دولتها در ایران سالهاست که از برنامههای اشتغالزایی عقب میمانند. این موضوع دو دلیل دارد که شامل نبود برنامههای نزدیک به واقعیت و ضعف اشتغالزایی در کشور میشود.
در برخی از برنامهها برای اشتغالزایی متاسفانه ظرفیتهای واقعی کشور در نظر گرفته نمیشود. گاهی فاصله زیرساختها با برنامهها به اندازهای میرسد که ابتدای کار مشخص است دولت نمیتواند چنین برنامهای را اجرایی کند. البته در این حالت نیز برخی از سیاستگذاران همچنان اصرار میکنند که برنامهها بدون تغییر تصویب شوند.
موضوع دوم به ضعف در حوزه اشتغالزایی مربوط میشود. هر چند ریشههای ضعف در اشتغالزایی در ماههای گذشته به بیرون از مرزهای کشورمان هم رسیده و فشارهای بینالمللی در این زمینه نقش داشته است اما به هر حال این مشکلات هم در دسته ضعف در اشتغالزایی بررسی میشوند.
شرایط کنونی به گونهای است که اقتصاد ایران در حوزههای اصلی با مشکلات درهمتنیده و پیچیده روبهرو شده است. یکی از راههای تقویت اقتصاد، تقویت تولید است. از طرف دیگر، باید زیرساختهایی به لحاظ اقتصادی وجود داشته باشد تا بتوان برای افزایش توان بخش تولید برنامهریزی کرد. دو شاخص اصلی افزایش توان تولید شامل دسترسی به مواد اولیه ارزان و تولید صادراتمحور میشود. در ماههای گذشته، پس از برخی فشارهای بینالمللی و فساد و رانت داخل کشور با مشکل جدی مواد اولیه روبهرو هستیم. به بیان دیگر، یک شاخص شرایط بحرانی را سپری میکند. شاخص دوم که تولید صادراتمحور است، دو عامل نیاز دارد که شامل دانش فنی و روابط بانکی میشود. در مورد اول که صنایع ایران نیاز جدی به رفع فرسودگی و نوسازی دارد و در مورد دوم هم که روابط بانکی محور عمده مشکلات کنونی کشور است.
بر این اساس، بررسی کوتاه صنایع کشور نشان میدهد عمده مشکلات صنعتی امروز به دیگر حوزهها هم مربوط میشود. به عبارت دیگر، اگر مشکلات بخش صنعت برطرف شود مشکلات حوزههای دیگر هم برطرف میشود.
مهدی تقوی / اقتصاددان




