کدخبر: 4657
امیرمحمد خطیبی

شکست سرمایه‌گذاری صنعتی در روستاها

بحث اشتغال به عنوان یکی از مهم‌ترین مباحث اقتصادی کشور همواره مطرح بوده است. یکی از نتایج بحران اقتصادی کشور که به تازگی مشکلات بسیاری را به وجود آورده، بیکاری است که حل نشدن این موضوع پیامدهای بسیاری به همراه خواهد داشت.

این معضل پیامدهای اجتماعی جبران‌ناپذیری به دنبال دارد که گریبانگیر تمامی مردم(روستاییان و شهرنشینان) شده است. همچنین نظر بر وضعیت رکود تورمی حاکم بر کشور بیشترین ضربه بر قشر متوسط و ضعیف به‌ویژه روستاییان وارد می‌شود. از این رو، این فرآیند مسبب تشدید مهاجرت روستاییان به شهرها و آن هم به صورت حاشیه‌نشینی می‌شود. طرح‌ها و پروژه‌های مختلفی در سال‌های گذشته تعریف و حتی پیاده‌سازی شده که در نهایت دستاوردی پایدار و چشمگیر در حوزه اشتغال نداشته و بیشتر همچون مسکنی در بدنه اقتصاد کشور عمل کرده‌اند. عوامل زیادی را می‌توان دلیل شکست پروژه‌های قبلی عنوان کرد. عواملی همچون ایجاد شرکت‌های صنعتی در مناطق روستایی که بدون توجه به زیست‌بوم آنها، نه‌تنها نتوانسته اشتغال پایداری ایجاد کند بلکه سرمایه‌گذاری را در عمل به دارایی در روستا تبدیل کرده است. بنابراین با توجه به نرخ بهره‌وری بسیار پایین واحدهای صنعتی کشور، شهرک‌های صنعتی روستایی را نمی‌توان از این قضیه مستثنا دانست. عامل بعدی مهم، مشارکت نکردن مردم در طرح‌ها و پروژه‌های سرمایه‌گذاری بوده است. با مطالعه تاریخچه کشورهای جهان اول و همچنین کشورهای در حال توسعه همچون هند، این نکته پدیدار می‌شود که اقتصاد روستایی در به حرکت در آوردن چرخه‌های صنعت یک کشور دارای اهمیت است که متاسفانه این مهم در کشور مغفول مانده است. می‌توان چنین نیز عنوان کرد که به منظور ایجاد هرگونه طرح اشتغالزایی در کشور به همان اندازه به اشتغال روستایی نیاز است. مسئله اشتغال روستایی از پیچیدگی‌های بسیاری برخوردار بوده و دلیل آن نبود زیرساخت‌های لازم همچون راه، شبکه‌های ارتباطی، آب و... است که به مطالعه جامع و برنامه‌ریزی دقیق همراه با متدهای علمی نیاز دارد. از این رو، بهتر است به جای ایجاد واحدهای صنعتی در روستاها، که ماحصل آن چیزی جز سرمایه‌گذاری کلان نیست، رسته‌های کلیدی روستا مشخص شود. در ادامه با بررسی رسته‌های موجود و شناسایی گلوگاه‌های زنجیره ارزش، دو استراتژی تثبیت و توسعه آنها اتخاذ شود. بررسی‌ها نشان داده بیشترین زحمت و ارزش افزوده در قسمت تولید(کشاورزی و صنعتی) ایجاد می‌شود. این در حالی است که واسطه‌گران با کمترین ارزش افزوده بیشترین سود را به جیب می‌زنند. این روند در بلندمدت سبب تضعیف بخش کشاورزی و صنعت شده است. بنابراین بعد از بررسی زنجیره ارزش، بهترین راه، ایجاد بازار یا اتصال به بازار است. بسیاری از محصولات کشاورزی نیازمند فرآوری هستند.
در این زمینه نیز می‌توان دو راه اتصال مستقیم یا ایجاد نهادهای واسطه رسمی را درنظر گرفت. نهادهای واسطه نیز همان رسمی کردن واسطه‌گران است که شکل حقوقی به خود بگیرند و سعی در ایجاد ارزش افزوده داشته باشند و به پرداخت مالیات به دولت مجبور شوند. اتصال مستقیم هم به صورت اتصال به شرکت‌های پیشرو انجام می‌شود. به عبارتی، با آموزش دادن و توانمندسازی به منظور رسانیدن استاندارد محصولات روستایی به استاندارد شرکت‌های صنعتی بتوان اتصال بازار را برای روستاییان فراهم کرد یا با شرکت‌هایی که بنا بر دلایلی تولید ندارند یا بهره‌وری پایینی دارند قرارداد مدیریت پیمان بست. در اینجا چرخه اقتصادی پایدار ایجاد خواهد شد که نگاه جامع دارد. در نهایت، در صورت مشاهده توانمندشدن روستاها، به رهاسازی پرداخته شود. با این کار در بخش تولید با بالغ‌سازی فکر، اراده و توانایی روستاییان به جای حمایت و در سمت تقاضا با کشف و خلق بازار خرید و ترمیم و اتصال به زنجیره ارزش قبل از تولید سعی در ایجاد کردن اشتغال پایدار داشت. در نهایت می‌توان چنین استنباط کرد که برای اجرای این طرح به سرزدن به‌تمامی‌روستاها یا هزینه‌کرد فراوان نیاز نیست، این یعنی ابتدا می‌توان این مدل را در چندین منطقه هدف، روستاهای خاص یا دهستان‌ها اجرا کرد و برمبنای اثر شبکه‌ای این توفیق به روستاهای اطراف سرایت می‌کند.
امیرمحمد خطیبی - کارشناس اشتغال