در کنترل نقدینگی سیاستهای بانکی مهمترین نقش را ایفا میکنند. انتظارات تورمی مهمترین نقش را در سپردهگذاری و جذب منابع به بانکها دارد، هیچ بنگاهی توان دادن سود ۱۸ تا ۲۰ درصدی را ندارد، از سوی دیگر مردم همواره انتظار یک اتفاق و افزایش تورم را دارند به همین دلیل بیشتر تمایل دارند در بانکها سپردهگذاری و از آن سو تسهیلات دریافت کنند.
بیثباتی در سیاست، نگرانی از به هم خوردن برجام و... این انتظارات تورمی را در جامعه تشدید میکند. کنترل نقدینگی با ثبات در وضعیت اقتصادی و اطمینان در جامعه امکانپذیر است، این فرهنگ تورمی در بین تولیدکنندگان نیز ایجاد شده و آنها باوجود سپرده در بانکها به دریافت تسهیلات اقدام میکنند. همین موضوع باعث شده که معوقات بانکی افزایش پیدا کند و تسهیلاتگیرندگان به پرداخت بهموقع بدهی تمایلی نداشته باشند. سیاست دولت در کنترل نقدینگی تاکنون مناسب بوده است. دولت با جذب نقدینگی جامعه توانسته تا حدودی بهتر از گذشته نسبت به تامین مالی تولید اقدام کند. در این زمینه بانک مرکزی نیز نظارتهای کافی را بر روند تزریق منابع اعمال کرده تا منابع از هدف خارج نشوند بااینوجود کاهش سود تسهیلات میتواند کمک بیشتری به تولید کند. تقاضا برای پول سوداگرانه است. در چنین شرایطی که سود سپردهها و تسهیلات بالاست و سودهای سپرده معاف از مالیات است، تولیدکنندگان نیز به سرمایهگذاری مستقیم در تولید رغبتی ندارند و ترجیح میدهند با سپردهگذاری در بانکها سود بدون مالیات بگیرند و در مقابل هزینههای دریافت تسهیلات نیز شامل هزینههای قابلقبول است بنابراین از نظر پرداخت مالیات، تولیدکنندگان سود میکنند. سود سپرده باید شامل مالیات شود، با وجود آنکه دولت توانسته بخشی از نقدینگی را کنترل میکند اما این چرخه معیوب است و باید با افزایش سود تولید نقدینگی را مستقیم وارد چرخه تولید کنیم و منافع موجود در سپردهگذاری بانکی را کاهش دهیم. اگر نحوه خدماتدهی بانکها به همین روال ادامه پیدا کند اقتصاد کشور دچار مشکل میشود. این کنترل نقدینگی اگر تداوم یابد، بخش تولید را دچار مشکل میکند چون تزریق منابع از طریق بانک برای تولید هزینه بالایی دارد.
علیاصغر پورمتین - عضو هیات علمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
