صندوقها در سالهای گذشته وضعیت بحرانی داشتند و هنوز هم این وضعیت وجود دارد. صندوقها در جامعه وظایف مشخصی دارند که بر اساس آنها، بخشی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی از مردم برداشته میشود.
اکنون این صندوقها که وظیفه کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی را باید بر دوش بکشند، خود دچار بحرانهای جدی شدهاند. اگر راهحل مشخصی برای این کار در نظر گرفته نشود، وضعیت صندوقهای بیمهای و بازنشستگی وخیمتر خواهد شد.
صندوقهای بازنشستگی شبیه یک موجود زنده در جامعه رفتار میکنند.
در دورهای نوپا هستند، به اوج میرسند و سالهای پایانی خود را سپری میکنند. برخی از مشکلات برای تمام صندوقهای بیمهای و بازنشستگی ایجاد میشود.
موضوع بحران این صندوقها در کشورهای توسعهیافته نیز وجود دارد و مسئلهای نیست که کشورهای دیگر بتوانند راحت از عهده رفع آن برآیند. آنچه در این زمینه اهمیت دارد شیوه برخورد با این مشکلات است. در مدیریت بحران صندوقها، درایت و کفایت مدیران حرف نخست را میزند.
آنها باید بتوانند در مواقع لازم هشدارهای آنی را اعلام کنند و به موقع مشکلات مربوط را به سمع و نظر عالیترین مقام نظام تصمیمگیری برسانند تا تصمیمهای بهنگام گرفته شود.
در این زمینه خاص، باید به نوع اداره صندوقهای بیمهای به لحاظ ساختاری اشاره کرد؛ تمام مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار به این مسئله تاکید دارد که دولتها تضمینکننده نهایی فعالیتهای صندوقهای بیمهای در حوزه بازنشستگی هستند.
با این حال، نباید این طور برداشت شود که باید دولتها در تمام شئون این صندوقها دخالت کنند چراکه ذینفعان دیگری مثل بیمهشدگان و کارفرمایان وجود دارند که باید در عالیترین سطوح تصمیمسازی این شرکتها حضور داشته باشند تا به خوبی مسائل درک شود و به جامعه کارگری-کارفرمایی انتقال یابد. از طرفی نیز دولتها به عنوان تضمینکننده نهایی باید از نحوه اداره این صندوقها در قلمرو خاصی که برای آنها تعریف شده، اطلاع داشته باشند.
به همین دلیل است که در تمام توصیهنامهها و مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار و اتحادیه بینالمللی تامین اجتماعی، بر مقوله سهجانبهگرایی، تاکید شده است.
اگر دولت بخواهد در تمام این صندوقها دخالت کند، ممکن است به دلیل منافع کوتاهمدت، آسیبهایی به این صندوقها و سرمایههایشان وارد شود.
محسن ایزدخواه - کارشناس حوزه تامین اجتماعی




