هر گونه توقف تقاضا رکودی شکل میدهد که فروشنده را مجبور میکند نرخ محصولات خود را تعدیل کند. در نهایت فشار به دلیل نیاز به نقدینگی منجر میشود که قیمتها کاهش یابد.
باید توجه داشت پویش تحریم ملی در حوزه خودرو پس از پیشفروش و ثبتنام دو شرکت بزرگ خودروساز کشور اتفاق افتاده که حداقل حجمی از متقاضیان خودرو مورد نظر ثبتنام کردهاند و خریدار زیادی(متقاضی واقعی) وجود ندارد.
پس به طور کلی اینکه پویش و این حرکت اجتماعی چقدر عمومی شود قابل پیشبینی نیست و زیاد به آن خوشبین نیستم زیرا به طور عموم حرکتهای اجتماعی در ایران به راحتی قابل شکسته شدن هستند. مانند تجربه قبل در پویش نخریدن پراید؛ کافی است وامی تخصیص پیدا کند و برای دریافت و خرید دعـوا هـم میشود و افراد فراموش میکنند که برای چه هدفی صـف ایستادهاند. فراتر از این مسئله، سطح قیمتی محصولات به اعدادی رسیده که مـردم به لحاظ مالی دیگر توانایی خـرید ندارند. بنابراین، با افزایش چند برابری قیمتها تقاضا خود به خود پایین آمده است. رکود شروع شده و رکود بسیار سنگین و کشندهای است. با شرایط اقتصادی موجود کشور به راحتی از این رکود خارج نمیشود. این حرکتها بیشتر شبیه این است که ایستادهایم و نتیجه مسابقه اعلام شده و حالا پویش برگزار میکنیم. حال باید پرسید هدف این پویش برای نتیجهای که اعلام شـده چیست؟ درحالحاضر بازار بهدست سرمایهگذاران و دلالان اداره میشود، نه مصرفکننده واقعی. کسانی که در حال خرید هستند به قصد سرمایهگذاری، اقدام به خرید میکنند. قصد آنها هم حفظ دارایی و نفع از این بازار است. رویه حفظ ارزش دارایی باعث شده تا شاهد چنین بازار آشفتهای باشیم.
متهم ردیف اول بههمریختگی دو بازار خودروهای وارداتی و داخلی مردم نیستند. وقتی در سیاستهای واردات خودرو زمانی بحث امحا مطرح میشود و زمانی سامانه بسته میشود اما ثبت سفارش انجام میشود و... خود زمینهساز مشکلات بودهایم. از سوی دیگر هم با عنوان ساخت داخل ممنوعیت واردات ابلاغ شد و همچنان سیاستهایی که از پیش اجرا شده ادامه دارد. تصمیمهای نادرست به قدری تاثیر منفی داشته که فراخوانها تاثیر زیادی نداشتهاند. پویش هم همین است تا زمانی که در این بخشها پارادایمهای فکری تغییر نکند یا تعدادی را بابت این بههمریختگی تنبیه نکنیم حرکتهای جمعی بازتاب زیادی ندارد. تمام مشکلات امروز به لحاظ بازده زمانی، زودتر از شروع تحریمها آغاز شده است. همچنین، ناآگاهی برخی مدیران خودروسازان مشکلات را دامن زده است. به طور نمونه، یکی از مدیران خودروساز اعلام کرد تحریم برای ما جوک است در حالی که شاید برای او جوک باشد برای مردم اینگونه نیست. تا زمانی که این سیاستها را تغییر ندهیم و اصرار داشته باشیم همین تفکر و رویه نادرست دنبال شود راهاندازی این پویشها به نتیجه خاصی نمیرسد. اگر بناست پویشی برگزار شود باید پویش مطالبه تغییر رویه مدیریتی کشور باشد. وزیری که با چند سال تجربه، اعلام میکند مسائل امروز با تصمیمگیریهایی که داشته قابل پیشبینی نبوده باید تنبیه شود. از این رو، راهاندازی پویش به نام اصلاح رویه و دیدگاه مدیریتی مفیدتر است. مطالبه باید برای حل ریشهای مشکلات باشد. همانطور که دولت با افزایش نرخ مبارزه میکند نه تورم، مردم هم در حال تلاش برای تغییر قیمتها هستند، نه رویه غلط مدیریتی. کسانی که شرکتها و مردم را متهم به دلالی و سوءاستفاده میکنند خود عامل این مشکلات هستند. سیاستهای غلط باعث آشفتگی بازار شده است. بنابراین، حرکت نتیجهدار پویش، اصلاح امور مدیریتی و دیدگاه اجرایی مدیران است که یک بار برای همیشه مشکلی را به طور ریشهای رفع کنیم.
فربد زاوه / کارشناس صنعت خودرو




