مژده پورزکی- محمدحسن سیدزاده- امیر مهرزاد: در روزهای سخت مطبوعات کشور که شرایط مالی و فضای غیررقابتی رسانهها به دومینوی تعطیلی نشریهها منجر شده رسیدن به هزارمین شماره یک نشریه تخصصی میتواند امری شگفتانگیز در عالم مطبوعات باشد.
روزنامه گسترش صمت در حالی امروز هزارمین شماره خود را تجربه میکند که در دوران مدیریت جدید در قالب موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت پا در عرصه روزنامههای مستقل گذاشته است.
«گسترش صمت»، ۲۵ سال از عمر ۳۰ ساله خود را در قالب نام «گسترش صنعت» حیات داشت که در سال ۹۲ به کار خود پایان داد اما از ۱۷ مرداد ۹۳ در قالبی جدید با عنوان «گسترش صمت» با مدیریت جدید فعالیت خود را از سر گرفت. در طول عمر ۴ ساله دوران جدید حیات این روزنامه که با تشکیل موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت همراه بود ۳ روزنامه تخصصی شامل «گسترش صنعت»، «گسترش تجارت» و «گسترش معدن» و پایگاه خبری گسترش پا در عرصه مطبوعات کشور گذاشتند. با توجه به تغییر ساختار این روزنامه از دولتی به خصوصی در طول این سالها همواره حاشیهها و شایعهها از سوی برخی رسانهها در فضای مطبوعاتی کشور مطرح شده است. بر همین اساس، به مناسبت هزارمین شماره روزنامه گسترش صمت در قالب گفتوگویی صمیمانه با ناصر بزرگمهر، مدیرعامل موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت که از پیشکسوتان عرصه روزنامهنگاری کشور نیز هست به چالشهای مدیریت روزنامهها در کشور، مشکلات پیش روی این روزنامه در طول ۴ سال گذشته، روند خصوصی شدن این مجموعه و تمام شایعههایی که در برخی از رسانهها مطرح شده پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
امروز روزنامه گسترش صمت هزارمین شماره خود را در زمان مدیریت شما تجربه میکند. در طول این دوره جدید تغییرات ساختاری زیادی در این روزنامه اتفاق افتاده و تلاشهای بسیاری برای استقلال این موسسه شده است اما هنوز برخی مخاطبان این موسسه را با برچسب وزارت صنعت، معدن و تجارت میشناسند. نشریههای این موسسه تا چه حد به ساختار دولتی وزارت صنعت، معدن و تجارت وابستگی دارد؟
روزنامه صمت در دوره جدید از آغاز به پیشنهاد مهندس نعمتزاده وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت به گونهای طراحی شد که به صورت خودکفا اداره شود. ابتدا مقرر شد در یک سال با کمکهای این وزارتخانه روزنامه منتشر شود و پس از آن بتواند به سمت خودکفایی حرکت کند اما احساس کردیم اگر از همان شماره اول خودکفا باشیم بهتر از این است که تا یک سال وابسته باشیم. بر همین اساس، موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت به صورت مستقل طراحی شد و با تشکیل هیاتموسس به ثبت رسید. از همان آغاز تشکیل موسسه تمام اعضا در دفترخانه رسمی این موضوع را امضا کردند که هیچگونه امتیازی از ثبت موسسه به شکل حقیقی شامل آنها نمیشود اما متاسفانه برخی از دوستان ما در روزنامههای دیگر از این موضوع آگاه نبودند و چند تن از دوستانی که در تشکیل موسسه به ما کمک کرده بودند را مورد اتهام قرار دادند. موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت در ادامه فالیت خود بخشی از سهام موسسه را به تمام همکاران روزنامه با هر عنوانی که فعالیت میکردند واگذار کرد. درحالحاضر نیز این موسسه ۸۰ سهامدار دارد.
در طول ۴ سال گذشته چه کمکهای مادی یا معنوی از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت به موسسه شده است؟
از شماره یک دوره جدید، روزنامه به صورت خودکفا آغاز به کار کرد و به هیچ عنوان هیچگونه کمک یا بودجهای از نظام دولتی به روزنامه داده نشده است و حتی اگر میخواستند کمک هم بکنند مطابق قانون بودجه امکانپذیر نبود و هم وزیر وقت توصیه کرده بودند که این امر انجام نشود. در طول این سالها تمام هزینهها از محل فروش، آگهیها و یارانهای بوده که به تمام مطبوعات پرداخت میشد. موسسه صمت در این ۴ سال شاید فقط از عنوان صمت استفاده کرده باشد. این امر نیز با توجه به تخصصی بودن این روزنامه طبیعی است که همچون تمام دستاندرکاران یک تخصص باید از رسانههای تخصصی خودشان حمایت مادی و معنوی کنند. سوال اینجاست که اگر امروز یک روزنامه تخصصی صنایع معدنی وجود دارد که درحالحاضر تنها نشریه تخصصی این صنعت است، نباید مورد حمایت معادن و صنایع معدنی باشد؟ نباید این روزنامه را در مجامع به عنوان روزنامه رسمی انتخاب کنند؟ این حمایتها موضوعهایی است که از خرید یک نسخه روزنامه تا دادن آگهی میتواند انجام شود. این موضوعها گاهی سوءتفاهم ایجاد میکند و نوع برداشتها متفاوت است. گسترش صمت روزنامهای نیست که یکشبه متولد شده باشد بلکه ۲۵ سال در حال انتشار بوده است، با این تفاوت که در گذشته دولتی بوده اما در دوره جدید تمام تلاشها بر این مبنا بوده تا خصوصی شود. دولت نیز براساس اصل ۴۴ قانون اساسی تمام تلاش خود را میکند تا سازمانهای بزرگ دولتی را واگذار کند. حال یک موسسه مطبوعاتی بسیار کوچک با یک گردش مالی ناچیز به یکباره مورد توجه رقیبان و رسانهها قرار میگیرد. امتیاز نشریهها هیچگونه قیمتی در وزارت ارشاد ندارد؛ هر کسی میتواند با مراجعه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با تشکیل پرونده پروانه انتشار یک روزنامه یا مجله را بگیرد.
با توجه به اینکه زمزمههایی مبنیبر خصوصی شدن سایر موسسههای مطبوعاتی همچون همشهری نیز مطرح است، فرآیند قانونی خصوصی شدن یک موسسه مطبوعاتی چگونه است و سهامی شدن مطبوعات چه تاثیری بر مدیریت رسانه دارد؟
موسسههای مطبوعاتی در ایران به صورت حقیقی و حقوقی اداره میشوند؛ حقیقی به این معناست که صاحب امتیاز و مسئول روزنامه یک شخص است. تمام روزنامههای اقتصادی کشور از جمله دنیای اقتصاد، عصر اقتصاد، جهان صنعت، صبح اقتصاد، هدف و اقتصاد، اقتصاد پویا و بقیه به افراد متعلق هستند. روزنامههای حقوقی تعداد اندکی حدود ۱۰ روزنامه را شامل میشود که میتوان به روزنامههای ایران متعلق به دولت، همشهری متعلق به شهرداری، شهروند متعلق به هلال احمر و جامجم متعلق به صداوسیما و قدس متعلق به آستان قدس رضوی اشاره کرد، روزنامه کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی را نیز میتوان جزو بنیادهای عمومی تلقی کرد. روزنامههایی که جنبه حقوقی دارند هیچگونه نگرانی از بابت دخلوخرج خود ندارند و بیشتر به دنبال اهداف خاصی هستند که در راستای حمایت از سازمانشان یا دولت است. در روزنامههای حقیقی نیز تمام سود و زیان متوجه یک فرد است. اما موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت برای نخستینبار به کمک مهندس محمدرضا نعمتزاده سعی کرده نوع سومی از اداره روزنامه را تشکیل دهد که متعلق به تمام کارکنان آن موسسه مطبوعاتی است. من در ۴۵ سال سابقه روزنامهنگاریام همیشه آرزوی تحقق این موضوع را داشتم که تمام فعالان یک مجموعه در سود و زیان آن رسانه سهیم باشند و عاشقانه به آن مجموعه نگاه کنند. تخصصی شدن روزنامهها نخستین راهکار و سهامی شدن رسانهها دومین راهکار برای بقای مطبوعات است. در شرایط امروز مطبوعات که هزینههای ثابت حدود ۴۰ درصد، هزینههای متغیر هم ۴۰ درصد و هزینههای جاری ۲۰ درصد هزینههای یک روزنامه را تشکیل میدهند انتشار چندین نشریه در قالب موسسههای مطبوعاتی میتواند سهم هزینههای ثابت تمامشده یک روزنامه را بسیار کاهش دهد. امروز در موسسه صمت ۴ روزنامه و یک پایگاه خبری در کنار هم و در یک مکان تولید میشود و بهرهوری بالا رفته است.
برخی شایعهها درباره میزان دریافتی یارانه موسسه صمت در برخی رسانهها منتشر شد. در طول این ۴ سال این موسسه چه میزان یارانه دریافت کرده است؟
یکی از اتفاقهای خوبی که در معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت یازدهم رخ داد این بود که فهرست کامل تمامی کمکها و یارانههای وزارت ارشاد به مطبوعات در سایت معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد و اکنون تمام گزارشهای پرداختی در دسترس عموم قرار دارد. برخی از روزنامهها در سالهای ۸۳ یا ۸۴ حدود یک میلیون دلار یارانه ارزی دریافت کردهاند. روزنامه صمت در تمام دوران ۲۵ سال قبل از مدیریت جدید با عنوان اینکه نشریه دولتی بوده یک ریال یارانه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نکرده است. در دوره جدید نیز در سالهای ۹۳، ۹۲و ۹۴ با توجه به اینکه وزارت ارشاد هنوز مکاتبات روزنامه را به عنوان یک روزنامه خصوصی مورد تایید قرار نمیداد حتی یک ریال کمک یارانهای به روزنامه پرداخت نکرد. در سال ۹۵ نیز در مجموع، کمترین یارانهای که به یک روزنامه در ایران پرداخت میشود یعنی حدود ۱۳۰ میلیون تومان به موسسه صمت پرداخت شده است در حالی که در جدول معاونت مطبوعاتی روزنامههایی وجود دارد که بیش از یک میلیارد تومان یارانه گرفتهاند که بخشی از آنها یک سوم تیراژ این موسسه را نیز ندارند. روزنامه صمت درحالحاضر تنها روزنامه تولیدی در کشور است که هر صفحه آن را یک خبرنگار اداره میکندو دارای هویت مستقل است.
با توجه به اینکه در آستانه پایان سال قرار داریم چه برنامهای برای این موسسه در سال آینده دارید؟
روزنامه صمت در دوره جدید ۴ ساله خود تا پایان امسال ۱۰۱۰ شماره روزنامه منتشر میکند. در طول این ۴ سال تلاش کردیم با ایجاد یک سیستم زیربنایی یک موسسه مطبوعاتی به نسبت موفق را در حوزه تشکیلاتی داشته باشیم. تاکیدم بر حوزه تشکیلاتی است زیرا ممکن است از نظر کیفی و استقبال خوانندگان نتوانسته باشیم به ایدهآلهای خودمان دست پیدا کنیم اما تیم حرفهای و جوانی در این ساختار دور هم جمع کردهایم؛ در شرایط سختی که هزینههای کاغذ و چاپ بهشدت افزایش یافته و رشد هزینهها در پایان سال ۹۶ به طور تقریبی به میزان ۲ برابر هزینههای آغاز سال شده است و همین امر باعث شده هزینهها و درآمدهای موسسه با یکدیگر همخوانی نداشته باشد. همه نشریههای کشور روزهای سختی را میگذرانند. متاسفانه تعدادی از نشریهها چاپ روزهای پنجشنبه خود را حذف کردهاند. از آنجا که بخشی از مخاطبان صمت نیز در سازمانها و ارگانهای مختلف پنجشنبهها تعطیل هستند درحالحاضر به صورت آنلاین و با تیراژ محدود منتشر میکنیم اما شاید در آینده مجبور شویم روزهای پنجشنبه روزنامه نداشته باشیم. از سوی دیگر، بعد از ۴ سال انتشار و نبود حمایت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر سازمانهای مسئول، به نظر میرسد ناچار باشیم در شیوه اداره موسسه تغییراتی ایجاد کنیم. کاهش صفحهها، کاهش نیروی انسانی را در پی خواهد داشت. همچنین، اگر بنا باشد روزنامه به صورت حقیقی منتشر شود لزومی به ادامه حیات در چارچوب تشکیلاتی حقوقی نیست. موسسه صمت به این نتیجه رسیده که امکان ادامه حیاتش درحالحاضر به این شکل وجود ندارد اما به صورت محدودتر و کوچکتر فعالیت خود را ادامه خواهد داد. در نتیجه در سال آینده نشریه با تعداد صفحههای کمتر، به صورت محدودتر منتشر میشود تا ببینیم در سالهای آینده وضعیت مطبوعات به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد اما اطمینان دارم هنوز هم در کشور میتوان موسسههای مطبوعاتی را با قدرت ایجاد و مدیریت کرد.
الگوی موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت در زمینه ایجاد روزنامههای تخصصی شاید برای نخستینبار در کشور اجرا شده باشد. در این الگو چه رویکردی را دنبال میکردید؟
یکی از راههای بقای مطبوعات در دوران جدید که با پیشرفت فناوری و اینترنت همراه بوده تخصصی شدن مطبوعات چاپی و پیدا کردن مخاطب است زیرا مطبوعات بدون مخاطب معنا و مفهوم ندارد. دراین فضا روزنامههای عام و خبری دیگر امکان ادامه حیات ندارند. خبر امروز از خانواده مطبوعات جدا شده و متعلق به ابزارهای آنلاینی همچون تلگرام، اینستاگرام و... است و تمام آنچه در گذشته به عنوان رسانه و خبر میشناختیم در گوشی تلفن همراه خلاصه شده است. بنابراین، خبر باید از روزنامه مکتوب حذف شود و در قالب گفتوگو و گزارش به تحلیل اخبار تخصصی بپردازیم. الگویی که در موسسه صمت اجرا شد و به دنبال آن بودیم این بود که تخصصهای مختلف را مورد توجه قرار دهیم و برای هر کدام نشریهای خاص منتشر کنیم.
پیدا کردن مخاطب در روزنامهای تخصصی بسیار سختتر از روزنامه عام است. مخاطب خود را چگونه پیدا کردید و گمان میکنید چقدر در این زمینه موفق بودید؟
روزنامه گسترش معدن به طور تقریبی مخاطب خود را پیدا کرده و طبیعی است که مخاطبان این عرصه استادان دانشگاه، مهندسان معدن و تمام صاحبان معادن و صنایع معدنی و فعال این عرصه هستند اما در حوزههای دیگر نتوانستیم چندان موفق باشیم برای اینکه باید در حوزههای دیگر همچون صنعت خردتر میشدیم و به موضوعهای تخصصیتر میپرداختیم. نشریه تخصصی خودرو مخاطب خود را بهتر از یک نشریه صنعتی پیدا میکند زیرا به یک صنعت خاص با نگاه دقیق و جزئی میپردازد. به طور مثال، دوران انتشار نشریههای ادبی گذشته و باید نشریه تخصصی شعر منتشر کرد. در این مسیر کوتاهنویسی را نیز باید طور جدی مورد توجه قرار داد. مجلههای قطوری که امروز منتشر میشوند، خوانده نمیشوند و تنها نگاههای انتلکتوئلی و آوانگاردی که در جامعه وجود دارد باعث میشود برخی از آنها خریداری شود. مردم فرصت ورق زدن مجلههای ۳۰۰ صفحهای هفتگی را ندارند و باید کوتاه و تخصصی به موضوعها پرداخت تا برای مخاطب جذاب باشد.
شبکه توزیع در مطبوعات چه میزان در دیده نشدن نشریههای تخصصی و کمرنگ شدن روزنامه در بین مردم نقش دارد؟
متاسفانه جامعه کشور اهل مطالعه نیست و این موضوع شامل مطبوعات نیز میشود. در این میان مافیای توزیع به همه این شرایط بد دامن زده است. کیوسکهای مطبوعاتی به هیچ عنوان فضای مناسبی برای عرضه روزنامه نیستند و هیچ سازمانی نیز خود را مسئول ساماندهی نمیداند. برخی از این کیوسکها بدون آنکه یک روزنامه در طول روز بفروشند دارای سرقفلیهای چند میلیارد تومانی هستند و این جای سوال دارد. این کیوسکها مشغول فعالیتهای غیرمطبوعاتی شدهاند و فروش سیگار یکی رایجترین کارهایی است که انجام میدهند. مطبوعات مظلومترین، ضعیفترین و ارزانترین کالای کیوسک مطبوعاتی است. در هیچ جای جهان و حتی ایران محصولی وجود ندارد که به صورت رایگان و امانی تحویل توزیعکننده داده شود. کیوسکهای مطبوعاتی برای آدامس و پفک پول میپردازند به همین دلیل از آنها مراقبت میکنند اما روزنامه و مجله تنها محصولی است که به صورت امانی به کیوسکها داده میشود و آنها هیچ مراقبتی در مقابل باران و آفتاب از آن نمیکنند. فضای کیوسک مطبوعاتی برای این حجم از روزنامه و مجله مناسب نیست به همین دلیل در پیادهروها گذاشته میشود. بسیاری از مجلهها و روزنامهها به کیوسکها داده میشود اما در معرض نگاه مردم قرار نمیگیرد. این موارد مشکلاتی است که امروز بهشدت شبکه توزیع نشریهها را تهدید میکند و معاونت مطبوعاتی، شهرداری و سایر سازمانها که باید بر این موضوع نظارت کنند تاکنون کوچکترین تلاشی در این زمینه نکردهاند.
در سالهای اخیر رتبهبندی مطبوعات، روزنامهها را به جای تاثیرگذاری و جذب مخاطب، به سمت و سوی افزایش تعداد محتوای تولیدی پیش برده و همین امر مشکلاتی را از نظر جذب مخاطب، تعداد خبرنگاران و مسائل مالی به وجود آورده است. آیا مواردی که در رتبهبندیها مورد توجه قرار میگیرد، مطابق با الزامات تحول مطبوعات است؟
رتبهبندی نتیجه یک کار گروهی بوده که تعدادی از روزنامهنگاران در کنار مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این جمعبندی رسیدهاند. این کار برای استفاده از مزایایی که وزارتخانه برای رسانهها درنظر گرفته است، انجام شده و بدیهی است. نمیتوان همه روزنامهها را برابر و مساوی با هم دانست. روزنامهای که تلاش میکند در تعداد صفحهها بیشتر منتشر شود و کاملا حرفهای است و دارای گروه نویسنده، عکاس، ویراستار و و ساختار تشکیلاتی مجزاست را نمیتوان با روزنامههایی که به صورت خانوادگی اداره میشود، مقایسه کرد. علاوهبر این، بعد از رشد خبرگزاریها خیلی از روزنامهها کپیکار شدند که باید حساب آنها را از روزنامههایی که تولید محتوا میکنند، سوا کرد. از این رو، طرح رتبهبندی اجرا شد تا هم تمایزی در رسانهها داده شود و از سوی دیگر، بساط کپیکاری برچیده شود. البته در مرحله اجرا مانند همه امور اجرایی خطاها و نواقصی داشتیم.
درحالحاضر شاهد دومینوی تعطیلی روزنامهها در کشور هستیم. دولت تاکنون چه اقدامهایی برای زنده نگه داشتن مطبوعات در جامعه انجام داده است؟
دولت برای ایجاد شغل در یک کارگاه کوچک حداقل هزینه را ۳۰۰ میلیون تومان اعلام کرده است. با توجه به نوع صنایع که ساده تا پیشرفته را شامل میشود این عدد از ۳۰۰ میلیون تومان شروع شده و به چندین میلیارد تومان میرسد. این در حالی است که موسسههای مطبوعاتی با اعدادی بسیار کمتر از این اداره میشوند و دولت با یک دهم این عدد میتواند به موسسههای مطبوعاتی کمک کند تا مشاغل مختلف را زنده نگه دارد. به طور مثال، در موسسه حدود ۵۰ نفر در بخش تحریریه، ۵۰ نفر در بخش فنی، اداری، ویراستاری، مالی و خدماتی، ۵۰ نفر در حوزه توزیع و ۱۵۰ نفر نیز در ۳۰ نمایندگی استانی این موسسه مشغول به فعالیت هستند که در مجموع ۳۰۰ نفر در این مجموعه مشغول به کار هستند. به طور طبیعی با کمی حمایت از مطبوعات و کم شدن دشمنیهایی که به هیچ رسانهای کمک نمیکند این شرایط میتواند ادامه داشته باشد. پیشنهاد میکنم دولت موسسههای مطبوعاتی را هم در حد کارگاههای کوچک صنعتی مورد توجه قرار دهد و براساس نیروی انسانی که در آن فعال هستند کمکهای خود را تقسیم کند. درحالحاضر متاسفانه هیچگونه کمک مشخصی به موسسههای مطبوعاتی نشده است. این در حالی است که تعدادی نشریه بودهاند که در روزهای انتخابات بیش از ۳ میلیارد تومان از دولت دریافت کردهاند در حالی که تعداد نشریههای حامی دولت بسیار بیشتر بوده است اما وقتی بحث توزیع یارانه مطرح شد تنها چند روزنامه نورچشمی این کمکها را دریافت کردند. این در حالی است که این روزنامهها در دولتهای گذشته نیز بیشترین توجه را داشتهاند و عین گربه مرتضی علی عمل میکنند.
یکی از انتقادها به فضای مطبوعاتی نحوه و میزان صدور مجوز نشر است؛ امروز مجوزهای زیادی صادر میشود و صاحب امتیاز آن تنها میتواند شماره صفر یا یک نشریه خود را منتشر کند و بعد به دلیل مشکلات مالی و سوءمدیریت زمینگیر میشوند. همچنین بسیاری از مدیران رسانه بهویژه در مجلههای کوچک، خود رسانهای نیستند. حال اینکه برخی میگویند مشکلات مطبوعات ناشی از سختگیری نداشتن بر روند صدور مجوز مطبوعات و تسریع روند آن است. شما با این انتقاد موافق هستید؟
من معتقد هستم مجوز زیادی داده نشده است. ما برای ۸۰ میلیون نفر جمعیت، حدود ۸ هزار پروانه صادر کردهایم. از این تعداد فقط۵۰ درصد آنها منتشر میشود و نیمی از آنها هم بولتنهای سازمانی هستند. بنابراین من با این انتقاد موافق نیستم. از سوی دیگر، افزایش سختگیری در صدور مجوزهای نشر منطقی نیست. درواقع در بیش از ۱۵۰ کشور هیچ نهاد نظارتی برای صدور مجوز مطبوعات وجود ندارد. صدور مجوز متفاوت از نظارت است. این کشورها نظارت را به شکایت مردم سپردهاند. در بیشتر کشورهای دنیا حتی در برخی از کشورهای پیشرفته شرقی، روزنامه محصول تولیدی است که چاپ و توزیع میشود و اگر کسی به نوشتهای معترض شود، به دادگاههای عمومی مراجعه میکند و شکایت خود را پیگیری خواهد کرد. همچنین باید درنظر داشته باشیم که سختگیری کردن در صدور مجوز مطبوعات به روح دموکراسی آسیب میزند. بنابراین سختگیری در صدور مجوز مطبوعات نمیتواند مشکلات نشر را کاهش دهد.
از سوی دیگر، درحالحاضر معیار تحصیلات مرتبط یا سالهای کار در مطبوعات درنظر گرفته میشود و به نظر میرسد سختگیریها وجود دارد.
بنابراین با شرایط افول روزنامهها روبهرو هستیم. یکی از دلایل مهم چنین شرایطی، خوانده نشدن روزنامهها است. چرا مردم ایران دیگر اشتیاقی به روزنامه خواندن ندارند؟
روشن است که یک روزنامه باید بتواند خواننده داشته باشد. فرهنگ عمومی در مطالعه ضعیف است. کشوری که اهل شعر و ادب و فرهنگ بود امروز کتابخوانی را کنار گذاشته است. این شرایط، کمکاری رسانه ملی، مطبوعات و فرهنگسازان را میرساند. خوانندگان رسانه به دنبال حقایق و واقعیتها هستند. آنها میخواهند آنچه در زندگی احساس میکنند را در روزنامه و مجله هم ببینند. همین که نمیتوانند بخشی از نگاههای خود را در یک رسانه ببینند باعث میشود نگاههای خود را از آن رسانه بردارند. چنانچه روزنامهها بتوانند همه سازمانها، نهادها و ۳ قوه را مورد نقد قرار دهند، میتوانند دوباره خوانندگان خود را بهدست آورند. با این حال، همه اشکالها به موضوع محتوا برنمیگردد و شکل محتوا هم مهم است. درواقع موضوع مخاطب نداشتن روزنامهها را از جنبههای متفاوتی میتوان مورد بررسی قرار داد از جمله اینکه مردم ما سطحیخوان هستند و مطالب عمیق را نمیخوانند. مردم ما تیترخوان و عکسبین هستند. همچنین براساس ارزیابیهایی که شده، حوادث بیشتر از یک گزارش تحلیلی اقتصادی مخاطبپسند هستند. نکته دیگر اینکه باید بپذیریم خبر، متعلق به خبرگزاریها، تلگرام و اینستاگرام و مانند آنها شده است و روزنامهها باید محلی برای بحث و گفتوگو و نقد خبرها باشند. در این میان روزنامههای زرد همیشه مورد توجه عموم مردم قرار میگیرند و مخاطب خود را دارند اما اگر بخواهیم روزنامهای جدی داشته باشیم باید به سمت تخصصی شدن روزنامهها حرکت کنیم تا مخاطبان خود را پیدا کنیم.
در رسانههای خارجی کدام موضوع بیشتر خوانده میشود؟
در سایر کشورهای دنیا هم مطالب جدی مخاطبان کمتری داشته و مطالب سطحی مخاطبان بیشتری دارد و آنچه گفته شد، مختص ایران نیست.
پیش از این هم با مشکل کمبود مخاطبان روبهرو بودهایم اما روزنامهها به امید خوانندگان باقیمانده به کار خود ادامه میدادند. اما مشکلات مالی روزنامهها را از پا در آورده است. آیا راههای درآمدزایی مطبوعات به بنبست رسیده است؟
مطبوعات در هر ۳ روش درآمدزایی یعنی فروش تکنسخه، گرفتن آگهی و یارانهها دچار مشکل هستند. جز این روشها، روش دیگری برای درآمدزایی نداریم. در تکنسخهفروشی به طور تقریبی مردم ما روزنامه را نمیخرند و تیراژهای واقعی برای خرید بسیار کم شده است. از سوی دیگر، تعداد آگهیها زمانی میتواند رشد داشته باشد که تولید در کشور وضعیت مناسب بوده و صاحبان صنایع به فروشهای خوبی دست یافته باشند. در این شرایط برای رقابت با یکدیگر به سمت تبلیغات در رسانهها هجوم میآورند. با وجود این، درحالحاضر وضعیت تولید هم بسیار وخیم است. علاوهبر این، در سالهای اخیر بودجه مطبوعات هم بسیار کاهش یافته و نحوه تقسیم یارانهها هم خیلی عادلانه نبوده است.
با توجه به تمام مسائلی که در فضای مطبوعاتی کشور وجود دارد و به آنها اشاره کردید چه ساختاری را برای اداره یک روزنامه مناسب میدانید؟
همه این سالها به دنبال گروهی بودم تا با هم رسانه سهامداری را بنیان بگذاریم. ایدهای که میخواستیم اجرا کنیم این بود که همکاران رسانهای ما، حداقل یک آجر از رسانه خود داشته باشند اما در این کار به نتیجه نرسیدیم. مشخص شد که در حوزه فرهنگ، توانایی ایجاد موسسهای سهامداری هنوز وجود ندارد. در سینما هم این اتفاق افتاده بود. کارگردانهای مستقل از اهالی سینما خواستند، همگی به طور داوطلبانه در ساخت فیلم مشارکت کنند و بعد از اکران، سود تقسیم بر حدود ۱۰۰ نفری شود که در ساخت فیلم مشارکت کردند اما کمتر کسی پذیرفت. مطبوعات هم ظرفیت سهامداری را داشت. اگر این چنین میشد، خبرنگاران ما محتوای کماهمیت را تولید نمیکردند چراکه رشد و بقای صفحه مورد مسئولیت خود را مساوی با حیات کاری خود میدانستند. به هر تقدیر، اعتقاد دارم افرادی هستند که میتوانند همچنان کار کنند، رسانههای خوبی داشته باشند و درآمدشان هم تامین شود. البته باید بدانند که با کار مطبوعات، پولدار نخواهند شد مگر اینکه شرایط ویژهای پیش بیاید. اما میتوان با ذوق و دانش و عشق روزنامه خوبی داشت.




