مطالعه پیرامون علم بهطور سنتی فلسفه علم نامیده میشد. فلسفه علم به پدیده علم بهعنوان یک فعالیت صرف شناختی نگاه میکند: علم برای شناخت حقیقت است.
در این بینش دانشگر جویای حقیقت است و در جستوجوی نظریههای جدید علمی است که واقعیت را منعکس میکند. انگیزه عالم یا دانشگر خلاق بودن است و میخواهد همواره نوآور باشد. از فارابی تا فیلسوفان علم قرن گذشته همگی انگیزههای شناختی علما و دانشمندان را بدیهی گرفتهاند. دانشمندان ایثارگرانی هستند که خود را وقف جامعه و شناخت حقیقت کردهاند. هنگامی که یک دانشگر در فعالیتهای اجتماع علمی مشارکت میکند باید خود را به هدف جمعی آنها متعهد کند و امیال شخصی خود را محدود یا سرکوب کند. به عبارت دیگر، امیال شخصی و انگیزههای شخصی، در این بینش کلاسیک از علم، عناصری هستند ناشی از بیخردی یا بیاخلاقی و مغایر با خردورزی علمی. تحولهای علمی در نیمه دوم قرن گذشته، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، به بازنگری جدی در این دید کلاسیک از علم منجر شد. رشد بینظیر علم، رشد تعداد دانشگران، توجه جامعه به پدیده علم و نقش کارآفرینی و ثروتآفرینی آن نشان داد که علم تنها فعالیت شناختی نیست، بلکه فعالیت اجتماعی نیز هست. پس مطالعات علم رهیافت سنتی خود، یعنی تحلیل منطقی، را کنار گذاشت و تحتتاثیر رهیافت جامعهشناختی قرار گرفت. به این ترتیب، چرخش جامعهشناختی مبانی نگرش کلاسیک به خرد علمی را تکان داد. به دانشگران دیگر بهصورت ایثارگرانی نگاه نمیشد که همه یکسان بودند و بهدنبال کشف حقیقت. همینطور، اینگونه نیست که دانشگران با یکدیگر همکاری میکنند به خاطر هدف شریف دستیابی به حقیقت که هدف جمعی علما است، بلکه با یکدیگر بر سر منابع محدود سازمانهای علمی در رقابت هستند.
رضا منصوری - معاون پیشین پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
رضا منصوری، عضو هیات علمی فرهنگستان علوم که در سالهای ۸۴-۱۳۸۰ معاونت پژوهشی وزارت علوم را به عهده داشت به تازگی یادداشتهایی را پیرامون علم منتشر کرده است. «گسترش صنعت» چهارشنبهها آخرین دستاوردهای علمی وی را بازنشر میدهد.
رضا منصوری - معاون پیشین پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری




