در ماههای گذشته بارها موضوع حمایت از کالای ایرانی مطرح شده و این سیاست تا حدی در دستور کار قرار گرفته است.
با این حال، مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که دولت هنوز به سیاستگذاری معینی برای حمایت از کالای ایرانی نرسیده است. حمایت از تولید کالای ایرانی دو بحث دارد که باید در سیاستگذاریها به آن توجه شود؛ نخست موضوع تولید باکیفیت است که بارها به آن اشاره شده و دوم موضوع سیاستهای ترویجی و تبلیغی است. یکی از مهمترین موضوعهایی که در این زمینه همواره مطرح میشود، بحث افزایش بهرهوری سرمایه و تولید است. در گام نخست مهمترین نیازی وجود دارد این است که در دو جبهه به طور همزمان فعالیتها جدیتر شوند. در این زمینه سیاست نخست شامل تولید محصول کیفی و دوم متقاعد کردن طرف تقاضا برای خرید کالای داخلی میشود.پیش از این تحریک طرف تقاضا یک عامل اصلی بود که با توجه به قدرت خرید مردم سیاستگذاران میتوانستند طرف تقاضا را تحریک کنند تا کالای ایرانی بخرد. پس از مشکلاتی که در عرصه اقتصاد کشور به وجود آمد، شاهد رشد نرخ و گرانی چشمگیری بودیم. این موضوع باعث میشود مخاطب کالای صنعتی در کشور کاهش یابد. به عبارت دیگر، بخشی از طرف تقاضا امروز توان تقاضا را از دست داده و باید برای این موضوع راه چارهای جست. هر چند هنوز هم اساس تولید باید کیفی باشد و به واسطه این موضوع اساس حمایت نیز بر کالای مرغوب استوار است اما از بین رفتن یا کاهش توان خرید تابع این دو مقوله نیست. بر این مبنا، امروز دولت باید در مسیری حرکت کند که تولیدکننده داخلی بتواند فعالیت خود را ادامه دهد. این سیاست باید همزمان با افزایش توان خرید مردم باشد. در صورتی که دولت بتواند این کار را انجام دهد میتوان برای حمایت از کالای داخلی برنامهریزی کرد.
بیژن صفوی / استاد دانشگاه و اقتصاددان




