درحالحاضر بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران ناشی از بهرهوری پایین بنگاههای تولیدی و صنعتی است که حتی برخی از آنها با مسائلی همچون کمبود آب و دوری از امکانات حملونقل عمومی روبهرو هستند.
این مسئله تا حدودی ناشی از برنامهریزی غلط در گذشته و بخشی نیز ناشی از واگذاری پروژهها به مناطقی است که قابلیتی برای پذیرش آن پروژهها نداشتهاند. البته این مسئله ریشه در سیاسی شدن پروژهها نیز دارد چراکه بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بدون اینکه ظرفیتی در استان مورد نظر خود بیابند طرحهایی را پیشنهاد دادهاند که این مسئله در ادامه به زیاندهی آن بنگاه و هدررفت سرمایه منجر شده است. برخی کارشناسان معتقدند آمایش سرزمین در ایران به درستی اجرا نشده است. از طرف دیگر، مطالعه دقیق برای شناسایی ظرفیتها، برنامهریزی برای اجرای درست و در نهایت واگذاری پروژه به مدیران کارآمد میتواند شاهکلید موفقیت برنامهریزی و آمایش سرزمین در مناطق مختلف باشد. ایران در چند دهه گذشته ضمن اینکه برنامه چشمانداز و برنامههای توسعهای را دنبال کرده طرحهایی را در قالب برنامه راهبردی و آمایش سرزمینی پیگیری کرده که قرار بوده هر یک از آنها نقش قابل توجهی در اقتصاد داشته باشند اما اینگونه نشده است.
حال در این مسیر آمایش سرزمینی به معنای بهرهوری بهینه از منابع و ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی به عنوان نقشه راه باید عمل میکرد زیرا این مهم نوعی تکنیک و برنامهریزی برای توسعه بخشی، منطقهای و کشوری با هدف توزیع بهتر جمعیت و استفاده از منابع طبیعی در جهت رشد است. با اینکه این مسئله سالهاست مورد تاکید بوده، چندان نتوانستهایم در عمل موفقیتهایی در آن جهت داشته باشیم.
حامد شایگان - روزنامهنگار




