کدخبر: 5104

چگونه مدیر تربیت کنیم؟

گفت‌وگو با کارشناسان و انتشار نظرهای آنها تنها روی کاغذ می‌آید و در ظاهر تاثیری بر مدیریت‌های بالادستی، میان‌دستی و پایین‌دستی ندارد زیرا آنها نیز در نپذیرفتن این نظرها دلایل خود را عنوان می‌کنند.

 این در حالی است که کشورهای صنعتی با بهره‌گیری از مشاوره‌های کارشناسان اقتصادی و صنعتی خود بستر توسعه را برای خود فراهم می‌کنند. چگونه می‌شود که برای آنها نتیجه دارد اما برای ما خیر، جای تامل دارد.
در این باره باز هم باید به سخنان تکراری رجوع کرد که مدیریت حرف اول و آخر را در تمام امور می‌زند.
 این است که در حوزه پزشکی و مهندسی از نیروهای دانش‌آموخته جهان سومی استفاده می‌شود و چه موفقیت‌هایی که این افراد در کشورهای صنعتی دنیا به‌دست نمی‌آورند. اما دانشگاه‌های آنها بیشتر تمرکزشان در تربیت کارشناسان علوم‌انسانی و البته مدیران با کفایت است که تمام حوزه‌ها، حتی مهندسی و پزشکی را مدیریت کنند.امروز با وجود فرصت کمی که تا شروع مرحله نخست تحریم‌ها وجود دارد مدیران بیش از هوشیاری دچار نوعی سردرگمی و حیرانی شده‌اند که بدیهی‌ترین موضوع‌ها از دست‌شان در رفته و نمی‌توانند تمرکز منطقی در تصمیم‌ها داشته باشند.
به گفته یکی از تولیدکنندگان، «نگاه ملی باعث می‌شود تا حرص به سود بیشتر و شکل‌گیری رانت و فساد از بین برود (امری که سر دراز در اقتصاد و صنعت کشور دارد) و این‌گونه نباشد که هر کس در موقعیتی که قرار دارد هر چند کوتاه کیسه‌ای برای خود بدوزد که ممکن است رسوا شود یا در کوتاه‌مدت قِسِر در برود».
به طور قطع اگر در داخل کمترین مشکل را داشته باشیم در رویارویی با تنش‌های خارجی بهتر می‌توانیم عمل کنیم. اما اگر مشکلات داخلی افزون باشد و حتی به لحاظ بین‌المللی هم فضا برای همکاری‌ها هموار باشد باز هم نتیجه مورد انتظار به‌دست نخواهد آمد.
به طور نمونه، صنعتگران به تاثیر تحریم‌های داخلی نسبت به تحریم‌های بین‌المللی اشاره می‌کنند که آسیب‌رسان‌تر بوده است.
 باز هم می‌رسیم به سر خط و خلأ مدیریتی.
همان‌طور که یکی از مدیران صنعت قطعه در همین گزارش به آن اشاره کرد؛ ما چیزی کمتر از صنعتگران اروپایی یا آسیایی مانند ژاپن نداریم.
 اگر صنعتگر ژاپنی در رده قرار دارد ما تا رده ۸۵ و ۹۰ را رفته‌ایم. اختلاف در بحث مهندسی کمتر است و بیشتر مسئله همدلی و مدیریتی است.
تا امروز تربیت مدیر به لحاظ نظری و دانشگاهی کارساز نبوده است باید دید گره این بخش دیگر در کجاست.
توان مهندسی داخلی، همت و تعهد نیروانسانی، انرژی ارزان‌قیمت و... ازجمله فرصت‌های داخلی است که برای رسیدن به هدف و طی کردن مسیر توسعه می‌تواند بسیار یاری‌رسان باشد. اگر به جوان ایرانی اعتماد شود تجربه نشان داده به طور قطع نتیجه موردنظر به‌دست خواهد
 آمد. از این‌رو، نخست لازم است به لحاظ روانی خود را برای بهره‌مندی از توان بومی آماده کنیم و سپس با نقشه راه منسجم حرکت را آغاز کنیم.

فاطمه امیراحمدی - روزنامه نگار