توسعه اقتصادی یکی از برنامههای در بطن انقلاب اسلامی است که همواره در خودکفایی و مقابله با استثمار و استعمار جهانی تبلور یافته و نهتنها در تصمیمگیریهای کلان بلکه در چشماندازهای بلندمدت کشور نیز نمایان بوده است، به طوری که در چشمانداز ۱۴۰۴ هدفگذاری این است که اقتصاد و جایگاه علمی ایران در منطقه رتبه نخست باشد.
هرچند هدفگذاری این چشمانداز در نتیجه برخی سوءمدیریتها و بیتوجهیها، امروز در هالهای از ابهام فرورفته اما رسانه نیز در این بخش نقشآفرین است و باید به عنوان رکن چهارم دموکراسی و سالمترین ابزار مقابله با ناکارآمدی مدیران و فساد، روشنگری کند. همچنین با رویکردی ملیگرایانه مسیر حرکت به سوی توسعه اقتصادی را شفاف کند؛ هرچند این مسئله کمتر مورد توجه مطبوعات امروز قرار گرفته است و رسانهها همچون بنگاه اقتصادی برای حفظ بقای خود بیشتر درگیر تهیه خوراک برای مخاطبانشان هستند آن هم در دورهای که شبکههای اجتماعی رسانههای مکتوب را به سمت قهقرا برده و سلیقه مخاطبان را به سطح همان هیجانهای شبکههای اجتماعی کاسته است. در چنین کارزاری که اقتصاد مولد هر روز با یک چالش روبهرو میشود، تحلیل و نقد شرایط موجود برای دستیابی به اهداف برنامههای توسعهای بسیار شایسته قدردانی است. مسئولان نیز باید رسالت روزنامههایی که نقطههای تاریک این مسیر را نمایان میکنند، ارزشمند بشمارند. امروز که هزارمین شماره به عنوان رسانه تخصصی در حوزه صنعت، معدن و تجارت منتشر شده، شاید فرصتی خوب برای ارزیابی کارنامه مطبوعاتی این رسانه باشد. شاید نگاهی به تئوری «ریکاردو» اقتصاددان کلاسیک بد نباشد که میگوید: «برای دستیابی به توسعه اقتصادی در جوامع عقبمانده باید به ۳ گروه اجتماعی: سرمایهگذاران، کارگران و مالکان زمین توجه داشت که هر یک از این گروهها برای نیل به اهداف خود در قالب یک فعالیت مشترک چرخ توسعه را در جامعه به حرکت درمیآورند.» «آدام اسمیت» نیز کلید نیل به توسعه اقتصادی را در تقسیم کار میداند. این تئوریها زمانی میتوانند در عمل اجرا شوند که واقعیتهای جامعه و وضعیت هر ۳ گروه اجتماعی نمایش داده شود تا تقسیم کار نیز به درستی در حوزه تولید، بازار و... انجام شود. روزنامه در ۱۰۰۰ شماره به دنبال شفافسازی چالشها و روشن کردن نقطههای تاریک در ۳ حوزه صنعت، معدن و تجارت بود تا هماهنگی این بخشها به عنوان یک زنجیره اقتصادی محقق شود و از طرف دیگر، دولت به عنوان سیاستگذار، از بخشها و قوانین دستوپاگیر آگاه شود. بنابراین، این رسانه نیز به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف توسعهای عمل کرده است. البته این موضوع را مخاطبی میتواند صحه بگذارد که هر روز این روزنامه را ورق زده باشد و درگیر قضاوتهای مغرضانه نشده باشد که این انتظار زیادی است زیرا امروز وضعیت مطبوعات به قدری اسفبار شده که رسانهها خود را رقیب هم میبینند و بقای خود را در نابودی دیگران تعریف کردهاند. این در حالی است که این روش تنها در مدت کوتاهی میتواند آنها را از بلای شبکههای اجتماعی که همان فراموشی روزنامههاست، برهاند. از این رو، مدیران رسانهها باید به این جمله «وین دایر» بیشتر بیندیشند که میگوید: «بگذار همسایهات باغچهاش را به سبک خود باغبانی کند.» و با حرکت به سمت تولید محتوای خواندنی، نقد و تحلیل در راستای اهداف ملی و توسعهای به جامعه کمک کنند و فراموش نکنند که شبکههای اجتماعی نیز تنها یک ابزار اطلاعرسانی است و بیشتر از اینکه آن را دشمن بدانند به عنوان ابزاری برای انتقال پیام به مخاطبان به آن بنگرند.
حامد شایگان - روزنامهنگار




