صفیه رضایی - روزنامه نگار: اصلیترین تناقضی که در طرحهای مقدماتی ایجاد اشتغال یا بستههای سیاستی حمایتی و اجتماعی دیده میشود در میزان رشد و رونق اقتصادی است به این معنی که عدهای معتقدند ایجاد بسترهای رفاهی و اشتغال باعث رشد اقتصادی میشود و عدهای بر این باورند که سطحی از رشد اقتصادی باید وجود داشته باشد تا بتوان بسترهای رفاهی یا اشتغال را ایجاد کرد.
این تناقض و اختلافها همواره طرحهای تحول در سطوح اقتصادی، اجتماعی یا بهداشتی را با مشکل روبه رو میکند یا اینکه در آرشیو وزارتخانهها مدفون خواهد کرد. هنگامی که از یک مسئول پرسیده میشود چرا بیکاری وجود دارد، میگوید چون رونق اقتصادی نیست و زمانی که پرسیده میشود چرا رونق اقتصادی نداریم، میگوید چون افراد کار نمیکنند. کسی هم این تناقض را مطرح نمیکند که از اساس ارتباط رشد و رونق اقتصادی به مولفههای توسعه انسانی ارتباطی دوطرفه است. یعنی قرار نیست یکی فدای دیگری شود یا منتظر ماند یکی به وجوداید تا دیگری هم رشد کند بلکه این دو متغیری هستند که ارتباطی دوسویه دارند. به عنوان نمونه، وقتی میخواهیم طرحی حمایتی همچون سرباز صنعت را اجرا کنیم باید با توجه به گستره رشد اقتصادی آن را تعریف و بعد آن را پیشفرض ایجاد اشتغال در جامعه بنامیم نه اینکه طرح خود را ناجی بدانیم که قرار است مسبب خیر شود. اگر ایجاد اشتغال و مهارتآموزی به جوانان را به گردن طرح سرباز صنعت بگذاریم آن زمان طرح سنگین میشود و اجرایی کردنش مشکل خواهد شد در حالی که میتوان آن را برای معدود افرادی همچون نخبگان تعریف کرد که تعداد آنها هم انگشتشمار هستند نه برای عموم جوانان تا از شر سربازی خلاص شوند. به عبارتی، جنگ اقتصادی را بهدست نخبگان صنعتی بسپاریم و جنگ نظامی را بهدست توانمندان موجود در پادگانها. درحالی که دیده میشود ضرورتهای نظامی و انتظامی همواره مهمتر به نظر رسیدهاند. نکته دیگر اینکه در تنظیم بستههای سیاستی حمایتی همچون سرباز صنعت باید نگاه آموزش و مهارتی در اولویت موارد تولیدی و صنعتی باشد به این معنی که قرار نیست جوانانی که متخصص و مهندس هستند در کارخانهها تنها کار عملی کنند و زیر دست چندین کارگر قرار گیرند در صورتی که خود میتوانند بازوی علمی در کارخانهها شوند. از این رو باید شرایطی ایجاد شود که نخبهپروری در صنعت در اولویت قرار گیرد. هنگامی که نخبهپروری جای نخبهسالاری را در محیطهای اقتصادی و صنعتی بگیرد آن زمان میتواند رابطه دوسویه رشد اقتصادی و توسعه انسانی را پررنگتر کرد. در غیراین صورت اتفاقی در عرصه صنعت نمیافتد. فرض کنیم که طرح سرباز صنعت هم اجرا شد و تعدادی جوان وقت خود را در چند کارخانه سپری کردند؛ تا زمانی که نتوانند تواناییهای خود را تعالی دهند هدف نهایی اشتغال پایدار نیز محقق نخواهد شد.
