امیر مهرزاد: اشتغالزایی در سطح استانها و مناطقی که به اصطلاح کمبرخوردار نامیده میشوند از جمله دلمشغولیهای کنونی دولت دوازدهم است.
توسعه نامتوازن و نبود زیرساختها و امکانات مناسب برای بخش خصوصی در مناطق کم برخوردار باعث شده ساکنان مناطق کم برخوردار چشم امیدی به توسعه و اشتغال صنعتی و پایدار نداشته باشند. این اتفاق علاوه بر آسیبهای اجتماعی و مهاجرتهای اجباری به مرکز کشور و مناطق برخوردار باعث میشود بخش قابل توجهی از سرزمین نیز بدون استفاده باشد و به واسطه این اتفاق تراکم جمعیت نیز دچار نوسانهای شدید شود. با این حال برخی دستگاهها و سازمانهای دولتی حتی در مناطق کمبرخوردار و روستاهای دورافتاده دارای امکانات و ظرفیتهایی هستند که از متوسط داراییهای آن منطقه بسیار بیشتر است. این موضوع در شرایطی تبدیل به معضل شده که سازمانها و نهادهای دولتی از این امکانات استفاده چندانی برای اشتغالزایی نمیکنند. به عبارت دیگر بودجهها و درآمدها هزینه تامین تجهیزاتی میشود که بیشتر رنگ مصارف شخصی به خود گرفتهاند تا تجهیزاتی برای رفع مشکلات آن منطقه یا روستا.کاظم دلخوش اباتری، سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتوگو با «گسترش صنعت» به این موضوع پرداخته و طرحی را با عنوان بسیج اقتصادی در اینباره تشریح میکند. در ادامه گفتوگوی «گسترش صنعت» با این عضو کمیسیون اقتصادی آمده است.
بیکاری و نبود شغل مناسب از اصلیترین معضلاتی است که اکنون در مناطق کمبرخوردار دیده میشود. چه پیشنهادی برای خروج از این وضعیت دارید؟
یکی از طرحهایی که برای رفع این مشکل ارائه کردم، موضوع بسیج اشتغال است. یک روز وظیفه بسیج ۲۰ میلیونی این بود که وارد جبهههای جنگ شود. آن موقع کشور ظرفیتی به نام بسیج داشت با وظیفهای مشخص که بسیج هم آن وظیفه را به خوبی انجام داد. امروز وظیفه بسیج تغییر کرده و به عنوان سازمانی منسجم باید به رفع معضلات دیگر در کشور بپردازد. آنچه در این زمینه اهمیت دارد، برنامهریزی برای این سازمان توانمند است. بسیج امروز باید وظیفه اشتغال را بر دوش بکشد. تجربه ثابت کرده نگاه مردم به بسیج، مثبت است و این نیروها میتوانند معضلاتی را که در زمینه اشتغال وجود دارد، برطرف کنند. از جمله مشکلات کنونی در حوزه اشتغال نزدیکی میزان اشتغالزایی در سال به میزان زاد و ولد است. به عبارت دیگر با اینکه دولت اشتغالزایی میکند اما تعداد بیکاران ثابت خواهد ماند. برای خروج از این بحران تنها سیاستی که میتواند مشکلات پیش روی کشور را برطرف کند، استفاده از تمام ظرفیتها در استانها، شهرها، شهرستانها و روستاهای کشور است. تمام دستگاهها باید از تمام ظرفیت خود با یک روحیه بسیجی استفاده کنند تا اشتغال ایجاد شود. در این صورت میزان اشتغالزایی از زاد و ولد سبقت میگیرد و رفتهرفته میتوان بحران بیکاری را برطرف کرد. در سطح شهرستانها اکنون دستگاهها و ماشینآلات بسیاری وجود دارد که از آنها استفاده نمیشود. نباید امکاناتی که در شهرستانها و روستاها وجود دارد بدون استفاده بماند. بروکراسی و در برخی موارد انحصارطلبی برخی از سازمان و ارگانها باعث شده که امکانات قابل توجهی بدون استفاده باشد. این اتفاق در حالی رخ میدهد که همان امکانات میتواند ظرفیتی برای اشتغال ایجاد کند.بسیج اقتصادی در صورتی میتواند این گره را باز کند که به طور ستادی وارد میدان اشتغالزایی شود. میتوان این ستاد را در سطح استانها با ریاست استاندار تشکیل داد. متاسفانه حتی در محرومترین مناطق کشور و در دوردستترین روستاها برخی سازمانها و نهادهای دولتی وجود دارد که امکانات بسیاری در اختیار آنها قرارداده شده است. با این حال امکانات موجود آنها تاثیری در اشتغالزایی یا رفع مشکلات روستا و شهرستان ندارد. بسیج اقتصادی میتواند از ظرفیتهای موجود برای اشتغالزایی و رشد منطقه استفاده کند. بسیاری از سازمانها اکنون زمینهای زیادی در دست دارند که این زمینها در مناطق محروم و کمبرخوردار است. تملک این زمینها در حالی به نام دولت و سازمانهای دولتی است که در برخی مناطق مردم کنار دام و طیور خود زندگی میکنند. سازمانهایی که مالک این زمینها هستند هم کاری روی زمین انجام نمیدهند که نشان از بروز توسعه در سالهای آینده باشد. بسیج اقتصادی با استفاده از این ظرفیتها میتواند زمینهساز توسعه و اشتغال باشد.
ورود سرمایه از بخش غیر اصلی به بخش اصلی اقتصاد یکی از مواردی است که باعث میشود صنعت به رونقی مناسب برسد و اشتغال به وضعیتی بهتر دست یابد. فکر میکنید این سیاست بتواند در مناطق کم برخوردار اجرایی شود؟ همچنین مشوقهای دولتی در این زمینه چه نقشی میتوانند داشته باشند؟
بیکاری و ناتوانی در جذب سرمایه به بخش اصلی اقتصاد از جمله مشکلاتی است که امروزه در کشور وجود دارد و باعث بروز اختلالات بسیاری شده است. در دوران گذشته به دلیل افزایش سود بانکی سرمایههای قابل توجهی از چرخه تولید خارج شد و به بانکها رفت. به بیان دیگر در طول دولت نهم و دهم به دلیل افزایش سود بانکی، مردم ترجیح دادند سرمایههای خود را در بانک گذاشته و سود تضمینی دریافت کنند. این اتفاق در شرایطی رخ داد که کشور در تحریم بود و نیاز داشتیم سرمایه مردم به بخش تولید وارد شود اما به دلیل بالا بودن سودهای بانکی این اتفاق رخ نداد و سرمایه وارد بانک شد.رفتهرفته چرخه تولید در کشور تضعیف و از تعداد تولیدکنندگان نیز کاسته شد. بر این اساس اتفاقی که در آن دوران رخ داد، بروز مشکلات عدیده در بخش تولید بود و مشکلاتی که تا پیش از آن وجود نداشت. بسیاری از زیرساختهای تولید از بین رفت و بر تعداد بیکاران نیز اضافه شد. اکنون با اینکه دولت یازدهم و دوازدهم توانست سود سپرده را کاهش دهد اما وجود مشکلات ساختاری به دلیل سیاستهای گذشته هنوز موانعی جدی بر سر راه تولید کشور قرار داده است. اکنون اگر دولت قصد دارد معضل سرمایهگذاری در بخش تولید را برطرف کند ابتدا باید زیرساختهای تولید و فرهنگ اشتغال را در کشور اصلاح کند. معضلاتی که امروز در بخش تولید وجود دارد، پیچیدهتر از موضوعی است که تنها با کاهش سود سپرده بتوان آن را تقویت کرد. برخی کارشناسان معتقدند دانش فنی موجود در کشور توان تولید رقابتی را از تولیدکنندگان گرفته و باعث میشود تولیدکنندگان در زمینه صادرات متحمل شکستهای اقتصادی شوند. این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
یکی از مشکلات جدی امروز دانش فنی ناکافی در بسیاری از زیرشاخههای صنعت است. این معضل باعث میشود محصول تولید شده رقابتی نباشد و نتواند در بازار سهم مناسبی کسب کند. حتی اگر با سیاستهای ممنوعیت واردات یا افزایش تعرفهها نیز این محصولات به بازار تحمیل شوند باید در نظر داشت که سطح تولید ایران رشدی ندارد و لازم است این واقعیت را بپذیریم. علاوه بر این معضل دیگری که وجود دارد از دست رفتن بازارهای جهانی است. شاید با چنین سیاستهایی بتوانیم محصولات داخلی را در بازار داخل به فروش برسانیم اما راه خروج از بحران با صادرات همراه است و این سیاستها باعث میشود صادرات را از دست بدهیم. به عبارت دیگر اگر زیرساختهای تولید رقابتی در کشور ایجاد نشود اقتصاد ما با اینکه تحریم نیست اما به طور جزیرهای باقی خواهدماند.




