حجم ورودی پوشاک و پارچههای قاچاق به بازار نشان از ظرفیتهای خالی در صنعت پوشاک داخلی است.
پس از سالها هنوز پارچه چادر مشکی به کشور وارد میشود و توان تولید داخلی برای رفع این نیاز وجود ندارد.
همانطور که زرق و برق پارچهها و لباسهای وارداتی در بازار گوی سبقت را از تولیدکننده داخلی گرفته است.
هرچند صنعت پوشاک گستردگی بسیار دارد اما پیچوخم بسیار ندارد.
مشکل صنعت پوشاک ما فقط صنعتینبودن آن نیست، پوشاک در ایران هنوز نتوانسته پا به پای سایر بخشهای این صنعت توسعهیافتهتر حرکت کند.
اگر انواع لباس امروز صنعتی تولید میشود همچنان زنجیرههای تامین ملزومات دوخت این صنعت در کشور سنتی و کارگاهی است.
تقاضای خرید نخ، زیپ، دکمه، لایه چسب و... از سوی تولیدکنندگان صنعتی وجود دارد در حالیکه هیچ واحد صنعتی تولید لایه چسبی وجود ندارد همانطور که زیپ و دکمه صنعتی تولید نمیشود.
توسعه صنعت پوشاک در کشور نیازمند تکمیل تمام حلقههای این زنجیره است. زنجیرهای که ارزش افزوده بالا و اشتغالزایی مناسبی را به همراه دارد. تکمیل این زنجیره در ساخت شهرک صنعتی پوشاک دیده شده است.
با این حال، تولیدات پوشاک ایرانی چندان جدی گرفته نشده است و خریدار ایرانی نیز در راستای تامین نیاز و سلیقه خود یا به سمت تولیدات با برند خارجی کشیده شده یا از واردات آن استقبال کرده است.
بازار ۸۰ میلیونی داخلی را نمیتوان در توسعه صنعت پوشاک نادیده گرفت ضمن آنکه بازارهای منطقه نیز توسعه صنعت پوشاک را توجیهپذیر میکند.
بازار داخلی کشور تشنه پوشاک باکیفیت است این نیاز با واردات تامین میشود اما بخشی از این نام و نشانهای خارجی در همین کارگاههای داخلی تولید میشود اگر خریداران، این پوشاک داخلی را فقط با برچسبهای معروف خارجی خرید میکنند از دو حالت خارج نیست یا کیفیت آن را قبول دارند یا فقط دنبال مارک پوشی هستند.
در هر دو حالت باید نیاز مصرفکننده مورد توجه قرار گیرد. وقتی تولیدکنندگان توان تولید اجناس بازارپسند را دارند نباید از این ظرفیت غفلت شود.
بهتر است با برندسازی و تبلیغات مناسب برای شناخته شدن توان تولید داخلی گام برداشت.
زینب عبدی - روزنامهنگار




