نامزدها در جریان رقابتهای انتخاباتی برنامه مدونی برای اداره کشور ارائه ندادند و اغلب حرفهای کلی مطرح شد.
تنها نامزدهای دولت بر ادامه برنامههای قبلی خود تاکید داشتند اما سایر نامزدها هیچ اشارهای به برنامههای خود نداشتند. ساختار اصلی مناظرههای برگزار شده نیز بر پایه انتقاد و تخریب عملکرد گذشته یکدیگر بود، درمجموع افرادی که امروز امور اجرایی را در دست ندارند جز شعار موضوع دیگری را مطرح نکردند. برخی نامزدها با طرح موضوعات شعاری و عوامفریبانه به دنبال جمعآوری آرا هستند، عوامفریبی و رفتارهای پوپولیستی در چند دوره اخیر انتخابات شدت گرفته است، در دهههای ۶۰ و ۷۰ نامزدها بیشتر به دنبال ایدهها و برنامهها بودند و کمتر به دنبال شعار و عوامفریبی بودند اما از زمانی که در انتخابات نهم و دهم عوامفریبی پیروز انتخابات شد جریان سیاسی در کشور تغییر کرد و برخی بهدنبال رسیدن به نتیجه از این شیوه هستند. در سیاست افراد به دنبال رسیدن به نتیجه هستند، در چارچوب سیاست شیوههای رسیدن به نتیجه برای افراد اهمیت ندارد و این امر با اصول اخلاقی در تضاد است. نامزدهای انتخاباتی همچون سایرین به دنبال منافع خود هستند و ممکن است در این مسیر از تهمت و دروغ نیز استفاده کنند اما این مردم هستند که حرف آخر را میزنند و با آگاهی و تشخیص یک فرد واقعبین و آیندهنگر را که بر مبنای علمی برنامهریزی میکند بهعنوان رئیسجمهور انتخاب میکنند. اگر نامزدی مدعی شود که همه مشکلات را میتواند حل کند دروغ گفته است.سنگ بزرگ علامت نزدن است، شعارهای بزرگ به نتیجه نمیرسد و اگر برای رسیدن به این شعارها گام بردارند سایر بخشهای اقتصادی آسیب خواهد دید، اقتصاد سازوکاری دارد که تنها از طریق اصول علمی میتوان به موفقیت رسید. با وجود این نمیتوان همه مسائل را بهیکباره درست کرد. باید براساس ظرفیتهای واقعی برنامهریزی کرد و اگر خلاف این جریان حرکت کنیم شاهد آسیبهایی خواهیم بود که در سالهای گذشته به اقتصاد وارد شد و ویرانی اقتصاد را به بهانه اقدامات پوپولیستی در پی داشت.
مرتضی عزتی – اقتصاددان




