سیدمحمدحسن سیدزاده: وضعیت ایران در شاخص توسعه فراگیر در طول ۵ سال گذشته با روند ملایم ۰/۹۲ درصدی تضعیف شده است.
براساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد، ایران از میان ۷۴ کشور دارای اقتصاد نوظهور جایگاه ۲۹ را کسب کرده است. ایران از میان شاخصهای مورد بررسی در شاخص اشتغال، فقر و انتشار کربن ضعیفترین عملکرد را داشته است. در گذشته وضعیت اقتصادی کشور اغلب برمبنای رشد اقتصادی ارزیابی میشد اما رشد اقتصادی به تنهایی نمیتواند وضعیت توسعه پایدار را به خوبی نشان دهد، به همین منظور مجمع جهانی اقتصاد روش جدیدی را برای تعیین عملکرد ملی اقتصادها به عنوان جایگزین تولید ناخالص داخلی انتخاب کرده که علاوهبر روش مرسوم، بر سطح استانداردهای زندگی مردم، میزان ثبات و پایداری اقتصاد کشورها تمرکز شده است. شاخص توسعه فراگیر یک ارزیابی سالانه است که میزان پیشرفت اقتصادی ۱۰۳ کشور در جهان شامل ۲۹ اقتصاد پیشرفته و ۷۴ اقتصاد نوظهور را از حیث ۱۱ شاخص اندازهگیری میکند.
۱۱ مولفه شاخص توسعه فراگیر
تمرکز بیش از حد اقتصاددانان و سیاستگذاران به تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص اصلی عملکرد اقتصاد ملی باعث شده برنامهریزیهای اقتصادی تحتالشعاع قرار گیرد. تولید ناخالص داخلی، تولیدات کالا و خدمات فعلی را میسنجد در حالی که سهم این رشد در پیشرفت اجتماعی- اقتصادی از قبیل میانگین درآمد خانوار، فرصت شغلی، امنیت اقتصادی و کیفیت زندگی، مشخص نیست. این شاخص شامل ۳ رکن اصلی رشد و توسعه، فراگیری و برابری بین نسلی و مراقبت و نظارت پایدار از منابع طبیعی و مالی است که در زیرمجموعه آن ۱۱ مولفه از جمله رشد اقتصادی نرخ اشتغال، بهرهوری نیروی کار، درآمد خانوارها، درآمد سرانه، پسانداز خالص، امید به زندگی، نرخ فقر، توزیع ثروت، بدهی عمومی و ابتکارات سازگار با محیطزیست را شامل میشود.
اصل فراموششده اقتصادهای جهانی
برپایه نتایج اندازهگیری شاخص توسعه فراگیر ۲۰۱۸ اقتصادها با وجود نگرانیهایی که در زمینه رشد نابرابریهای اجتماعی وجود دارد، سیاستهایی را ترجیح میدهند که به جای ارتقای پایداری و فراگیری اقتصادی، از رشد کوتاهمدت پشتیبانی میکنند. در طول ۵ سال گذشته، با وجود رشد اقتصاد جهانی، در ۲۰ کشور از ۲۹ اقتصاد پیشرفته، فراگیری اجتماعی، کاهش یافته یا تغییر نکرده و برابری بین نسلها در ۵۶ کشور از ۷۴ اقتصاد در حال ظهور، وخیمتر شده است. در طول دهههای گذشته، اولویت بخشیدن به رشد اقتصادی نسبت به عدالت اجتماعی به سطوح بالای نابرابری ثروت و درآمد منجر شده و باعث شده است دولتها فراموش کنند که باید بدون آسیب زدن به محیطزیست و با توجه به مسئولیتهای آنها در برابر نسلهای آینده، رشد اقتصادی مورد نیاز را تامین کنند. در دوره مورد بررسی، فقط ۱۲ کشور از ۲۹ اقتصاد پیشرفته در کاهش فقر موفق بودهاند و فقط ۸ کشور کاهش نابرابری درآمد را تجربه کردهاند.
یافتههای گزارش مجمع جهانی اقتصاد
دادههای شاخص توسعه فراگیر نشان میدهد رشد تولید ناخالص داخلی به نسبت قوی نمیتواند به تنهایی پیشرفت اجتماعی- اقتصادی فراگیر و افزایش متوسط سطح استانداردهای زندگی را تامین کند. در هر ۵ کشور پیشرفته، فقط ۳ کشور رشد تولید ناخالص داخلی را در ۵ سال گذشته تجربه کردهاند، اما فقط ۱۰ کشور از ۲۹ کشور پیشرفت قابل ملاحظهای در رکن فراگیری از ارکان شاخص توسعه داشتهاند. در بیشتر کشورها(۱۶ کشور از ۲۹ کشور) وضعیت رکن فراگیری بدتر شده و وضعیت سایر ارکان ثابت مانده است. بیشتر کشورهایی که بهترین عملکرد رشد تولید ناخالص داخلی را داشتند، موفق به بهبود رکن فراگیری نشدند. همین وضعیت در زمینه رشد تولید ناخالص داخلی و عملکرد برابری بین نسلی و پایداری نیز تکرار شد بدین صورت که ۱۱ کشور از ۲۹ کشور پیشرفت داشتند در حالی که وضعیت ۱۸ کشور از ۲۹ کشور، بدتر شده است.
رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست
حسین ساسانی، رئیس کارگروه توسعه پایدار فرهنگستان علوم در گفتوگو با «گسترش صنعت» درباره تغییر رویکرد مجمع جهانی اقتصاد در ارزیابی وضعیت کشورها و اهمیت شاخص توسعه فراگیر گفت: چندین سال است رویکرد مجامعی که وضعیت اقتصادی کشورها را ارزیابی میکنند تغییر کرده و تمام جوانب توسعه پایدار، رفاه اجتماعی و... ملاک بررسی قرار گرفته است. توسعه پایدار ۱۰ مقوله را شامل میشود که یکی از آنها رشد اقتصادی است بنابراین شاخص تولید ناخالص داخلی ملاک مناسبی برای تشخیص میزان توسعهیافتگی نیست. وی با اشاره به اینکه دلایل رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست، اظهار کرد: بسیاری از کشورها همچون کشورهای عربی، رشد اقتصادیشان ناشی از فروش نفت و خامفروشی است به همین دلیل تولید ناخالص داخلی آنها حاصل فعالیتهایی است که ارزش افزوده چندانی ندارند. زمانی میتوان توسعه را برای کشوری تعریف کرد که رشد اقتصادی پایدار باشد و تمام بخشهای یک کشور را به صورت یکپارچه دربرگیرد.
ساسانی با بیان اینکه شاخص توسعه فراگیر تمام وجوه توسعهیافتگی را مورد بررسی قرار میدهد، افزود: توزیع متناسب درآمد سرانه میان تمام مردم، رفاه اجتماعی، نبود شکاف طبقاتی و... از جمله موارد مهم توسعهیافتگی است. بسیاری از کشورهای فروشنده نفت در دنیا ثروت و رشد اقتصادی بالایی دارند اما درآمد و رفاه مردم آنها کافی نیست و شکاف طبقاتی وجود دارد، ایران نیز یکی از این همین نمونههاست؛ ایران از نظر رشد اقتصادی و درآمد جزو کشورهای متوسط به شمار میرود اما شکاف طبقاتی و فقر در آن وجود دارد. وی با بیان اینکه این شاخص باعث میشود نگاه سیاستمداران به اقتصاد وسیعتر و جامعتر باشد، گفت: توجه صرف به موضوع رشد اقتصادی باعث اتخاذ سیاستهای کوتاهمدت در اقتصاد میشود اما ایجاد توسعه مستلزم سیاستهای بلندمدت است بنابراین هدفگذاری برای بهبود در این شاخص نیازمند برنامهریزی عمیق و بلندمدت از سوی سیاستگذاران است.
دنیا یک نظام بههمپیوسته است
رئیس کارگروه توسعه پایدار فرهنگستان علوم با اشاره به اینکه اکنون فقر در دنیا کشورهای پیشرفته را نیز به خطر میاندازد، اظهار کرد: کشورهای پیشرفته به خوبی میدانند اگر در گوشهای از دنیا فقر وجود داشته باشد ممکن است آنها را نیز درگیر کند. به طور مثال، در چند سال گذشته میزان مهاجرت افریقاییها به کشورهای اروپایی افزایش یافته و پیامدهای اجتماعی ناگواری در این کشورها به وجود آمده است. وی با اشاره به اهمیت موضوع محیطزیست و دربرگیری جهانی آن گفت: ایران علاوهبر شدت انتشار در کربن در مقولههای دیگر محیطزیست وضعیت مخاطرهانگیزی دارد و کشورهای دیگر نیز به خوبی میدانند که این مشکلات بر کشور آنها هم تاثیرگذار است به همین دلیل چند سال پیش ژاپن پیشنهاد پرداخت ۱۰ میلیلون دلار برای کمک به احیای دریاچه ارومیه را ارائه کرد. آنها میدانند دنیا نظام بههمپیوسته است که اگر در نقطهای در آن خلل وارد شود بر توسعه آن کشورها نیز تاثیرگذار خواهد بود. وی با اشاره به سایر دلایل ضعف ایران در شاخص توسعه فراگیر گفت: در کشور حکمرانی مناسب وجود ندارد، فساد در کشور زیاد است، اندازه دولت هر روز بزرگتر میشود، رانت اقتصادی و فساد فاصله طبقاتی به وجود آورده است؛ تمام این مسائل دست بهدست هم داده تا توسعه فراگیر در ایران تحقق نیابد.
رشد اقتصادی؛ شرط لازم اما ناکافی
بنا بر این گزارش، شواهد نشان میدهد رشد تولید ناخالص داخلی برای دستیابی به پیشرفت وسیع در استانداردهای زندگی که معیار قضاوت جوامع در زمینه پیشرفت اقتصادی است شرط لازم است اما کافی نیست، در نتیجه، لزوما رشد تولید ناخالص داخلی نشانه موفق بودن یک اقتصاد نیست. این پیام بهویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی به سطوح قویتری از رشد برمیگردد، مهمتر است و سیاستگذاران باید اقدامهای بیشتری را در زمینه ارتقای پایداری و برابری انجام دهند. رهبران سیاسی و کسبوکار نباید انتظار داشته باشند که رشد بالاتر نوشدارویی باشد برای رفع ناامیدیهای جامعه بهویژه نسلهای جوانتری که در سالهای گذشته وضعیت سیاسی بسیاری از کشورها را دستخوش تغییر کرده است.




