«مردمداری» واژهای است که با خود بار معنایی زیادی دارد. از این جهت که فقط به خیل زیادی از افراد جامعه اشاره نمیکند بلکه دلالت به ماهیت، روحیه و مشارکت این جامعه دارد.
به عنوان نمونه، جامعهای که تنها به دولت تکیه نمیکند و افراد سعی بر آن دارند که رشد را از خود شروع کنند، منتظر بستههای دستوری سیاستی دولت در زمینههای فرهنگی و اجتماعی نیستند و به عبارتی، تلاش میکنند که روحیه مشارکتپذیری را در خود تقویت کنند. تصور چنین جامعهای چندان عجیب نیست اما همواره در کشور ما برای ایجاد چنین جامعهای اما و اگر از جنس تمایل به فردگرایی وجود دارد که گاهی توسعه صنعتی و فناوری به آن دامن میزند چراکه هر چه سبک زندگی افراد مدرنتر شود تمایل به دوریگزینی بیشتر میشود و این یک تناقض آشکار برای همگامی مردم در امر یاری رساندن به توسعه است. این روحیه میتواند نهتنها بستههای سیاستی دولت را دور بزند بلکه تمامی فرضیات مشارکت گروهی را زیر سوال میبرد. اصلا آنجا که قرار است یک پدیده سنتی همچون وقف را در قالب نوآورانه آورد چالش ایجاد شود و اینجاست که باید زمینهای اتخاذ شود که وقف و امور خیریه چارچوب داشته باشد. چارچوب چنین مشارکتی به طور قطع میتواند همان تقویت فرهنگ مشارکتگرایی باشد اما به نوعی دیگر و در قالب جدید؛ به این صورت که پیوسته زاویههای نیازمند کمکهای مردمی در زمینه فناوری و دانش گوشزد و اهمیت آنها اطلاعرسانی شود تا به روند توسعه فناورانه تنها از دریچه دولتی جلو نرود. شاید موضوع اندکی پیچیده به نظر برسد اما ما با پدیده مهمی به نام سیاستگذاری برای مردمیسازی فناوری رو به رو هستیم. پدیدهای که در چند سال آینده باید بسته سیاستی آن تدوین شود به نحوی که فرهنگسازی شود نه دستوری و قراردادی.
صفیه رضایی - روزنامهنگار
