مجموعهسازی و تشکیل خوشه صنعتی در دهه ۸۰ برای صنعت قطعه مطرح شد. از سال ۱۳۸۰ برنامههای جدی این صنعت اینکه تولید در مقیاس باشد تدوین شد.
در این برنامهها ادغام قطعهسازان کوچک و تشکیل قطعهسازان بزرگ برای کاهش هزینهها و رقابتی شدن قیمتها پیشبینی شد تا در ادامه آنها صادرات داشته باشیم. اکنون نیز در مقاطع مختلف زمانی چنین بحثهایی داغ و تازه میشود اما هنوز روال جدی و اجرایی پیدا نکرده است. برای مثال، برخی از قطعهسازان که به طور مستقیم قطعه به خودروساز تحویل میدهند عنوان میشود این قطعات به مجموعهسازان داده شود. حرکتهایی آغاز شده اما باید ضمن تداوم توسعه نیز پیدا کند. اگر قرار باشد صنعت قطعه در کشور توسعه یابد، بهتر است از روش خوشهای که به لحاظ جغرافیایی نیز نزدیک به کارخانه باشد استفاده شود؛ کاری که شرکت فیات ایتالیا انجام داد و تمامی قطعهسازان در اطراف کارخانه مستقر شدند به طوری که جابهجایی قطعات به حملونقل با کامیون نیاز ندارد. تجربهای دیگر مربوط به ژاپن است؛ در شهری که کارخانه خودروسازی تاسیس شد قطعهسازی نیز با فاصله کم شکل گرفته و قطعهسازان مستقر شدند تا هزینههای حملونقل کاهش یابد و سفارشها سر زمان تعیینشده تحویل شود.
به این ترتیب بخش زیادی از سرمایههای در گردش در انبارهای کارخانه کاهش پیدا کرد. این نوع فعالیتها در کشور شدنی است اما زمانبر بوده بنابراین اراده و همت برای استمرار کارها نیاز است.
امروز جهان در حال رفتن به سوی مجموعهسازی(مگاساپلایر) است، به این صورت که محصولاتی که مجموعهای از قطعهسازان میتوانند آن را با هزینههای کمتر در کنار یکدیگر تولید کنند و این باعث تخصصی شدن فعالیتها میشود. از این رو، تولید در ادامه رقابتی میشود و صادرات نیز رونق میگیرد.
محمدرضا نجفیمنش - رئیس انجمن تخصصی صنایع همگن نیرومحرکه و قطعهسازان خودرویی




