مدیریت آینه

به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم

به جایی که امید نیست، امید
به جایی که دروغ هست، راستی
و در نور خدایی گام برداریم. معنی زندگی این است
فیلسوف یونانی با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد: آیا کسی سوالی دارد؟ نویسنده‌ای مشهور که در بین حضار بود، پرسید: جناب آقای فیلسوف، معنی زندگی چیست؟
همه حضار خندیدند. فیلسوف مردم را به سکوت دعوت کرد، سپس کیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینه گرد و کوچکی را بیرون آورد و گفت: «موقعی که بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌کردیم. روزی در کنار جاده چند تکه آینه شکسته از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا کردم. بزرگترین تکه آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ، گِردش کردم. همین آینه‌ای که حالا در دست من است و ملاحظه می‌کنید، سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع کردم به بازی با آن و بازتاباندن نور خورشید به هر سوراخ و سنبه و درز و شکاف کمد و صندوقخانه و تاریک‌ترین جاهایی که نور خورشید به آنها نمی‌رسید. از اینکه با کمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط دنیا را نورانی کنم به‌قدری شیفته و مجذوب شده بودم که وصفش مشکل است. درواقع، بازتاباندن نور به تاریک‌ترین نقاط اطرافم، بازی روزانه من شده بود.آینه را نگه داشتم و در دوران بعدی زندگی نیز هر وقت که بیکار می‌شدم آن را از جیبم درمی‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم. بزرگ که شدم دریافتم این کار یک بازی کودکانه نبود، بلکه استعاره‌ای بر کارهایی بود که احتمال داشت بتوانم بازندگی خود انجام دهم. بعدها دریافتم که من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است و تنها در صورتی تاریک‌ترین نقاط عالم را نورانی خواهد کرد که من باز تابش دهم. من تکه‌ای از آینه‌ای هستم که از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم، با وجود این، هرچه که هستم، می‌توانم نور را به تاریک‌ترین نقاط عالم، به سیاه‌ترین نقاط قلوب انسان‌ها منعکس کنم و سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسان‌ها شوم. شاید دیگران نیز متوجه این کار شوند و همین کار را انجام دهند. به‌طور دقیق این همان چیزی است که من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی است.»بازتاباندن نور به تاریکی وظیفه هر انسانی است که به آینده بهتر اطرافش فکر می‌کند، مهم نیست که در کجای عالم متولد شده باشید و چه فرهنگی را کسب کرده باشید، مهم این است که نیت ذهنی شما برای جامعه‌ای که دوست دارید چیست و برای آن‌چه می‌کنید؟ نگاه هرکدام از ما به جهان پیرامون می‌تواند با اعمال و رفتاری که از صبح تا شام انجام می‌دهیم، معنا یابد.پرتاب کردن یک آشغال ساده به کوچه و خیابان، حرکتی غیرعادی از پنجره اتومبیلی که در آن نشسته‌ایم، تجاوز به حریم همسایه با صدایی نابجا و ده‌ها کاری که هرکس در حریم خصوصی یا عمومی انجام می‌دهد بر دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تاثیر می‌گذارد.مدیریت، تلاشی است برای بازتابش منابع نورانی افرادی که با عشق کنار ما برای تولید محصولی بهتر، کشفی تازه‌تر، صنعتی مناسب‌تر از صبح تا شب و از شب تا صبح تلاش می‌کنند تا زندگی را معنایی جاودانه از کار و زحمت تعریف کنند.مدیریت، آینه همکارانی است که در مجموعه فرهنگ کار، برای گذران زندگی و سیر کردن شکم خود و اطرافیان، یا به قصد و نیتی با توقع مزد و پاداش یا بی‌توقع دستمزد روزانه، به نتیجه دلخواه می‌رسند و گاه نمی‌رسند.مدیریت آینه، فهمیدن و درک کردن این نگاه ساده است که منبع نور و تلاش، جایی دیگر نهفته است، در دستان پینه‌بسته هزاران کارگر زحمتکش و فکر و اندیشه صدها کارمند و کارشناس همکار، که باید قدردان یکایک آنها بود و همه پیروزی‌ها را به‌حساب خود ننوشت.
حضرت عشق، مولانای بزرگ می‌فرماید:
چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها
تا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها
بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش
در هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها
بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی
تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگ‌ها
با این‌چنین تابانیت دانی چرا منکر شدند
کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگ‌ها
گر نی که کو رندی چنین آخر بدیدندی چنان
آن‌سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگ‌ها
چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند...
ناصر بزرگمهر - مدیر مسئول