و رویدادها همه میتوانند بستری باشند برای ارتباط بیشتر با دانشگاهیان و مراکز علمی. درحالحاضر نمیتوان گفت روابط عمومی صنعتی در کشور موفقیت کامل داشته اما کارشناسان این حوزه باید از روابط عمومی وزارت نفت الگو بگیرند زیرا ارتباط بین صنعت و دانشگاه در این بخش برقرارتر از سایر سازمانها بوده چراکه از مشاوران و آموزشهای علمی استفاده میکنند. روابط عمومی موفق زمانی است که از شاخصهای پژوهشهای حرفهای و مطالعات بنیادی استفاده کند.
احمد یحیاییایلهای - مشاور روابط عمومی
