ابوالفضل خلخالی - کارشناس خودرو: ارتباط صنعت خودرو ایران با خارجیها از جمله تبادل دانش و فناوری لازم و ضروری است اما باید دقت شود که این ارتباط به صورت صرف نمیتواند به نتیجه خاصی برسد و در این فرآیند باید به یک سری نکات دقت کنیم، چه بسا اگر این مسائل موردتوجه قرار نگیرد، این ارتباط به جای شکوفایی صنعت خودرو، این صنعت را از بین ببرد و عرصه را برای بازار ما تبدیل به یک بازار آماده برای صنعت خارجی کند.
در این راستا ما باید صنعت خودرو خود را با دقت بشناسیم و متناسب با نیازهای این صنعت وارد توافقات و ارتباطات با خارجیها شویم، بهشرطی که با یک چشمانداز بلندمدت به شکوفایی برسیم.
مشکل کنونی صنعت خودروی ایران نامشخص بودن راهبردی بلندمدت است. البته منظور اهداف نیست. بسیاری از اهداف مشخص است. ما چشمانداز ۱۴۰۴ را داریم که در آن دقیق مشخص شده که قرار است چه مقدار از چه کالایی تولید کنیم و چه میزان از این تولید برای مصرف داخلی و چه میزان برای مصرف خارجی باشد. این اهداف مشخص است اما راهبردها و روشهای رسیدن به اهداف مشخص نیست. دقیق مشخص نیست که ارتباط با صنایع خودروسازی خارج از کشور کجای این راهبرد قرار دارد.
ما خودرو تولید نکردیم مگر اینکه خودروساز خارجی در آن مشارکت داشته است. یعنی پایه خودروسازی ایران وابسته به خودروسازهای بزرگ خارجی بوده و هیچوقت شکوفا نشده چون با نشان تجاری داخلی خودرو تولید نکرده است.
تا روزی که نتوانیم یک خودرو با نشان داخلی تولید کنیم، صنعت خودروی ایران داخلی نخواهد بود. ازاینرو تمام راهبردها باید مبتنی بر تولید خودروی باکیفیت با نشان(برند) ملی و دستیابی به بازارهای دستکم منطقه و بعد دورتر باشد.
اگر ارتباط با خارجیها صنعت خودروی ایران را به سمت تولید خودرویی با نشان تجاری ملی سوق دهد، این ارتباط موثر است اما تمهیداتی نیاز دارد که اکنون فاصله زیادی با آن دیده میشود. برای نمونه اگر بخواهیم یک پلتفرم ملی را با خارجیها تولید کنیم، باید از خود بپرسیم خودروساز خارجی چه زنجیره تامینی را درنظر خواهد گرفت.
اگر برای رسیدن به اهداف بلندی که در صنعت خودرو درنظر داریم، یک ۳ ضلعی را بهعنوان پایه رسیدن به این اهداف در نظر بگیریم، با ۳ اصل مواجه هستیم: دانش فنی و مهندسی، سرمایه، مدیریت.
ایران از لحاظ دانش فنی در سطح بالایی قرار دارد، بهگونهای که خارجیها در تعامل با ایران، طرحهای مهندسان ایرانی را منطبق با استانداردهای جهانی میدانند و آنها را جذب صنایع خود میکنند.
اما آنچه سالهاست باعث شده به نتیجه نرسیم، نبود مدیریت اقتصادی است، چراکه به این موضوع آگاه نیستیم چه سرمایهای را کجا قرار داده و چگونه آن را مدیریت کنیم. اگر خارجیها بتوانند این مدیریت را آموزش دهند، این حضور منطقی است.
ارتباط علمی در دانشگاهها و پژوهشگاهها سالهاست با خارجیها وجود داشته و دارد. اما اگر بدانیم در مدیریت کلان و اقتصادی مجموعه خودروسازی مشکل وجود دارد، دیگر این مهندسان نیستند که مقصرند، بلکه مدیران هستند که اصل مشکل مجموعه خودروسازی را تشکیل میدهند.
مدیران ایرانی در این سالها اشتباه مدیریت کردند اما مهندسان چیزی کم نگذاشتهاند. بااین حال مدیران، مهندسان را متهم کرده با مدیریت اشتباه افراد دیگر که همان خارجیها باشند را با مهندسان جایگزین میکنند.
آمدن خارجیها مشکلی از مدیریت در ایران را حل نمیکند. این یک مشکل اساسی در کشور ماست که در سالهای گذشته افراد عالم و دانشمند کمتر تربیت شدهاند.
در صنعت خودروی ایران مدیر بخش مهندسی، فارغالتحصیل رشته زیستشناسی بوده است. وقتی در مدیریت مشکل وجود دارد، آمدن خارجیها چیزی را عوض نمیکند و این مدیریت استراتژیک است که نیاز کشور ماست. ازآنجاکه خودروسازی ایران سالها دولتی بوده و هرجا دولت باشد، رانت را هم با خود میآورد. این کار مانع مدیریت اقتصادی میشود. اقتصاد ایران دستوری است و صنعت خودرو نیز از این روند پیروی میکند.
در کشورهای دیگر این درآمد است که اصالت پیدا میکند، ازاینرو یک فارغالتحصیل زیستشناسی به صنعت راه پیدا نمیکند اما چون اینجا درآمد اهمیتی ندارد این اتفاق میافتد. حضور خارجیها در ایران ایراد بزرگی ندارد چون از اساس ارتباط علمی میان کشورها قابلکنترل یا توقفپذیر نیست اما اگر قرار باشد خارجیها فقط در بخش مهندسی مشکل خودروسازی ایران را حل کنند، آمدن و بودنشان چندان ضرورتی ندارد.
