در وضعیت کنونی مصرف بنزین چندان جای تعریف ندارد. اصلاح الگوی مصرف از مهمترین موضوعاتی است که در بنزین باید درنظر گرفته شود.
الگوی مصرف نادرست از یک نسل به نسل بعدی منتقل میشود و در این انتقال گسترش مییابد. اگر من از خورو شخصی استفاده کنم در ذهن فرزند من نیز این موضوع نهادینه میشود و این رفتار ساختار آینده را شکل میدهد. زمانی که ساختاری شکل میگیرد وقتی بخواهیم در آن اصلاحات انجام دهیم با مقاومت بیشتری روبهرو شده و امکان اصلاح در نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری سختتر میشود. درحالحاضر زیرساختهای اجرایی شدن کارت هوشمند بنزین وجود دارد. با استفاده از راهکار اجرایی شدن کارت هوشمند، مصرف بنزین کنترل میشود. این راهکار به این شکل است که سقفی برای مصرف بنزین از سوی مشترکان مشخص شود که مازاد از مصرف این میزان، با نرخ واقعی فروخته شود. قیمتهای غیرواقعی بنزین به عنوان یک حامل انرژی، رونق بازار قاچاق را در پی دارد، برخورد با مافیای قاچاق روی برگه راحت است اما به عمل در آوردن آن بسیار سخت است. این کار یک اراده ورای انسانی میخواهد. در تجارت سوخت باید مکانیسمهای هزینه و پاداش با هم همخوانی داشته باشد. مداخله دولت، فساد ایجاد میکند. همچنین نرخ غیرواقعی باعث رانت و مشکلات اینچنینی میشود. باید در نظام قیمتگذاری شفافیت باشد و در کالاهای صنعتی قیمتگذاری آزاد باشد. باید تدابیری برای رفع موانع کسبوکار، حذف امضاهای طلایی و رانت اندیشیده شود. به شکلی که برای دروغگویی نیز هزینه و مجازات درنظر گرفته شود. به شکل کلی همه پروژهها از جمله بنزین باید هدفمند و کاربردی باشد. کارت هوشمند سوخت میتواند یک راه برونرفت مناسب برای معضل سوخت کشور باشد. درحالحاضر با درنظر گرفتن کارت انرژی میتوان سقف مجازی از متوسط مصرف درنظر گرفت و هرگونه مصرفی خارج از این الگو با نرخ عادی محاسبه شود. با این کار قشرهای ضعیف شناسایی میشوند و دولت میتواند از آنها حمایت کند. کارت هوشمند میتواند نقشی فراتر از سازمان دادن به سوخت داشته باشد. برای این کار با درنظر گرفتن متوسطی از مصرف برای تمام مشترکان، از طرف دولت کارتهای هوشمند شارژ شوند و بالاتر از متوسط مصرف با نرخ واقعی و خارج از یارانه محاسبه شود. به شکل کلی با پرداخت نقدی یارانهها مخالفم و به نظرم کارت هوشمند میتواند کارایی بیشتری در ساماندهی وضعیت اقتصادی از جمله مصرف سوخت در خودروها داشته باشد. هوشمندسازی باید براساس دیدگاههای علمی انجام شود. نباید در حل مشکلات، احساسی برخورد کرد زیرا دود آن به چشم مردم میرود و مردم ضررکننده نهایی خواهند بود. در تصمیمگیریها و تصمیمسازی علمی باید نظرات کارشناسی در یک روش کنترل شود و به اجرا درآید.
بهنام ملکی – اقتصاددان




