صفیه رضایی: کشور ما در حال گذر از توسعهای است که در آن اقتصاد بر محور نوآوری معنا میشود. به عبارتی، به زودی شاهد خواهیم بود که حجم بسیاری از مبادلات اقتصادی و فرصتهای اشتغالزایی در بستر فناوری و رویکردهای خلاقانه قرار میگیرد.
از اینرو، بدیهی است که پیوسته از رشد و گسترش برای فضاسازی کارآفرینی فناورانه صحبت شود. سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری ریاستجمهوری به تازگی گفته است که ما برنامه جدیدی با آموزش و پرورش آغاز کردهایم تا بتوانیم بچهها را از همان ابتدا نوآور، کارآفرین و با اعتماد به نفس بالا بار آوریم. همچنین اگر بتوانیم محیط کسبوکار را توسعه دهیم، گام مهمی برای جوانان کشور برداشتهایم. ستاری گفته است بنا داریم تا سال ۱۴۰۰ تعداد شرکتهای دانشبنیان و کارآفرین را ۲برابر کنیم. بدیهی است که گسترش استارتآپها میتواند موجب تقویت بنیانهای اشتغالزایی شود و فضای کسبوکار را متحول سازد. از اینرو، آموزش حوزههای کارآفرینی در این ۴سال نیز توسعه پیدا میکند. بیشک توسعه شرکتهای دانشبنیان که متکی به دولت نباشند و بتوانند مستقل کار کنند سهم بسیاری در افزایش بهرهوری و نوآوری دارد؛ هرچند همواره مشکلاتی وجود دارد که نشان از ترسهایی برای شروع یا ادامه کار بین کارآفرینان است. عیسی منصوری، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی معتقد است که در ایران تمایل به انجام فعالیتهای کارآفرینی زیاد است ولی بهدلیل ریسکی که کارآفرینان در این مسیر احساس میکنند موفقیت لازم را ندارند. وی بر این باور است که کارآفرینی به جغرافیا و شبکههایی وابسته است که فعالان و کارآفرینان در آن حضور داشته باشند و استمرار کارآفرینی نیازمند بسترسازی نهادی است که یکی از مولفههای موثر بر این بخش حوزه مالیات است. با این رویکرد اما و اگرهایی نیز وجود دارد؛ نخست اینکه در بخش کارآفرینی همواره تاکید بسیاری بر نقش دانشگاهها میشود و کمتر دیگر مقاطع مورد پرسش قرار میگیرند. دوم اینکه همواره خلأهایی دامنگیر کارآفرینان فناورانه و استارتآپها میشود؛ اکبر هاشمی، کارشناس حوزه کارآفرینی استارتآپها معتقد است که اکوسیستم استارتآپها بهطور معمول در کشور ما درگیر چندین مانع برای توسعه است؛ نخست بحران نبود یا کمبود دانش است. دانش موجود در این حوزه بیشتر در منابع انگلیسی است که باید ترجمه شود. از اینرو، تولید محتوا و بحران در زمینه دانش نخستین مشکل استارتآپها است. دومین عامل به کمبود تجربه برمیگردد. وی در توضیحات بیشتری به گسترش صنعت گفت: سومین چالش به موانع دست و پاگیر اجتماعی و قانونی و تقابل سنت و مدرنیته ارتباط دارد. البته کارآفرینان سنتی مورد احترام و تقدیر هستند و چهبسا تجربههای آنها بتواند چراغ راه جوانترها باشد اما استارتآپها نمیتوانند همواره مشکلات بسیار در این بخشداشته باشند. گاهی منتظر نظر مجلس قانونگذار گاهی منتظر نظر یک تشکل اقتصادی؛ این شرایط مخل پیشرفت و توسعه استارتآپها میشود. هاشمی گفت: بیش از ۹۰درصد استارتآپها در فضای وب فعالیت میکنند و بخش کمی در بیرون از این فضا قرار دارند. در این شرایط به راحتی وبسایت آنها فیلتر میشود. این کارشناس کارآفرینی نوین معتقد است که باید قوانین حمایتی از استارتآپها تدوین شود تا امنیت شغلی و کاری داشته باشند.
بزرگ کردن چند کوچک مشهور
به غیر از مشکلات در حوزه استارتآپها یا کسبوکارهای نوین شرکتهای دانشبنیان و در ارتباط با بخش تولید و صنعت نیز وجود دارند که بر افزایش آنها تاکید میشود. در این میان نگاهی منتقدانه هست مبنیبر اینکه باید در حوزه دانشبنیانها بر حضور و بروز چند شرکت بزرگ تاکید کنیم نه اینکه چندین شرکت کوچک را ایجاد کنیم. به عنوان نمونه، محمدمهدی نایبی، عضو هیاتعلمی دانشگاه صنعتی شریف معتقد است که باید در چند زمینه خاص که مزیت نسبی داریم تمرکز کنیم زیرا منابع ما محدود است. در کنار آن باید سعی کنیم قهرمان ملیپرور باشیم. به عبارتی، شرکتهای بزرگ را رشد دهیم تا در این زمینه نشانسازی تجاری داشته باشیم. به یاد داشته باشیم که با تعداد زیادی شرکت کوچک و متوسط و تعداد کمی شرکت بزرگ نمیتوانیم پیشرفت کنیم؛ بهویژه شرکتهای بزرگی که بهصورت انحصاری به وجود آمدهاند بلکه باید شرکتهای بزرگی را خلق کنیم و پرورش دهیم که در بازارهای جهانی سهم داشته و حرفی برای گفتن داشته باشند.
آموزش و پرورش ایدهها را نکشد
نکته دیگر درباره رشد کارآفرینی فناورانه و افزایش تعداد کارآفرینان این است که باید نگرش نوآوری و خلاقیت در تمامی سطوح تحصیلی و پایهای نهادینه و تعریف شود نه اینکه فقط تمرکز برای دانشجویان باشد. به عبارتی، باید تعریف نوآوران، فناوران و نخبگان از ابتداییترین سطوح تحصیلی آغاز شود تا زمانی که به سطوح بالاتر میرسند بیشترین بهرهوری و ارزش افزوده را به همراه داشته باشند. اگر قرار است تعداد کارآفرینان در چند سال آینده به چندین برابر برسد چارهای جزاصلاح نگاه و نگرش به کارآفرینی نیست. در این زمینه میثم موسایی، استاد دانشگاه تهران معتقد است که آموزشهای خلاقانه و پرورش افراد کارآفرین تنها در دانشگاه عملی نمیشود بلکه باید ابزارآلات آموزشی از مقاطع پایین تحصیلی اصلاح شود. با این حال، میبینیم که آموزش و پرورش ایدهها را نابود میکند و نمیتواند افراد خلاق بار آورد و تنها دانشگاهها هستند که میتوانند این نقیصه را جبران کنند.
شرکتهای حامی
نکته دیگر اینکه برای کاهش خطرپذیریهای کارآفرینی فناورانه و مدیریت ریسک در این بخش باید شرکتهایی را ایجاد کرد که ریسک کارآفرینی را کاهش دهند؛ هم برای استارتآپها هم برای دانشبنیانها. این شرکتهای ریسکپذیر یا سرمایهگذار میتوانند از ایدههای خلاقانه حمایت کنند. از این رو، زنجیره دیگری از تامین و حمایت از کارآفرینی خلاقانه باید ایجاد شود که بر محور بخش خصوصی استوار است. شاید به این دلیل باشد که مسئولان میگویند در زمانی که از کسبوکارهای نوین سخن میگوییم جای استخدامهای دولتی خالی میشود.
با وجود برنامهریزی مسئولان و عزم و همتی که به واسطه تغییرات سریع فناوری وجود دارد باید بستر تجاریسازی و صنعتیسازی در کشور بیشتر فراهم شود. اگر این بستر مهیا شود، میتوان به ۲ برابر شدن کارآفرینی فناورانه و رشد دانشبنیانها و استارتآپها بیشتر خوشبین بود.
