فاطمه امیراحمدی - روزنامهنگار: این روزها صورت شهر پر شده از پوسترهای رنگارنگی که برخی با عکس و تعداد محدودی نیز بدون عکس توجه هر بینندهای را جلب میکند. بماند که به لحاظ تاریخی ایرانیان حافظه و خوانش تصویری چندانی ندارند و در واقع سواد تصویری آنها بسیار پایین است.
اما براساس ویژگیهای درونی انسان، نخست عکس و تصویر است که او را جذب میکند. به سواد تصویری اشاره کردم که بگویم تصاویر ثبت شده روی کاغذها که هر یک اندازه مختلفی دارند تداعیکننده موضوعی برای هر بیننده است زیرا به قول رولان بارت، پس از ارائه نوشته و تصویر دیگر این مولف نیست که برای متن تصمیم میگیرد بلکه بیننده است که متن نوشتاری و تصویری را خوانش میکند. مرگ مولف باعث میشود تا هر نظارهگری از هر پوستری برداشتی داشته باشد. براساس نشانهشناسی هر یک از حالات و نگاههای صامت در عکسها بیانگر امری است و این روزها مسئلهای که در بیشتر پوسترها دیده میشود بیتحرکی، نگاه خنثی، پشت میزنشینی، ارائه چهرهای زیبا از خود، نشان دادن دست و وسایل همراه آن و... است. عموم عکسها سوژه نشسته است و اگر استثنایی در بین عکسها بوده و سوژه ایستاده باشد فقط ایستاده است و تداعیکننده انجام کاری نیست. این بحث تنها مربوط به تبلیغات نامزدهای شورای شهر است که چهرههای آشنا و بیشتر تازهوارد در آنها زیاد دیده میشود. این پوسترهای پر از خالی نشان از آن دارد که مشاورههای هنری-رسانهای دارای سواد مناسب برای انتقال پیامهای تصویری و نوشتاری نیستند؛ این گویای آن است که ما چقدر در سواد تصویری ضعیف هستیم. پوسترهای تبلیغی روایتگر این هستند که نامزد موردنظر کار اجرایی در سطح شهر و کشور نداشته است اما این حقیقت را نیز نشان میدهد که این افراد به پشتمیزنشینی علاقه زیادی دارند. پیشتر عنوان کردم، بر اساس نظریه مرگ مولف هر بینندهای برداشتی دارد و نمیتوان کسی را برای نگاهش از امری که جمعی است و در سرنوشتش تاثیر دارد نکوهش کرد. امروز البته برخی سیاستمداران آگاه به سمت عکسهای تمامقد رفتهاند که بیانگر انجام فعل و کاری است اما هنوز امتداد نگاهها، لبها و شکل کلی اجزای صورت بسیار ضعیف عمل میکند. نگاه مستقیم به لنز دوربین و نگاه رویاگونه به افق همه گویای خنثی بودن مسیر دید برای رسیدن به هدف است. امروز بیننده خط نگاه نامزد را ناخودآگاه دنبال میکند و نگاه او به سوژه هدف (مردم) بسیار مهم بوده که کمتر به آن توجه میشود.
