برنامهریزی نقش اساسی برای دستیابی به اهداف بلندمدت دارد. حال پرسش این است که چرا با وجود برنامهریزی به اهداف مورد نظر دست نمییابیم؟ زیرا تعریف جامع و استراتژی ثابت نداریم.
به طور نمونه، بدون اطلاعرسانی از پیش، به یکباره تصمیمی گرفته میشود. بهتر نیست زمانبندی تعریف و بر اساس دوره زمانی امری را اجرایی کنیم؟ تصمیمهای ناگهانی تضادهایی را در برنامههای قبلی به وجود میآورد که به جای رفع مسئلهای بیشتر به آن دامن میزند؛ وضعیتی که امروز صنعت خودرو و قطعه را با آن درگیر کرده است. استراتژی مدونی نداریم که خودروساز، قطعهساز و مصرفکننده بر اساس آن حرکت کنند. مردم نمیدانند خودرویی که میخرند آینده آن چه میشود. بنابراین، مشکل اصلی در موفق نبودن برنامهها و به وجود آمدن چالشها نداشتن استراتژی ثابت است. علاوهبر این، گاهی بخشهای مربوط مدیریتی تعریفهایی ارائه میدهند و در این باره کتابهایی هم تهیه میشود اما عملیاتی نمیشوند و در حد حرف باقی میمانند. حتی دیده میشود در عمل مغایر با آن استراتژی فعالیتها در حال انجام است؛ قانون به گونهای نوشته میشود و فعالیتها در جهت مخالف حرکت میکند. صنایع کشور از جمله صنعت خودرو گرفتار چنین وضعیتی است. در واکاوی مشکلات، علل مشخص اما ضعف ما در ارائه راهکارها است زیرا با هر راهحلی با مشکلی جدید روبهرو میشویم که مسئله را پیچیدهتر میکند. در یک تعامل جمعی، با حضور فعالان و کارشناس هر صنف و صنعت، باید مسائل مطرح و به معضلها رسیدگی شود.
جعفر نصیری / فعال صنعت قطعه




