صفیه رضایی - روزنامه نگار: یکی از استادان میگفت نباید همیشه بر خوبیها آنقدر تاکید کرد که ماهیت و ذات خوبیها از بین برود.
منظورش این بود که آنقدر نباید گفت که همیشه خوبیها مرکز توجه هستند بلکه باید خوبیها را در قیاس با بدیها دید تا ماهیت خود را حفظ کنند وگرنه تکراری میشوند. البته این استاد گرانقدر معتقد بود که میتوان تناقضها را چنان در کنار هم چید تا در ذهن همگان زیبا باشد و در عین حال تکراری نباشد. مصداق سخنان این استاد را در برخی از اصطلاحات امروزی میبینیم. اطلاحات و عباراتی که گویی برای این درست شدهاند تا از حجم بدیها، بیعدالتیها هرج و مرجها بکاهند و هر چه تکرار میشوند چندان نازیبا نیستند. برای مثال اینترنت پاک؛ آنقدر این عبارت را به کار بردهاند که خودشان نیز نمیدانند چیست و در اصل میشود گفت که اینترنت ناپاک است و حال باید پاکش کرد. مشابه این اصطلاحات زیاد است. کافی است که دایره لغتسازی و واژههای شیک خود را بالا ببریم. برای نمونه، این روزها میگویند هوای پاک یا آب تصفیهشده؛ این اصطلاحات به نظر رویکردی مثبت دارند اما ممکن است که بعد منفی از ذهن مخاطب از آبوهوا به وجود آید. اینکه آب آلوده است یا هوا کثیف است و تلاش برای پاکی آن ادامه دارد. اینگونه میشود که واژههایی که بار مثبت دارند در کنار هم مفهومی متناقض پیدا میکنند. این تناقض تا آنجاست که هر زمان این اصطلاحات به کار میرود تکراری که هیچ، زیبا و جذاب و در عین حال منفی به نظر میرسند. این روزها هم میگویند صنایع پاک، یا مدیریت سبز؛ در این میان کسی نیست بپرسد مگر صنایع ناپاک هستند که پاکش هم وجود دارد؟ یا مدیریت سیاه هم وجود دارد که سبزش زیباتر است؟ جان کلام این است که ما نمیخواهیم بگوییم صنایع آلودهکننده محیطزیست هستند یا بار آلودگی آن را میخواهیم کم کنیم در حالی که واژهای را با آن به کار میبریم که ترکیب متناقض میشود. اصطلاحی که به قول معروف: «زیرآب صنایع را میزند». حال در این میان هستند صنایعی که اصرار دارند ما پاک هستیم. در حالی که همه میدانند فرق صنعت و سنت در همین است. اینکه آنچه سنتی است آلودگی ندارد و آنچه صنعتی حاوی مواد شیمیایی یا پساب و پسماند است. اینکه که دیگر پنهان کردن ندارد از اینرو، هنگامی که زیاد گفته میشود صنایع پاک در اولویت هستند به درستی معلوم نمیشود چه صنایعی پاک هستند و اصلا مگر ناپاک هم داریم؟ شاید آن تحلیل چندان به نظر همگان صحیح نباشد اما در برخی اصطلاحات دیگر هم همین است. برای مثال مدیریت سبز؛ اصطلاحی که مربوط به مطالعات زیستمحیطی است اما نوعی دهنکجی است که بشر تا به حال در حق کره زمین انجام داده است ولی صحیح نیست که این اصطلاحات دستمایه سوءاستفاده شود تا جایی که برخی تلاش کنند پاک باشند، سبز باشند و سردرگمی ایجاد کنند که بالاخره پاک چیست و سبز کدام است. واقعیت این است که صنایع دارای آلودگی هستند. کسی هم انکار نمیکند اما میتوان دستهبندی صنایع را به سمت دیگری برد. یا اگر به صنایع پاک اعتقاد داریم، آنها را در مجموعه بیرون از شهرها ساماندهی کنیم. یا اگر به مدیریت سبز اعتقاد داریم، سیستم فاضلاب شهری و صنعتی را به درستی چینش کنیم. اما اصطلاح نسازیم چرا که این اصطلاحات آنچنان که بدیها را منعکس میکنند گویای خوبیها و زیباییها نیستند. باور ندارید؟! چند بار بگویید «صنایع پاک»! آن وقت نتیجهاش را میفهمید. ازاینرو به نظر میرسد باید برای کمک به صنایع گفتمان و نوع باور به آنها را نیز تغییر داد. واقعیت این است که در ذهن بخشی از مردم همه صنایع غارتگر طبیعت و محیطزیست هستند زیرا ادبیاتی نیز که برای آنها ساخته میشود اجحافگونه است. پس برای کمک به صنعت، ادبیات و اصطلاحات مثبت و کارآمد بسازیم.
